-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 13 آبان 1398 07:26
کهن شود همه کس را به روزگار ارادت مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت گرم جواز نباشد به پیشگاه قبولت کجا روم که نمیرم بر آستان عبادت مرا به روز قیامت مگر حساب نباشد که هجر و وصل تو دیدم چه جای موت و اعادت شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 13 آبان 1398 07:22
نه زمینشناسم نه آسمانپرداز گرفتارم گرفتار چشمهای تو یک نگاه به زمین یک نگاه به زمان زندگی من از همین گرفتاری شروع میشود سبز آبی کبود من چشمهای تو معنای تمام جملههای ناتمامیست که عاشقان جهان دستپاچه در لحظه دیدار فراموشی گرفتند و از گفتار بازماندند کاش میتوانستم ای کاش خودم را در چشمهای تو حلقآویز کنم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 13 آبان 1398 07:20
زن جوان غزلی با ردیف آمد بود که بر صحیفه تقدیر من مسوّد بود زنی که مثل غزلهای عاشقانه من به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود مرا زِ قید زمان و مکان رها میکرد اگر چه خود به زمان و مکان مقیّد بود به جلوه و جذبه در ضیافت غزلم میان آمده و رفتگان سرآمد بود زنی که آمدنش مثل «آ»یِ آمدنش رهایی نفس از حبسهای ممتد بود به جمله...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 آبان 1398 07:41
مرا از همین فاصله دوست بدار تا به امکان پرنده شدن نزدیک شوم به تخیل دیدار به تصور آشنای دیوانگی کنون که ناگزیرِ فاصلهایم و اگر نبودیم شاید روزی بیدار میشدیم و از اسارت این عشق میمردیم من به آرزوهای نرسیده مومنم مرا از همین فاصله دوست بدار کنون که ناگزیرِ فاصلهایم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 آبان 1398 07:40
با لبخندی ساده بشین رو به روم تا من مثل آیینه تماشا کنم بذار آرزوهای گم کردمو تو چشمای مست تو پیدا کنم به جز تو چی میخوتام از این زندگی دل من تو رو آرزو میکنه کنارم بمون رو نگردون ازم تو باشی به من بخت رو میکنه دلم گریه میخواد کجاست شونه هات کجا رفتی ای آرامشم میخوام این شبایی که بارونین با آرامش دستات آروم بشم دلم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 آبان 1398 07:39
به من حق بده بی قرارت بشم قراره تو رو باز عاشق کنم قراره بخندی برای من برای یه اخم تو دق کنم برام از زمستون بگی یخ کنم با گرمای عشقت تنم داغ شه
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 آبان 1398 07:39
به من حق بده بی قرارت بشم قراره تو رو باز عاشق کنم قراره بخندی برای من برای یه اخم تو دق کنم برام از زمستون بگی یخ کنم با گرمای عشقت تنم داغ شه
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 آبان 1398 07:31
عاشق ات شده ام درست مثل این که زمین تنها در تو راه برود و مردهای دیگر تنها راه بروند در امتداد زن هایی که توی کوچه عاشق ات می شوند و توی خواب هایشان کوچ می کنند از لباس های مردانه ات به لباس های مردهایشان من اما همیشه توی لباسی هستم که دکمه هایش را دوخته ای روی پوست نازکم و دلش می خواهد باز شود رو به ساعت هفت روبه زن...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 آبان 1398 07:25
چه قدر دزدیدن نگاه از چشمان تو لذت بخش است گویی تیلهای از چشمام به دلم میافتد بانو! با مردی که تیلههای بسیار دارد میآیی؟
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 آبان 1398 07:24
بلورین است چشمان مردی که تو را گم کرده از زمستان می آید نمی داند شادی پرواز پرستوها در آسمان بهار از چیست!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 آبان 1398 07:15
هر شب که میخواهم بخوابم میگویم صبح که آمدی با شاخهای گل سرخ وانمود میکنم هیچ دل تنگ نبودهام صبح که بیدار میشوم میگویم شب، با چمدانی بزرگ میآید و دیگر نمیرود
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 آبان 1398 07:13
فرقی نمی کند باران ببارد یا نه فرقی نمی کند چشمان تو چه رنگ باشد به خانه می رسم یا نه مهم نیست ! من کلاهی ندارم که از سر بردارم یا دندانی نمانده ست تا لبخندی بسازم من و تو خاطرات درختان یک کوچه ایم ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 آبان 1398 08:13
باران که می بارد یاد تو می افتم لحظه هایم جان می گیرد ، و دلم را به سوی تو روانه می کنم ... نمی دانم چه برقی در نگاه توست ، که با هر لحظه دیدنت آرام می شوم! باران که می بارد نگاهم به هر طرف می چرخد تو را در آستانه چشمانم می بینم ... گوشه ای می نشینم و به جایی خیره می شوم ! باران که می بارد دلم عاشق تر می شود ، ابر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 2 آبان 1398 12:49
... به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند تا چند ورق خواهد خورد؟
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 2 آبان 1398 12:46
مثل درختی که به سوی آفتاب قد می کشد همه وجودم دستی شده است و همه دستم خواهشی: خواهشِ تو...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 2 آبان 1398 12:45
ه تو گفتم: «گنجشک کوچک من باش تا در بهار تو من درختی پرشکوفه شوم». و برف آب شد، شکوفه رقصید، آفتاب درآمد . من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم من به خوبی ها نگاه کردم چرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست، بزرگ ترین اقرارهاست . من به اقرارهایم نگاه کردم سال بد رفت و من زنده شدم تو لبخندی زدی و من برخاستم دلم می خواهد خوب...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 1 آبان 1398 07:08
دارد صبح میشود! بیا بیدار نشویم علاقه من در خوابِ تو بمانم وُ تو در خوابوخیال وُ خیالِ خوابِ من دارد صبح میشود هوا بیابرویم ساحل، درراه نان میخریم. وَ نان تازه و داغ از خانه چای میآوریم/ آفتاب نیامده بساطِ استکانِ داغ و بخار چای و بویِ نانِ تازه و طعمِ سفره خواب را میچینیم. نیا آفتاب جان ما تازه خوابِ خانه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 مهر 1398 09:28
آرام می آیم و از گوشه ی لب هایت برگ های پاییز را جارو می کنم من گذر فصل ها را از خطوط صورت تو می فهمم.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 مهر 1398 09:24
هوا سرد است من از عشق لبریزم چنان گرمم چنان با یاد تو در خویش سرگرمم که رفت روزها و لحظهها از خاطرم رفته است هوا سرد است اما من به شور و شوق دلگرمم چه فرقی میکند فصل بهاران یا زمستان است؟ تو را هر شب درون خواب میبینم .. تمام دستههای نرگس دیماه را در راه میچینم و وقتی از میان کوچه میآیی و وقتی قامتت را در زلال...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 مهر 1398 09:21
اگر خود را از قله جهان پرت کنم تا از افیون عشق تو رهایی یابم باز هم مردم مرا افتاده بر دست های تو خواهند دید!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 مهر 1398 08:21
میوه ی ممنوعه چیدن را که حوّا باب کرد آدم اخراج از بهشت با صفا را باب کرد چونکه قابیل از عقب با بیل زد هابیل را حمله با یک بیل را در کل دنیا باب کرد نوح نهصد سال کشتی ساخت توی یک کویر کار دور از عقل را این مرد دانا باب کرد بارداری بی حضور جنس نر را در جهان حضرت مریم به لطف حق تعالی باب کرد از شروع این جهان مرد از پی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 مهر 1398 08:16
تن بلورین ماه ِ من ! مویت شب ِ یلدایی است اینهمه محشر شدن اسراف در زیبایی است فکر ِ مضمون ِ جدیدم، قیس تکراری شده نه نمی گویم که چشم ِ سرمه ات لیلایی است باربی هستی و زنهای حسود پایتخت بحث داغ روزشان جراحی زیبایی است وعده “چون تو شدن” همراه با میکاپ و مِش تازگی ها بهترین راه درآمد زایی است جای پایت بهترین آب و هوای...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 مهر 1398 08:15
تو با شیرین زبانی های من فرهاد بازی کن دوباره لحظه های عاشقی را صحنه سازی کن نگاهِ چون شرابت را بزودی کشف خواهم کرد مرا با چشم خود مشهورتر از شخصِ رازی کن! نمک گیر نگاهت کرده ای ما را خدا را شکر تو امشب با لب و موی رها مهمان نوازی کن گرامی دار عشقت را ،قیامت میرسد آخر بیا پشت سر عشقی چنین، فکرِ نمازی کن! نگاهم در نگاه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 مهر 1398 08:08
قطارِ خطّ لبت راهی سمرقند است بلیت یک سره از اصفهان بگو چند است؟ عجب گلی زدهای باز گوشهی مویت تو ای همیشه برنده! شمارهات چند است؟ به توپ گرد دلم باز دست رد نزنی مگر «نود» تو ندیدی عزیز من «هَند» است! همین که میزنیاَش مثل بید میلرزم کلید کُنتر برق است یا که لبخند است؟ نگاه مست تو تبلیغ آب انگور است لبت نشان...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مهر 1398 08:35
نامهای عاشقانه از فروغ برای (شاهی) ابراهیم گلستان شاهیجانم، باید برایم دعا کنی . قربان لبهای عزیزت بروم . قربان چشمهای عزیزت بروم. قربان بند کفشهایت بروم . چه دوستت دارم، چه دوستت دارم، چه دوستت دارم ... قربانت بروم، قربان سراپای وجودت، قربان موهای سفید پشت گردنت بروم، قربان مردمکهای بیقرار چشمهایت بروم، قربان...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مهر 1398 08:31
مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطشهایت مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت مرا رودی بدان و یاریام کن تا درآویزم به شوق جذبهوارت تا فرو ریزم به دریایت کمک کن یک شبح باشم مهآلود و گم اندر گم کنار سایهی قندیلها در غار رؤیایت خیالی ، وعدهای ،وهمی ،...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مهر 1398 08:31
مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صدا ده تا ببارم بر عطشهایت خیالی، وعده ای، وهمی، امیدی،مژده ای،یادی ! به هر نامه که خوش داری، تو بارم ده به دنیایت...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 مهر 1398 07:56
دوست دارم تا شبی مهمان آغوشت شوم یا که همچون حلقه ای آویزه ی گوشت شوم دوست دارم درحضور خلوت تو یک شبی دستهایت را بگیرم ، دوش در دوشت شوم دوست دارم کز لب عشق تو از شب تا سحر دلبرانه از شراب بوسه ام نوشت شوم در خیالم سرمه ای بر چشم زیبایت زنم مست می از ساغر چشمان منقوشت شوم خواهم امشب با نوازشهای تو دیوانه وار یک بغل...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 مهر 1398 07:56
دلم آغوش میخواهد ، فقط از نوع شیرازی کمی تا قسمتی عاشق،کمی تا قسمتی تب دار دلم بی تاب چشمانت ، غزل بانو ، غزل خوانت بیا این گوی و میدانت ، دلم را از زمین بردار
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 مهر 1398 07:55
مثل یک شعر مرا تنگ در آغوش بگیر که هوای غزلم سخت شبیه تن توست…