-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 شهریور 1398 07:47
تو شهری که تو نیستی خیابون شده خالی دیگه هر چی میبینم دارن رنگ خیالی تو که نیستی منو ویلون تو خیابون ببینی تو که نیستی منو با این دل داغون ببینی بیتو غمگینم از این فاصله سار و زمون تا تو برگردی میشم دود و میرم تو آسمونا اون نگاه گرم تو یادم نمیره بوسه بی شرم تو یادم نمیره با من یه هم صدا نیست با من یه آشنا نیست دیگه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1398 09:50
در دل ِمن که برای دل ِ تو جایی هست ساعت هشت شب انگار خبرهایی هست ساعت هشت شب انگار تو بر می خیزی به وجود نگرانم هیجان می ریزی شب رشت است، هوا منتظر باران است شب رشت است و دلم پیش تو سرگردان است شب بخیر ای نفس ات شرح پریشانی من ماه پیشانی من! دلبر بارانی من! رشت زیباست،تو وقتی به هوا زُل بزنی بنیشینی و به گیسوی ترت گُل...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 شهریور 1398 09:50
دیده بوسی ها که پیغام بهاری می دهند یک دقیقه حال، ساعت ها خماری می دهند عید، اینطوری بدون تو محرم می شود روزها بوی غریب سوگواری می دهند شهر، منهای تو -قبرستان بگویم بهتر است- کوچه هایش حس آدم را فراری می دهند زنگ پشت زنگ، هفده ساله ها سر می رسند دور از چشم تو عکس یادگاری می دهند عید، عید باب طبعم نیست وقتیکه به من جای...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 شهریور 1398 07:31
شاعر شده ام اوج در اوهام بگیرم هی رقص کنی از تنت الهام بگیرم شاعر شده ام صبرکنم باد بیاید تا یک غزل از روسری ات وام بگیرم هی جام پس از جام پس از جام بیاری هی جام پس از جام پس از جام بگیرم آشوب شوی در دلم آشوب بیفتد آرام شوی در دلت آرام بگیرم سهمم اگر افتادن از این بام بیفتم سهمم اگر اوج است از این بام بگیرم سنگی زدم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 شهریور 1398 07:29
در حجاز چشم تو هندو مسلمان میشود فارغ از ترسای خوابش شیخ صنعان میشود سینه در سینای شعلاشعله ی خود میتپد پیرهن، از آتش عشقت گلستان میشود این صدای بال غلمان سراسر مصری است ؟ یا قناری روی لبهایم غزلخوان میشود ؟ طفل چشمم آنقَدَر لبریز شد، سرریز شد! شوق در پیدایش این اشک، گریان میشود همچنان گردن نمیگردانم از...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 شهریور 1398 07:28
حیف است خوابیدن وقتی زندگی، بی رحمانه کوتاه است! اگر در جهانی دیگر، همدیگر را یافتیم این بار بگو دوستم داری یا من اول مى گویم… حیف است نگفتن! وقتی زندگی چنین کوتاه است…
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 16 شهریور 1398 10:13
دلم شبیه تلگراف خانه ای دور افتاده مدام در انتظار ضربه های پیام تو سیم های رابطه را چک می کند مبادا جایی قطع شود مبادا کلمه ای از قلم بیفتد چشم هایم را در تاریکی جا گذاشته ام نزدیک تَر بیا می خواهم چشم هایت را با بریل بخوانم با صدایت پیمان دوستت دارم ببندم با دست هایم آغوشت را دوره کنم و سر در گریبانت آن قدر عطرت را...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 16 شهریور 1398 10:13
صدای تو از سایه سوی نیستان می آید و گل می دهد در هیاهوی باران صدایت یکی نرگس نوشکفته است که از پشت رگبار می ایستد روبروی نگاهم و عطری هوسناک بالا می آید در آهم تو می گویی و لاله می روید از سنگ تو می گویی و غنچه می جوشد از چوب تو می گویی و تازه می روید از خشک تو می گویی و زنده می خیزد از مرگ صدای تو از سایه سار نیستان...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 شهریور 1398 08:15
به من ایمان بیاور در یک لحظه می توانم تنها یک لحظه خورشید را به آغوشت بیاورم و ماه را به اتاقت به من ایمان بیاور معجزه من آغوش زنی است به طعم دریاها چیزی که هیچ بهشتی ندارد.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 شهریور 1398 08:14
آرزو می کنم خنده ات تنها به عادت مرسوم عکس گرفتن نبوده باشد و تو خندیده باشی در آن لحظه از ته دل چرا که خنده تو جهان را زیبا می کند...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1398 09:57
شهریور دختر ته تغاری تابستان عجیب بوی پاییز میدهد! بوی باران نگاه آفتابش هم دیگر آنقدر سوزان نیست شهریور انگار اصلا دختر تابستان نیست!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 12 شهریور 1398 09:57
آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت از غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد مهر با بی مهری و نامهربانی میرسد مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟ بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 10 شهریور 1398 07:25
عطر دهانت را دوست دارم عطرتلخ بوته های باران خورده توتون آمیزه دردناکی از وسوسه و پرهیز شکاف نازک بین لب هایت را دوست دارم بی دشنام ، بی نفرین ، بی هیاهو طرح نایابی از سکوت و دانایی گودی زیر بازوانت را دوست دارم لانه امنی برای گنجشک های بیقرار من خلوت خوشبوی دل سپردن و انکار تمام تنت را دوست می دارم تمام تنت را ای...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 10 شهریور 1398 07:24
پیشانیات وطن من است به من گوش کن و چون علفی هرز پشت این نردهها رهایم نکن همچون کبوتری در کوچ مرا وا نگذار همچون ماه تیره روز و بسان ستارهای دریوزه در میان شاخسار مرا با اندوهم رها نکن، زندانیام کن با دستی که آفتاب میریزد بر دریچهی زندانم بازگرد تا بسوزانیام،اگر مشتاق منی، مشتاق من با سنگهایم، با درختهای...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 9 شهریور 1398 07:20
تو مرد اجتماعی پیراهن آجری من دختری خجالتی و سرد و چادری من دختری خجالتی ام در حوالی ات دارم کلافه میشوم از بی خیالی ات ترسیده ام از این همه محبوب بودنت با دختران دور و برم خوب بودنت… با من شبیه خواهر خود حرف می زنی من خسته ام از این همه داداش ناتنی با گیره ای که روسری ام را گرفته است دنیا مسیر دلبری ام را گرفته است...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 6 شهریور 1398 09:28
شده از چشم کسی سست شود دستانت؟ یا که از دیدن او لزره بیفتد جانت؟ شده در شهر خودت مثل غریبی باشی! به تمنّا برسد قسمتِ آبت ؟نانت؟ شده با درد شبی همدم گریه بشوی؟ یا که یک زخم قدیمی بکند گریانت؟ شده یک خاطره ات زخم جدایی باشد که به ذهن آوری و رود شود چشمانت؟ روز و شب مُردم و در خاطره ها در حبسم! شده یک خاطره عمری بشود...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 6 شهریور 1398 09:27
خواستم عاشق بینام و نشانت باشم نگرانم نشوی تا نگرانت باشم پیرم از عشق درآمد که در آیینهی شوق شکلی اندازهی آغوش جوانت باشم گم شدم در تب شعری که پر از شور تو بود تا شبیه غزلی ورد زبانت باشم عاقبت علت تشویش جهانت شدهام من که میخواستم آرامش جانت باشم جرم من نیست اگر نوبت من پاییزی ست من نمی خواستم ای گل به زیانت باشم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 6 شهریور 1398 09:26
تق تق تَ تَق تق هووو، هوا بوران و کولاکه تو ظهر آفتابی هوا وقتی که اینجوره میگن یه جایی گرگ مادر توله زاییده دلشوره داره تو دلم رختاشو میشوره سرما یه جوری کل شعرو زیر و رو کرده حس میکنم خوابم هنوز و غرق کابوسم هر شب شبیه موقع جون دادن ققنوس تو زندگی معجونی از لبخند و افسوسم پرسیده بودی معنی بدبخت چی میشه اونی که تنها...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 شهریور 1398 07:29
بر من بتازان باز هم بانو سردار مغرور سپاهت را این دفعه را قطعاً تو میبازی جنگ نگاهم با نگاهت را از قصهٔ شاه و گدا گفتی من از شکوه تو نمیترسم سربازِ من بازیگر خوبی ست این مهره خواهد کشت شاهت را یک کهکشان زیبایی اما من سهمم شده دیدار دورادور شاید در این شب های طولانی گاهی ببینم روی ماهت را
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 شهریور 1398 07:28
آرامش آغوش خون گرمت بعد از شبِ کولاک می چسبه هرجای این تهرانِ آلوده عطر تو وحشتناک می چسبه!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 شهریور 1398 07:27
بوی دلتنگی پاییز وزیده ست، ولى اولین موسم این فصل مگر”مهر” نبود!؟
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 مرداد 1398 08:26
من که در فتح نگاه و لب تو ناکامم تیم ایران بشوم گل بخودی را بلدی؟!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 مرداد 1398 08:24
خواستم عاشق بینام و نشانت باشم نگرانم نشوی تا نگرانت باشم پیرم از عشق درآمد که در آیینهی شوق شکلی اندازهی آغوش جوانت باشم گم شدم در تب شعری که پر از شور تو بود تا شبیه غزلی ورد زبانت باشم عاقبت علت تشویش جهانت شدهام من که میخواستم آرامش جانت باشم جرم من نیست اگر نوبت من پاییزی ست من نمی خواستم ای گل به زیانت باشم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 مرداد 1398 08:24
هنوز مانده دل من به بار بنشیند مقدر است کماکان دچار بنشیند! نمی رسد به زمین ابر اگر شود حتی که قطره قطره به روی بهار بنشیند همیشه عامل آهنگ عاشقانه ی توست شبیه زخمه که بر سیم تار بنشیند همیشه قسمت لب های من فقط خار است اگرچه روی لب تو انار بنشیند چه سخت می گذرد روز و شب اگر این دل کنار چنبره ی تلخ مار بنشیند رهام می...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 مرداد 1398 07:34
بخواب آرام ای عشقم که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر هر دم کند بیمار بیمارم بخواب آرامِ جانِ من کنارت بودم و هستم بخواب آرام من امشب چو هر شب سخت هوشیارم تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم بخواب آرام تا فردا که من مشتاق دیدارم میان سینه ام بغضی دل من گریه می خواهد ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش نیز بیزارم دلم تنگ است می...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 مرداد 1398 07:33
باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم تقصیر باران نیست، می گویند: بی تابم…! گاهی تو را آنقدر می خواهم به تنهایی طوری که حتی بودنم را بر نمی تابم هر صبح،بی صبحانه از خود می زنم بیرون هرشب کنار سفره،بُق کرده ست بشقابم بی تو تمام پارک های شهر را تا عصر می گردم و انگار دستی می دهد تابم شب ها که پیشم نیستی…خوابم نمی گیرد...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 مرداد 1398 07:31
طاووس تیر خورده ی من غافلی هنوز !؟ دنبال دانه های اسیر گِلی هنوز !؟ باغ تو را به نام کلاغی سند زدند از خواب برنخیز که بی حاصلی هنوز ! دنیا کنار آمده با مرگ رنگ ها درگیر راه حل همان مشکلی هنوز!؟ از حال من نپرس که دیوانه تر شدم از حال و روز تو چه خبر ؟ عاقلی هنوز!؟ این ماه هم تمام شد اما هلال نه … در چشم های مه زده ام...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 مرداد 1398 07:30
باد را با گیسوانت در عذاب انداختی باز در فکر پریشان پیچ و تاب انداختی آی ساقی! آی میراب عطش های کویر! ای که زیر پوست این خاک آب انداختی! لطف کردی ای عزیز! ای عشق! ای عشق عزیز! در حضیض چاه بودیم و طناب انداختی چشمه ها خشکیده بود و رخت دنیا چرک بود زندگی را شستی و در آفتاب انداختی صبح را با خنده ات بیدار کردی صبح زود...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 مرداد 1398 07:21
می روی؟ خب برو…ولی خوبم، راهِ رفتن که راهِ خوبی نیست ایستگاهی که زندگی را برد تا ابد ایستگاه خوبی نیست بی پناهم و زیر این باران، می رسم ناگهان به دانشگاه غرق رگبار طعنه ها باشی، سِلف هم جانپناهِ خوبی نیست! داریوشی که دوستش دارم،گفت هرگز تو بر نمی گردی بر خلاف تمام ابیاتش…این یکی دیدگاهِ خوبی نیست هی فریدون و هی : “دو...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 مرداد 1398 07:20
تو شعله شعله شدی آتش و زدی به تنم بزن که لذت محض است از تو سوختنم نسیم شهوتی و بی گدار می آیی خودت عبور کن از تار وپود پیرهنم بریز عطر خوش زن بریز در نفسم بپیچ ساقهءگرما بپیچ بر بدنم دو پلک،چشم مرا پر کن ازخمار شراب بنوش نوبر سرخ انار از دهنم تو آبشاری ودر ظرف برکه میریزی به آستانه طغیان رسیده خواستنم بگیر درمن و...