-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مرداد 1398 07:15
کی می رسم به لذت در خواب دیدنت؟ سخت است سخت ازلب مردم شنیدنت! هرکس که این ستاره ی دنباله دار را یک قرن پیش دیده زمان دمیدنت از مثل سیل آمدنت حرف می زند از قطره قطره بر دل خارا چکیدنت پروانه ها به سوختنت فکر می کنند تک شاخ ها به در دل توفان دویدنت من، من ولی به سادگی ات،مهربانی ات گه گاه هم به عادت ناخن جویدنت! آخر...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مرداد 1398 07:15
دیده بوسی ها که پیغام بهاری می دهند یک دقیقه حال، ساعت ها خماری می دهند عید، اینطوری بدون تو محرم می شود روزها بوی غریب سوگواری می دهند شهر، منهای تو -قبرستان بگویم بهتر است- کوچه هایش حس آدم را فراری می دهند زنگ پشت زنگ، هفده ساله ها سر می رسند دور از چشم تو عکس یادگاری می دهند عید، عید باب طبعم نیست وقتیکه به من جای...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مرداد 1398 07:14
بر قاب خیس پنجره مانده نگاه من امشب چقدر جای تو خالیست ماه من دردی عمیق بر دل من چنگ میزند این واژه های زخمی و صادق گواه من راهی به آسمان تو پیدا نمیکنم بی فایده ست پر زدن گاه گاه من تا باورت شود که چه دلتنگ مانده ام بگذر شبی ز تنگ غروب نگاه من من یوسفانه چشم امیدم به سوی توست ای مهربان عبور کن از پیش چاه من آن روزها...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مرداد 1398 07:07
من همان مرد غزل گوی کهن سال توام نـه جـوانـم ولی آن شاعر با حـال توام آن قَدر منقلب از ناز تو هستم که هنوز در خیــابانِ پُـر از پنجـــــره دنبال توام به همان موی شلالی که تو راکرده بغل آرزومنــــدِ گلِ روســـــری و شـال توام گرچه درطینت من قصد فریب تو نبود گفتی از درد هـوس در پیِ اغفـال توام قـاب منقوش طلا را که...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مرداد 1398 07:07
محبــوب منی ای همــه ی دار و نـدارم در تاب وتب عشق تو بی صبر و قرارم در مـوسم گل پا ننهــم هیچ بـه صحرا زیـرا کـه تـویی سبز تـرین فصل بهـارم دیـوانـه ای از کـوی تو می باشم و آخر دورم بکنــد عـاشـقی از ایـل و تبــــارم ای بـاغ پـر از شعـــر و تغـــزل نگـذاری تا آن کـــه تــو را بیــن دو بازو بفشارم گستـردگیِ چــادر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 10 مرداد 1398 09:45
نازک تر از آنی که به احساس من آیی در باور شبنم زدۀ یاس من آیی یک دل نه ، که صد دل من و در گریه شکستن در خاطر اشک تر گیلاس من آیی! در باور جمعیت شعرم بنشینی در سورۀ توفانی والناس من آیی! تا جز تو نه بینم ، نه به چشمی بنشینم، تعبیر شوی در دل وسواس من آیی! من تشنه شوم تا که بنوشم لب سرخت تو ناز به دوش حضرت عباس من آیی!...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 10 مرداد 1398 09:40
به بهانۀ دلتنگی پرده های اتاق را کنار می زنم تا باد، از شمالی ترین نقطۀ مجهول زمین عطر لب های تو را سنجاق کند بر گونه هایم نگاه کن! ببین طعم تمشک چه کرده با نسیم! نگاه کن چگونه می وزد در حریق بوسه ها!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:36
چایت سرد شد، نیامدی که مرا به میهمانی ات دعوت کنی یا حتی یک لبخند دیر وقت و چای کیسه ای گوشی را که برداشتی گفتم: خداحافظی با تو، سلام دیگر است ای یار، ای شمرده ترین یار باشد، هرچه تو بگویی فقط می خواهم حضوری با تو خداحافظی کنم پس به استقبال دروغ من بیا بیا کلکسیون مرا از لبخند هایت کامل کن خداحافظی ات را کم دارد این...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:27
ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏِ ﺗﻨﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺁﻣﺪﮔﯽﻫﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﻨﻢ* ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﯿﺮﻫﻦِ ﺗﻨﮓ، ﻭﻋﺪﻩﯼ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺗﻮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺍﻡ ﺧﻄﺮ ﻧﮑﻨﻢ؟ ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪﯾﯽ ﻋﻄﺸﻢ ﺭﺍ ﺑﮑُﺶ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﻣﺠﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﻟﺐ ﺑﻪ ﺁﺏ، ﺗﺮ ﻧﮑﻨﻢ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﯾﺰ ﺑﻪ ﭘﯿﻤﺎﻧﻪ، ﻋﻬﺪ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ، ﻧﻨﻮﺷﯿﺪﻩﺍﯼ ﺍﺛﺮ ﻧﮑﻨﻢ ﺍﮔﺮ ﻧﺴﯿﻢ ﺷﻮﻡ ﻧﺮﻡ ﻧﺮﻡ ﻣﯽﺁﯾﻢ ﭼﻨﺎﻥﮐﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﺧﺒﺮ ﻧﮑﻨﻢ ﺗﻮ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:26
تو از شراب مست تری ، منم در آب و آتشم بزن شَرَر به جان من ، که در رِکاب آتشم تو مست این دقایقی ، با لب بسته ناطقم نفس بِزن زِ نای من ، که در جواب آتشم وه که پر از حَرارتی ، بَسکه پر از شَرارتم عَطش بزن به خِرمنم ، من تَب و تاب آتشم تو از میان لَبالَبی ، من کِش و قوس عَقربم زَخمه بزن خدای تَن ، من از لَعابِ آتشم تو از...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:21
تیزی گوشههای ابرویت پیچ و تاب قشنگ گیسویت آن دوتا چشم ماجراجویت این صدای خوش النگویت آخرش کار میدهد دستم – ناز لبخندهای شیرینت طرح آن دامن پر از چینت «هـ» دو چشم پلاک ماشینت شیطنت در تلفظ شینت آخرش کار میدهد دستم – گیسوانت قشنگی شب توست صبح در روشنای غبغب توست ماه از پیروان مذهب توست رنگ خالی که گوشه لب توست آخرش...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:20
لواشکانه به دندان نشسته ای جانم بگو که دل بکنم از تو یا که دندانم تمام مزه دنیا به ترشرویی توست فدای تنگی خلقت لبان خندانم چه خوب،آمدی امشب ،که مانده بودم باز چگونه این دل درمانده را بپیچانم زغال چشم سیاه و دوسیب گونه تو بساط عیش مهیاست پای قلیانم خمیر بوسه ورآمد سخن بگو با من که تا تنور لبت گرم شد بچسبانم! به دکمه...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:19
تو شعله شعله شدی آتش و زدی به تنم بزن که لذت محض است از تو سوختنم نسیم شهوتی و بی گدار می آیی خودت عبور کن از تار وپود پیرهنم بریز عطر خوش زن بریز در نفسم بپیچ ساقهءگرما بپیچ بر بدنم دو پلک،چشم مرا پر کن ازخمار شراب بنوش نوبر سرخ انار از دهنم تو آبشاری ودر ظرف برکه میریزی به آستانه طغیان رسیده خواستنم بگیر درمن و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:19
باز کن در را دو چشم پر شراب آورده ام از سر کوه بلند تاک آب آورده ام آنقَدَر داغم که آتش نیست….نورم را ببین! شعله را پایین بکش من آفتاب آورده ام میزهایت را به چای تیره نازیبا نکن خمره ای آبستنِ سرخیٌ ناب آورده ام پلک ها را میپراند، چشمها را می بَرد داروی بیداری و جادوی خواب آورده ام سوره هایم جام ها و آیه هایم جرعه...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:18
مثل یک شعر مرا تنگ در آغوش بگیر! که هوای غزلم سخت شبیه تن توست…
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:17
هرچندکه اندام تو برف سبلان است از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است! بازار طلا نیست اگر موی طلاییت با هر وزش باد چرا در نوسان است؟ سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس در عشق تو سیال تنم در فوران است تا بره ی چشمان تو را گرگ ندزدد در مرتع گیسوت،دلم چشم چران است...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:16
روزه ام را باز با آغوش تو وا مى کنم تا سحر چشمان مستت را تماشا مى کنم بی محابا صورت ماه تو را می بوسم و از همین امروز عید فطر برپا می کنم در نماز ظهر رکعت های من گم می شود عصر ها خود را در آغوش تو پیدا می کنم روزه دارم هر چه می بینم دلم لک می زند بین این مو گندمی ها یاد حوا می کنم در خیابان دختران خوب می بینم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:16
من بعد از این ایام سخت روزه داری از بوسه واجب تر ندارم هیچ کاری!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 مرداد 1398 07:11
نه امیدی که در آخـر به وصالـت برسم نـه مجـالی بـدهی تا بـه خیـالـت برسم بایدازعشق رخت بادل وجان طی بکنم راه پـر فاصلــه را تا بـه جمــالت بـرسم رد شوم از وسط جنگلی ازسیب و هلو تا به سرچشمه ی شیـرین زلالـت برسم بغلت میکند از روی هوس پیچـک سبز گرچه در گوشه ی باغم به نهالت برسم چــه شود ای گل زیبا نفسی روی لبـت بزنم بوسه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 مرداد 1398 07:38
یک حدیث دیگری دارد خدا با بوسهات لالبی الا لبت لابوس الا بوسهات گرمی لبهای تو دائم به دردم میخورد در کنار سردی شبهای دریا بوسهات این ولاالضالینترین شعر من مغضوب توست اهدنا اللبهای تو تا صبح فردا بوسهات اینقدر با سرخی لبهات بی تابم نکن میکند من را ذلیل و خوار و رسوا بوسهات الفرار از مرگ، هیهات از لبت، باید...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 مرداد 1398 07:37
انحنای لب تو نابترین شعر من است به خدا خال لبت، قالب ضربالمثل است اصلاً این عشق تو رخداد جهانی شده است بگمانم که لبت، رابط بینالملل است جرم لبهات همان بس، که مرا شاعر کرد گرچه لبهای تو مصداق چک بیمحل است
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 مرداد 1398 07:36
شبی با خود تو را در خلوت میخانه میخواهم لبت را بر لبان خویش چون پیمانه میخواهم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 مرداد 1398 07:35
لب بر لب من نهاد و میگفت جانت چو به لب رسید خاموش
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 مرداد 1398 07:35
"لب لعل نمکــــــــــــین تو مکیدن دارد" رخ زیبای بهـــــــــــــاری تو دیدن دارد بی تو آنی نتوان زیست امان از چشمت بوسه از گـــــــوهر لبهای تو چیدن دارد حســرت دیدن روی تو بـَرَد از من جان سخــــــــــن عشق فزون تو، شنیدن دارد غم هجران تو را چند کشم با دل خــــون که غمت با دل پر خون چه کشیدن دارد بر سر کوی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 مرداد 1398 09:30
دلم بوسه های بی هوا می خواهد از همان هایی که میان لبهای تو تلمبار شده و سهم من است!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 مرداد 1398 09:30
مرا ببوس به رسم زیارت ... آتش هیچ خورشیدی چون جرقه لب هایت یخ قلب مرا آب نخواهد کرد ...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 مرداد 1398 07:41
بیشتر از تمامی کتابهایم دوست میدارم چرا که با لبان تو بیش از آنکه باید بدانم، میدانم لبهایت را بیشتر از تمامی گلها دوست میدارم چرا که لبهایت لطیفتر و شکنندهتر از تمامی آنهاست لبهایت را بیش از تمامی کلمات دوست میدارم چرا که با لبهای تو دیگر نیازی به کلمهها نخواهم داشت
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 مرداد 1398 07:26
نامه ای در جیبم و گلی در مشتم غصه ای دارم با نی لبکی سر ِ کوهی گر نیست ته ِ چاهی بدهید تا برای دلِ خود بنوازم! عشق، جایش تنگ است...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 مرداد 1398 07:25
دلم عجیب برایت تنگ شده این را از ته دلم میگویم دلم لک زده برای دیدنت..
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 مرداد 1398 07:25
سهم من از منِ دیوانه فقط بیتابی ست از تب عشق به من طعنهی بیمار زدند!