-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 خرداد 1396 17:03
دوستت دارم را باید چشید باید نوشت باید لمس کرد باید مزه کرد . نباید گفت نباید فریاد کرد باید از سکوت ِ بغض گرفته شنید باید از خش خش قلم به روی کاغذ ، باورت شود که : دوستت دارم . آنوقت می فهمی خیال معشوقه را با ولنگاری کاری نیست ! و دلت را دست نخورده دور از تشعشق نگاه های عالمگیر دور از طنازی دخترکان ِ پاییزی نگه دار...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 خرداد 1396 17:02
غیر تو با هیچ کس اینگونه راحت نیستم گرچه اهل حرفهای با صراحت نیستم دوست دارم با تو باشم ماهها و سالها حیف اما صاحب قدری جسارت نیستم با تو بودن خوب بود اما تو میدانی که من آدمی که خو کند تنها به عادت نیستم هر کجا باشم تویی در خاطرم هر چند من جز خیالی دور و تنها درخیالت نیستم دست و پا گم می کنم پیش تو کم می آورم گرچه جز...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 خرداد 1396 17:01
در رگ نازک شب ، یاد تو جریان دارد دل من با تپش خاطره ها جان دارد به گل نام تو سوگند ! که روییدن عشق با طلوع نگه سبز تو امکان دارد کوچه با آمدنت ، غرق صفا خواهد شد دل به اعجاز قدم های تو ایمان دارد رعد و برق نگهت ، کاش به دادم برسد نبض سوزان کویرم ، تب باران دارد هیچکس بر سر این سفره ، نمک گیر نشد خوان رنگین دلم ، حسرت...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 خرداد 1396 07:48
بدان که این دیوارها برای جدا کردن ما کافی نیست این میله ها این دروازه های آهنی این هوا باور کن بعضی اوقات مانند مشتی سنگین قدرتمند می شوم بعضی اوقات مانند گنجشکی ضعیف بی دلیل نیست تا وقتی که این عشق در وجود انسان زبانه می کشد بر کدام سختی فاتح نشده است ؟ رفیق من روزهای زیبا از ایستگاه سختی ها می گذرد انسان قطره قطره...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 خرداد 1396 07:47
با تو در هر ثانیه قلبم از نو متولد میشود من از نو متولد میشوم و هستی از نو متولد میشود
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 خرداد 1396 07:46
در آغوشم میگیری اوج میگیرم رقص می کنم ، رقص عشق رقص جنون باران اشک می بارد گل میکند احساسم بر تنم بوسه میزنی جوان میشوم شوق می کنم شوق ادامه شوق زندگی طوفانی می شوم می نوردم لبانت را عشقم لمس می کنی دیوانه میشوم داغ می کنم داغ خیال داغ رویا نفس به نفس میشویم دیگر تمام میشوم می سوزم خاکستر میشوم آتش به جانم میزنی آتشی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 خرداد 1396 07:55
جایت خالی چقدر هوا برایِ دوست داشتنت خوب است.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 خرداد 1396 07:52
ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺐ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﻠﻮﺕ ﺁﺭﺍﻡ ﻭﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺯ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﻃﻠﺒﯽ ﺭا.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 خرداد 1396 07:51
باش تا جان برود در طلب جانانم که به کاری به از این بازنیاید جانم.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 خرداد 1396 07:51
ﻫﯿﭻ ﺑﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺑﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﭙﯿﭽﺪ ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﻢ .
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 6 خرداد 1396 08:36
لیلی! اگر به خواب نمی رفتم یا از خودم فرار نمی کردم حتماً به دلخراش ترین شکلِ ممکن تو را به یاد می آوردم بیچاره من، زنم به تو می گوید : تا مرده ای به خانه ی خود برگرد بیچاره او، اگر تو زنم بودی اصلاً به او نگاه نمی کردم حال و هوای پیر شدن دارم در من همیشه برف گرفته و من در برف پشت پنجره ام دارم دنبال ردّ پای تو می...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 6 خرداد 1396 08:33
در صدایت دم کرده ی گیاهی کوهی پنهان کرده بودی در دهانت شعری از فروغ و در قلبت کبوتری که مدام به پنجره می کوبد من همه را پیدا کردم یادش بخیر آن سال باران مانده در ابرها چترهای مانده در انبار را فروخت یادش به خیر آن سال دست هایم محصول بهتری داشت من داشتم با دست هایم شاخه ای را که از بهار بیرون مانده بود به درخت برمی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 4 خرداد 1396 07:56
ی شود وقتی دارم یواشکی توی جیب پیراهنت دنبال حواسم می گردم بی هوا ببوسی مرا ! ضعف کنم بروی برایم آب بیاوری، بگویم اول خودت کمی بچش ! بگویی چرا؟ بگویم آب قند لازمم ! می شود هر کدام از کشوهای میزم را باز می کنم ببینم نشسته ای و ناخن هایت را لاک می زنی ! می شود وسط یکی از عاشقانه هایم دراز بکشی و بگویی چهار دیواری...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 4 خرداد 1396 07:55
با خیالت زندگی می کنم و با خودت عاشقی. کاش دو بار زاده می شدم؛ یکی برای مردن در آغوش تو، یکی برای تماشای عاشقی کردنت!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 4 خرداد 1396 07:54
چشم هایم را که بستم عطر بهشت مرا برد به ... جایی که گناه متولد نمی شد! پر از بوسه و نگاه های عاشقانه جایی که هرم یک نفس تنم را تب دار می کرد لبالب از ستاره، رنگین کمان و باران! جایی که باید گم شد به امید پیدا نشدن خنکای نسیم که پلکهایم را بوسید و چشم هایم را باز کرد دیدم بهشت تویی که در آغوشم گرفته ای بخوابم! رو به...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 خرداد 1396 08:09
پاهایت را بگذار اینجا… درست روی قلبم… ببخش مرا … چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم … آهسته قدم بردار اینجا… تارو پود این فرش قرمز پر از گل احساسم است…
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 خرداد 1396 08:05
پیشترها فقط چشمهایت را دوست داشتم حالا چین و چروکهای کنارشان را هم مانند واژهای قدیمی که بیشتر از واژهای جدید همدردی میکند پیشترها فقط شتاب بود برای داشتن آنچه داشتی ، هربار دوباره پیشترها فقط حالا بود ، حالا پیشترها هم هست چیزهای بیشتری برای دوست داشتن راههای بسیاری برای انجام دادن این کار حتا کاری نکردن خود...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 خرداد 1396 08:04
در انتظار تو هستم که خود را به من نمی رسانی روزها و شبهای سختی دارم همه اش کنار جاده ایستاده ام تمام سایه ها فریبم می دهند تمام عابران دروغ می گویند مگر می شود زنی را ندیده باشند با پیراهن آبی موهای شانه کرده کفش های سفید که می رقصد شعر می خواند و می آید مگر می شود زنی را ندیده باشند که نام مرا تکرار می کند وسراغ مرا...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 خرداد 1396 08:02
خودم گفتم تو با تمام زن ها فرق داری خودم گفتم گل های پیراهنت هیچ وقت پژمرده نمی شوند اما تو هیچ وقت نفهمیدی عشق برای من چه رنگیست! روبه رویت بارها از باران های مانده در گلویم گفتم از خیال قبل ِ از آمدنت که این همه شعر را در پاکت دلم گذاشت. صحبت ِ گلایه نیست عزیزکم! اما فکر می کردم تنها کسی هستم که قلبش اندازه ی مشت...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1396 16:26
می روی که خوشبخت شوی و من حال کودکی را دارم که نخ بادبادکش پاره شده مانده برای اوج گرفتنش ذوق کند یا برای برنگشتنش گریه
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1396 16:23
چه خوش خیال بودم که خواندن و نوشتن را یاد گرفتم! تازه کلاس اولم! من را روی نیمکتی از مژه هایت بنشان! تا ببینی در یک پلک بهم زدن تو چگونه با سواد می شود! دستم را بگیر! و روی تخته ی سیاه گیسوانت بچرخان! و "مرد آمد را "با من تمرین کن "مرد آمد" "مرد در باران آمد" "مرد با اسب آمد"...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1396 16:19
من از جنس کوه ام تو از جنس جنگل پرنده های زیادی برایت آواز می خوانند دلت ﮐﻪ ﺗﻨﮓ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﻧﺪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﮐﻪ ﺷﻮﯼ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺗﻠﺦ ﻣﻦ ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﻨﮓ ﺭﯾﺰﻩ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺯ ﺩﻟﻢ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ ریزد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1396 10:03
وقتی یاد گذشته میکنی مواظب باش جمعه نباشد جمعه میتواند قاتلت باشد بیرحمیاش مثل عشق من به تو هنوز پابرجاست
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1396 09:43
مرا رها نکن عزیزم تحمّل رفتنت را ندارم با اشکهای حسرتم نمیتوانم خودم را تسکین دهم میگویی باز میگردم اما تقدیر را باور ندارم با خاطراتی که برایم باقی گذاشتی من، بیتو نمیتوام زندگی کنم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1396 09:43
چیست عشق ؟ گاهی یک بوسه یک نگاه کوتاه یک لبخند گونه ای سرخ از شرم نگاه ضربانی تند یک دوستت دارم با لکنت عشق پنهان ترین پیدای عالم است
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1396 09:27
آلبومی قدیمی ام، در زیرزمین خانه ای کلنگی که واحدهایش را پیش فروش کرده اند . در انتظار دستی جامانده در اعماقم که آجرها نمی گذارند خاطره ای فروریخته را ورق بزند نجاتم بده ! در من هنوز لبخندی هست که می تواند چیزی یادت بیاورد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 1 خرداد 1396 09:27
در رگ نازک شب ، یاد تو جریان دارد دل من با تپش خاطره ها جان دارد به گل نام تو سوگند ! که روییدن عشق با طلوع نگه سبز تو امکان دارد کوچه با آمدنت ، غرق صفا خواهد شد دل به اعجاز قدم های تو ایمان دارد رعد و برق نگهت ، کاش به دادم برسد نبض سوزان کویرم ، تب باران دارد هیچکس بر سر این سفره ، نمک گیر نشد خوان رنگین دلم ، حسرت...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 08:06
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شبهای جدایی بزم تو مرا میطلبد، آمدم ای جان من عودم و از سوختنم نیست رهایی تا در قفسِ بال و پر خویش اسیر است بیگانهی پرواز بوَد مرغِ هوایی با شوقِ سرانگشت تو لبریز نواهاست تا خود به کنارت چه کند چنگ نوایی عمریست که ما منتظر باد صباییم تا بو که چه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 08:05
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 08:01
دیوانه ام فکر می کنم شیشه ام عاقبت رها می شوم و می شکنم نگران دست های توام هر بار که زمین می خورم! دیوانه ام می ترسم سرانجام مثل کسی که پاورچین پاورچین از شکسته های چیزی دور می شود از من بگریزی!