-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 فروردین 1404 23:41
عشق داغیست، که تا مرگ نیاید نرود! هر که بر چهره، از این داغ نشانی دارد
-
یاسمن احمدی
سهشنبه 5 فروردین 1404 10:04
آرامش دلتنگی ها میخواهمت هنوز راهی بجوی در آتشکده ی دل اینک منم و چشمانی منتظر و دستانی تهی از عشق و تویی که هزاران سال و اندی ست حکمرانی می کنی بر سرزمین احساس شیدایی ام را می دانی دل و جان آورده ام ،،،پیشکش ات،،،، باشد که پذیرا باشی به آهی ، کنی نیم نگاهی
-
شیدا شهبازی
سهشنبه 5 فروردین 1404 00:54
زمان در انحصار حضورت گیج مانده ساعت ها بی قرارند در هجوم پروانه های خیالت وقتی نمی دانند در انتظار آمدنت ثانیه ها را بشمرند یا دراندوه رفتنت لحظه های خداحافظی را تکرار کنند
-
احمد صوفی
دوشنبه 4 فروردین 1404 17:48
بوی قهوه عطر نفس های توست که قراری عاشقانه را در کافه ای قدیمی برایم زنده می کند... یادش بخیر! زنی که روبه رویم می نشست حالا چند سالی ست میان شعرهای من تنها زندگی می کند.
-
سلمان ساوجی
یکشنبه 3 فروردین 1404 17:52
آنکه از جان دوست تر میدارمش او مرا بگذاشت، مݩ نگذارمش..! دل بدو دادم ز من رنجید و رفت میدهم جــــان تا مڪَر باز آرمــش..!!!
-
معصومه صابر
شنبه 2 فروردین 1404 15:06
خسته از عمری زمستانم بهارم میشوی...؟
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 1 فروردین 1404 18:32
بهار آقرینش را نگاری نیست غیر از تو نگار این گلستان را بهاری نیست غیر از تو
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 30 اسفند 1403 11:48
بهار ثانیه به ثانیه میآید …! اینجا کسی هست که به اندازه تمام شکوفههای بهاری برایت آرزوهای خوب دارد … نوروز مبارک
-
محمد خدری
پنجشنبه 30 اسفند 1403 11:47
میخندی و سبزه در کنار لبانت جوانه میزند، نگاه میکنی و شکوفه ها از چشمان تو لبریز میشوند؛ و فروردین قابیست شیشه ای از چهره ات که "بهار" در پس آن جا مانده است.
-
یلدا کولیوند
چهارشنبه 29 اسفند 1403 19:53
مست می کند دلم را برقِ عمیقِ نگاهت به گاهِ دوست داشتن های یواشکی مان در پشتِ پرچینِ عاشقی
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 28 اسفند 1403 21:13
روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند روز و شب دارد روشنی دارد تاریکی دارد کم دارد بیش دارد دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده تمام میشود بهار میآید
-
مینو پناهپور
سهشنبه 28 اسفند 1403 12:08
اسفند تو را بیشتر میخواهمت بنفش تر از بنفشههای آخر سال رنگین تر از پامچال و سرخ تر از سیب سر سفره هفت سین نفس میکشم تمام تورا که خوشبوتری از عطر گل یاس رازقی و لطیفتری از باران بهاری اخرین ماه سال را برای دیدنت منتظر بهار خواهم ماند و تو را در اردیبهشت سال نو از دست ملائک بهشت خواهم ربود .
-
یاس کرمانی
دوشنبه 27 اسفند 1403 08:20
بوسیدی ام ستاره شدم، اوج گرفتم به آسمان درخشان و نقره فام نوازش کردی ام نسیم شدم ، پیچیدم در زلال دریاها نگاه کردی ام عسل شدم، جاری در شهد گلها به آغوش کشیدی ام گداخته شدم سیب حوا و بهشت دستانت عجب عالمی !!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 اسفند 1403 18:39
اما بهار من تویی منننگرم در دیگری....
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 25 اسفند 1403 07:50
امروز هوا دوباره حس قشنگی داره نم نم عشق و مستی از آسمون میباره تولدت مبارک ای گل گلدون من هزار سال زنده باشی ، بسته به تو جون من ***** جهان برای من با میلاد تو آغاز شده و برگهای تقویم تنها دیوارهایی فرضی است که فاصله را یادآوری میکنند تا باور کنیم بی آغوش
-
حسنا میرصنم
پنجشنبه 23 اسفند 1403 14:18
کاش این بهار از هر درخت آلوچه ی خنده های تو سبز شود بعد من این اسفند را دود که نه مدام بوس کنم تا چشم بخورم تا چشم خدا به من بخورد و ببیند مثل کودکی کم طاقت چطور بی تاب چیدن توام ... . تا چشم خدا به من بخورد و ببیند تو تنهااا وسوسه ی هزار باغ آلوچه ای در من ....
-
نرگس صرافیان
چهارشنبه 22 اسفند 1403 22:45
زندگی فارغ ار احساس چو باغی ست که بی اب شده زندگی بی نظر عشق ؛ چونان برکه ی نابی ست که مرداب شده اندگی باید زیست ریستن با همه احساس و طراوت زیستن با همه شوق... زندگی، شوق درختان زمستان زده ای هست به آغوش بهار که امید است به لبخند .و به اغوش و به دستان گره کرده ی یار...
-
معین دهاز
چهارشنبه 22 اسفند 1403 00:49
کو تا بهار! من اخرین برگم .. نگاهم دارم
-
فریدون مشیری
سهشنبه 21 اسفند 1403 17:24
"اگر در کهکشانی دور دلی، یک لحظه در صد سال، یادِ من کند بی شک، دل من، در تمام لحظه های عمر، به یادش می تپد، پرشور"
-
نسرین هداوندی
سهشنبه 21 اسفند 1403 17:22
گفتند: "برو آنجا که تو را منتظرند" ما که رفتیم اما پایمان تاول زد، از گشتنِ بیهودهی این شهر غریب از تنهایی در این، حجمِ عجیب ما که رفتیم اما تو به باقیِ مردمِ این شهر بگو: "این نیز میگذردها" همهاش نیرنگ است! ما به بدحالی مفرط، خو گرفتیم همه عمر.
-
افسانه کامکار
سهشنبه 21 اسفند 1403 13:25
یخ زده معابر واژه ها زیر پای ذهن گویی تلی از برف قفل کرده چشم عبوس پنجره را حالا رویایت می چسبد به آغوش احساسم تا دوباره گرم کند فصل وهم انگیز تنهایی را
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 اسفند 1403 13:24
دلم میخواهد بروم زیر تیغ همهی جراحانِ جهان گوژپشت باشم، نابینا باشم، و تجربه کنم تمام دردها، زخمها و نقصها را معلولِ جنگی باشم تهسیگارهای کثیف جمع کنم ولی نمیخواهم ویروسِ سمجِ برتری به روحم راه یابد. دلم خوشبختی میخواهد نه در ازای شمارشِ بدبختها...
-
نرگس نوروز پور
دوشنبه 20 اسفند 1403 09:12
شب که می رسد یادم می اید نیستی سرما اوج می گیرد واژه ها قندیل می بندند وقتی از نبودنت می نویسم آغوشت را ندارم هیچ تن پوشی حریف این سرما نیست راستی که این زمستان بی تو زیادی زمستان است!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 اسفند 1403 23:20
تو که میخندی هر جای سال باشد دوباره شکوفهها شروع می شود خیابان، بوی کوچه باغ می گیرد و خورشید در بهترین قسمت آسمان می ایستد تا هوا هوای تو شود
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 18 اسفند 1403 09:31
جان ما و جان آن چشمان تو بوسه ای می خواهم از لبهای تو بوسه میخواهم که باشم تا سحر غرق در افکار و در رویای تو بوسه ای همچون شراب اتشین تا که مست افتم به زیر پای تو خوب میدانم امید زندگی نیست در عالم کسی همتای تو چشم زاغی بنده درگاه توست غمزه دارد نرگس شهلای تو گر مرا رنجاندی از خود، می شوم ای بت سیمین بدن ، شیدای تو...
-
فروغ فرخزاد
شنبه 18 اسفند 1403 09:21
یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خنده بیرنگ و خموش که سراپای وجودم را سوخت رفتی ودر دل من ماند بجای عشقی آلوده به نومیدی و درد نگهی گم شده در پرده اشک حسرتی یخ زده در خنده سرد آه اگر باز بسویم آیی دیگر از کف ندهم آسانت ترسم این شعله سوزنده عشق آخر آتش فکند بر جانت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 18 اسفند 1403 09:19
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم هرگز نتوانی که ز من دور بمانی چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم
-
سمیه نادی
چهارشنبه 15 اسفند 1403 19:54
نزدیک توام ... چون لمس ماه بر مخمل شب، چون خیسی بغضی بر التهاب گونه ها چون ابدیت خنده ات در انعکاس آینه نزدیک و بی تاب... همچون عطش لبها به وقتِ نابِ قرار بوسه و عشق... نزدیکم به تـــو که ، آرامش دریایی بعدِ هر طوفان...
-
محمد شیرین
سهشنبه 14 اسفند 1403 21:01
مرا گه پراکنده ام در هوای تو به هر نفس به لب بگیر و به جان بنوش که این تمام ارزوست
-
افشین یداللهی
سهشنبه 14 اسفند 1403 09:08
دلم به عظمت باران برایت دلتنگی میکند! امروز عجیب بی تو میمیرم ...!