-
افشین صالحی
پنجشنبه 25 بهمن 1403 10:04
چیزهای قشنگ خوب است! روزهایِ قشنگ خاطرات قشنگ صدا کردنِ نام کسانی که قشنگ دوستِشان داری. رسیدن به قشنگ خوب است وَ قشنگ یعنی تو
-
عرفان یردانی
چهارشنبه 24 بهمن 1403 07:10
لبخندهای مهربانت را ، آویزه ی گوشم کن چشم های کوچک ِ مهربانت را توی آغوشم جا بگذار ! بگو، با چه زبانی باید سخن بگوئیم چه رازی بین ِ من و تو باقیست که عشق می نامیم اش...
-
نزار قبانی
دوشنبه 22 بهمن 1403 13:58
اگر در مقابل زیباییت ساکت ایستادم، چون سکوت در حریم زیبایی، زیباست... واژههای ما دربارهٔ عشق، عشقمان را میکشد و کلمات آنگاه که به زبان آورده میشوند میمیرند. برای من و تو همین کفایت میکند که تو برای همیشه رازی باقی بمانی که درونم را تکهتکه میکنی امّا بر زبانم جاری نمیشوی...!!
-
علی قاضی نظام
دوشنبه 22 بهمن 1403 13:57
یادَت مى آید؟ هر سال این موقع صبحِ اولِ وقت پیغام میدادم: عزیزِ جانم، هوا سرد است، میسوزاند تمامِ مغزِ استخوان را، بپوشان تمامِ وجودت را، مبادا خانه نشین شوى... و چَشمى که نثارم میکردى و خیالم را راحت... هر سال این موقع، چه حالِ خوبى داشتیم! راستى دلَت تنگ نشده
-
اخوان ثالث
یکشنبه 21 بهمن 1403 07:59
دردم این است که من بیتو دگر از جهان دورم و بیخویشتنم تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم مگرم سوی تو راهی باشد چون فروغ نگهات ورنه دیگر به چهکار آیم من
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 بهمن 1403 09:26
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮ ﯾﮏ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﺩﺍﺭﺩ، ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ، ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺩﺍﺭﺩ، ﮐﻢ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﯿﺶ ﺩﺍﺭﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﻬﺎﺭ ﻣﯽﺁﯾﺪ...
-
لیلا کرد بچه
شنبه 20 بهمن 1403 07:21
«من به تو مربوطم طوریکه اندوه به شب طوریکهصدایِ بنانبهحاشیهٔغروب طوریکه آن قناری زرد غمگین به شاملو بیآنکه هیچکدام دلیل قانعکنندهای داشته باشیم.
-
لیلا کرد بچه
شنبه 20 بهمن 1403 07:21
«من به تو مربوطم طوریکه اندوه به شب طوریکهصدایِ بنانبهحاشیهٔغروب طوریکه آن قناری زرد غمگین به شاملو بیآنکه هیچکدام دلیل قانعکنندهای داشته باشیم.
-
سودابه حسینی
جمعه 19 بهمن 1403 20:23
چه عاشقانه مهربانیات چاشنی قهوهی تلخ عصرهای دلتنگیام شده است و چه بیاندازه خوشحالم ، غزل بانوی لحظه های تو شدهام ، همراهم باش ای یاد تو آرامش جانم
-
مریم قهرمانلو
جمعه 19 بهمن 1403 13:32
این شال که جا مانده .. مالِ تو نیست ؟ این عطـر چه .. ؟ یا این دفتر شعر ... خوب فکر کن ! ببین چیزی مثل مـن در این خانه جـا نگذاشته ای ؟ شاید بخاطرش برگشتـی ...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 بهمن 1403 12:36
چه مستانه می خرامم در بهشت چشمانت آن گاه که از نهر لبانت جرعه جرعه شراب دوستت دارم می نوشم. سیب وگندم ، من و تو آدم و حوا ، ماییم
-
بتول مبشری
پنجشنبه 18 بهمن 1403 00:34
دلم تغییر می خواهد دلم باران دلم دریا دلم لبخند ماهی ها دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور دلم بوی خوش بابونه می خواهد دلم یک باغ ِ پر نارنج دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِ صبح شالیزار دلم صبحی سلامی عشقی نسیمی عطر لبخندی نوای دلکش تارو کمانچه از مسیری دورتر حتی دلم شعری سراسر دوستت دارم دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 بهمن 1403 18:08
چگونه آواره ی واژه ها نباشم وقتی دلم پر شده از دلتنگی هایی که هیچ کاری از دستش بر نمی آید...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 بهمن 1403 10:40
رها کن عطرت را موهایت را تا بازگردند چلچله ها از کوچ به هوای آشیان تازه و من بمیرم از ذوق در این خوشی بی انتها
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 بهمن 1403 06:44
آغاز تنها از بوسه یِ لب هایِ توست بَر جانِ مَن الباقی دِگَر ، تکرار است •••
-
محمد رضا عبدالملکیان
سهشنبه 16 بهمن 1403 06:43
دل روشنی دارم ای عشق صدایم کن از هر کجا می توانی صدا کن مرا از صدف های سرشار باران صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو... بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازی است؟ بگو با کدامین نفس می توان تا کبوتر سفرکرد؟ بگو با کدامین افق می توان تا شقایق خطر کرد؟
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 بهمن 1403 06:42
سکوت نکن وقتی حال دلم با تو خوب می شود بیا و حال مرا خوب کن
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 بهمن 1403 09:51
عشق شاید اشتباهی بین ما باشد ولی گاه گاهی اشتباهی حال ما را خوب کن
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 بهمن 1403 06:31
ناگهان تو را به یاد می آورم و صدایی بسیار شیرین که از دور شنیده می شود آرام بخش و ملموس همانند آهنگی که هر قدر به طرفش می روم نزدیک تر شنیده می شود چقدر زیباست به یاد آوردن تو...
-
محمد رضا عبدالملکیان
یکشنبه 14 بهمن 1403 23:40
دل روشنی دارم ای عشق صدایم کن از هر کجا می توانی صدا کن مرا از صدف های سرشار باران صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو... بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازی است؟ بگو با کدامین نفس می توان تا کبوتر سفرکرد؟ بگو با کدامین افق می توان تا شقایق خطر کرد؟
-
سالار نامی
یکشنبه 14 بهمن 1403 00:01
امشب بساط دلتنگی هایم را پهن کردم، تمام دوستت دارم هایم درد نبودت رابا زمزمه بر روی دفتر نوشتم چقدر اینجا در خانه خود غریب مانده ام شب میداند به دنبال رُخ تو در ماه نگاهم به سوی آسمان است و پنهانی صورت زیبایت را می بوسم کار ساده ای نیست این دیوانگی وقتی در وجودم متولد شده ای امشب به دلتنگی هایم پناه می برم...
-
سالار نامی
شنبه 13 بهمن 1403 23:57
امشب بساط دلتنگی هایم را پهن کردم، تمام دوستت دارم هایم درد نبودت رابا زمزمه بر روی دفتر نوشتم چقدر اینجا در خانه خود غریب مانده ام شب میداند به دنبال رُخ تو در ماه نگاهم به سوی آسمان است و پنهانی صورت زیبایت را می بوسم کار ساده ای نیست این دیوانگی وقتی در وجودم متولد شده ای امشب به دلتنگی هایم پناه می برم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 بهمن 1403 10:03
تو از آن منی و از اینجا جز زمزمههایِ عاشقانه نوایی شنیده نمیشود اگر چه گه گاه انـدوه بار اگر چه گاهی حزن آلـود ولی صــدا آوای عشـق است...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 بهمن 1403 18:12
سر به هوا شدهای نازنینم نگاهت رو به هر آسمانی که باشد چشمانم برای تو باران است و قلبی که تکیه گاه نفسهایت میتپد اگر این برکه بیماه است، تقصیر شب است و جهانی که بی تو اضافی ست.
-
مینو پیله چی
جمعه 12 بهمن 1403 14:29
بوسه های نابَت را ... حوالهیِ لب هایم کن... از همان هایی که طعم بهشت می دهد... و وقتی که به روی حریرِ لبانم می نشیند بی هوا چشمانم بسته می شود... مغزم قفل می شود ... و زبانم لکنت می گیرد... تمام ناگفته هایم را از یاد می برم... مست می شوم... گرم می شوم... شعر می شوم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 بهمن 1403 14:01
دلتنگی چون سایه، در پی من میگردد گام به گام، در کوچههای خالی میروم جز سکوتی سنگین، هیچ نمیشنوم در حصار تنهایی، نفسم به شماره می افتد.. بگذار بگویم، این درد را تاب نمیآورم بی تو، زندگیام سرد و بیروح است فصل به فصل، غمهایم را مینویسم در کاغذی که با اشکهایم رنگین است..
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 بهمن 1403 10:27
من مردی هستم ؛ جدی کمی اخمو حساس و کمی لجباز!! و تو دختری هستی که میتوانی تمام این معادلات را در من بهم بزنی!!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 بهمن 1403 10:25
بارها مرورَت می کنم..! همان جا که هر کسی یک نفر را پنهان کرده، همان جا که، پنهان ترین جای دنیاست، انتهای قلبم، یکی در من نفس می کِشد..!!!
-
مینو پناهپور
جمعه 12 بهمن 1403 10:24
من همان دورافتاده ی غریبم که به اشتیاق دیدار تو.... به خورشید تابنده ی عشق... به اندوه و غربت و دلتنگی به تمام روشنایی ها و تاریکی ها به "تو" ایمان دارد.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 بهمن 1403 08:08
بوسه های تو گنجشککان پرگوی باغند و تنت رازیست جاودانه که در خلوتی عظیم بامنش در میان می گذارند تن تو آهنگیست و تن من کلمه ای که در آن می نشیند