-
سارا قبادی
دوشنبه 8 بهمن 1403 07:56
من از تمام دنیا عشق می خواهم و مشتی شعر و لبخندهای تو که تکثیر می کند عشق را بینهایت
-
حسین عربی
دوشنبه 8 بهمن 1403 07:42
ای نگاهت جلوه ی خوش نقش هر صبح دلم دیده بگشا که جهان میل به تو دارد همه روز
-
لیلا کرد بچه
یکشنبه 7 بهمن 1403 11:31
به نبودن تو فکر کردم و از خودم پرسیدم آیا دنیا می تواند از این هم غم انگیزتر بشود؟
-
سید محمد مرکبیان
یکشنبه 7 بهمن 1403 11:30
به تو فکر هم نکنم از توست هر چه می نویسم در ناخودآگاهم نشسته ای که ناخودآگاه می نویسمت
-
عرفان یزدانی
شنبه 6 بهمن 1403 14:26
عصر ادینه ای ست بی تو کنار نیمکت خیالم با جزوات شعرت یک سکوت محض من و کلمات واژه ها سرک می کشند دیباچه ی سر برگ هایم را از تو پر می کنم چند بار هجای نامت چه قدر تکرار بودنت شیرین است ورق ها دارند تورا قلم می گیرند با خط دلم
-
حامد نیازی
جمعه 5 بهمن 1403 14:09
دلتنگ نباشم؟ چگونه؟ همین که میدانم تنها کتاب میخوانی تنها چای مینوشی، تنها بغض میکنی دلتنگ میشوم... وقتی تنها سفر رفتن را یاد گرفته ای تنها خاطره ساختن را بلد شده ای و تنها خندیدن را از بر؛ دلتنگ میشوم... همین که صبح ها بدون دوستت دارم بیدار میشوی و خوشحال میشوی با عکسهای تک نفره اینکه نیستم کنارت دلتنگ میشوم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 بهمن 1403 14:08
از من نخواه که دوستت نداشته باشم عشق اگر بمیرد زندگی بالهایش را میگشاید و میپرد چنان پرندهای که ناگهان بهراسد...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 4 بهمن 1403 15:34
حتی رودخانه ای که خیال بازگشت را زیر سنگریزه ها دفن می کند بی وقفه می رود تا با گریه های ابر برگردد تو چگونه میتوانی سیل اشکِ اشتیاقم را به آمدنت نادیده بگیری؟
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 4 بهمن 1403 09:08
دلم برای هم اغوشی صمیمی تنها یمان برای نوازش برای صدا کردن های تو برای حرف های خوب تنگ شده صدایم کن! دلم برای دوست داشتن های بی انتها برای شب های تا صبح..... بدون خواب برای خودم برای خودت پنجره ها و مهتاب تنگ شده صدایم کن!
-
سید علی صالحی
پنجشنبه 4 بهمن 1403 09:05
طلوع کن صبحم را که عمریست بی خورشید.. روزهایم شب می شود.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 بهمن 1403 13:15
تو را از ته دل به یاد میآوردم دلی فشرده به غم غمی که آشنای توست. پس تو کجا بودی؟ پس که بود آنجا؟ گویای چه حرف؟ چرا تمامی عشق یکباره برسرم خواهد تاخت؟ وقتی حس میکنم که غمگینم و حس میکنم که تو دوری..
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 بهمن 1403 13:14
زنده هستی و دوست داشتنی. مطمن باش من مطمنا هنوز دوستت دارم دیدن و حرف زدن با تو هنوز ضربان قلبم را تندتر میکنه و.....
-
گلاب کاشانی
سهشنبه 2 بهمن 1403 13:51
عکست را با خودم دارم همراه صدای ضبط شده ات را و هر روز به انجمن های ادبی سر میزنم! گوشه ای به التماس شاعری را گیر میاورم... عکست را نشان میدهم و سکوت ضبط شده ی صدایت را!... همان دوستت دارم هایی را که هیچ وقت نگفتی... و بعد اصرار میکنم تو را بسراید! دیروز بلاخره شاعری قبول کرد مدتی عکست را نگاه کرد... و به سکوت دوستت...
-
نسیم سرلک
دوشنبه 1 بهمن 1403 12:32
جایی میان دستهایت گم شدم میان هیاهوی دنیای مست تو بی خیال به تمام ارزوها پریدم اما مقصد جز قلب تو نبود گاه و بی گاه به در و دیوار دل زدم تنها راه فرار گریز از زندگی بود نتوانستم باز هم بی تو پای رفتنم سست است ...
-
عادل رستمکلایی
یکشنبه 30 دی 1403 09:59
از این برزخ تمام ناشدنی از این تاریکی محض از هج.م این دردهای هر شب و بی درمان از فریادهای ثانیه شمار از کارافتاده ی ساعت و تمام لحظه هایی که من را با تو نمی خواهند به یادت پناه میبرم پناه بر یادت ای عشق جدا مانده ز من ای جان جدا مانده ز تن
-
لیلا مقربی
شنبه 29 دی 1403 14:57
ادم اگر عاشق باشد برای دوست داشتنش دلیل نمی اورد چرتکه نمی اندازد حد و مرز نمی گذارد ادم اگر عاشق باشد تمام قد دل می دهد
-
نزار قبانی
شنبه 22 دی 1403 18:33
ای که چون زمستانی و من دوست دارمت دستت را از من مگیر برای بالا پوش پشمینات از بازیهای کودکانهام مترس. همیشه آرزو داشتهام روی برف، شعر بنویسم روی برف، عاشق شوم و دریابم که عاشق چگونه با آتش ِ برف میسوزد!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 18 دی 1403 08:09
عشق آفتابیست که بى پروا بیرون مى آید گاه از فرداى سیاهى هاى شب گاه از پشت انگشتانت که گونه هایم را نوازش میکند عشق یعنى تو و من در کوچه هاى بى نورِ این شهر عشق یعنى دستانت نُت هاى قلبم را به بازى بگیرد و تا صبح عشق بنوازد عشق بنوازد عشق بنوازد...
-
صایب تبریزی
شنبه 15 دی 1403 08:31
صبح روشن شد ، بده ساقی می چ.ن آفتاب تا به روی دولت بیدار برخیزم ز خواب فیض گردون بلند اختر بود ز اقبال عشق تاج بخشی می کند از همت دریا حباب
-
سید علی صالحی
دوشنبه 10 دی 1403 16:03
دستت را بمن بده نترس با هم خواهیم پرید حضور و حیات و حوصله ی من از تو درد و بلا و بی کسی های تو از من
-
سیسمن دانشور
شنبه 8 دی 1403 11:18
آدم ها به فراموشی محتاج ترند تا به خاطره ادم ها از خاطرات خنجر می سازند و باخنجر خاطره خط می اندازند روی همه چیز زندگی زندگی خجالت می کشد که از ذهنن بیرون بیاید بس که تن و بدن و سر و صورتش خط خطی خاطره است گاهی خاطره خطرناک ترین چیز جهان است
-
باران قیصری
چهارشنبه 5 دی 1403 10:56
کجایی ای که عمری در هوایت نشسته ام زیر باران ها هوایت که به سرم می زند اهسته خیالت را در اغوش می گیرم غرق می شوم میان خاطره و سکوت پناه بر عشق از این احوال دلم که همیشه همه چیز به تو ختم می شود
-
فرانک فرقانی
سهشنبه 4 دی 1403 16:12
من و تو ازنگاه هم شراب عشق نوشیدیم تو گشتی مست و من گشتم خراب کنج تنهایی...
-
علی صفری
دوشنبه 3 دی 1403 14:13
از زاویه اهل هنر چشم تو شعر است از زایه ی اهل نظر ، مساله سازی اغوش تو خشخاش و لبت الکل خالص همشیره ی کابل شده ای .... .وارث رازی
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 دی 1403 12:20
زمستان معشوق من است مردی که حافظه ای سپید دارد و گردن بلندش را با غرور بالا می گیرد زیر برف ها به قوی زیبایی می ماند که روی دریاچه ی یخ زده ای می رقصد در آغوشش می کشم آب می شود و می ریزد انگار هیچوقت نبوده مرد مهاجری که قرار بود گرمم کند
-
فرشته رضایی
شنبه 1 دی 1403 13:06
مادرم هر شب یلدا انار دانه می کند و قصه ای عاشقانهبرایمان می گوید او نمی داند که من خود یلدای جهانم با این همه عاشقانه که در سینه دارم و هیچ چیز طولانی تر از دلتنگی من نیست و از قشنگی تو... و هیچ جیز طولانی تر از انتظار من نیست و از نبودن تو ....
-
ثریا قاسمی
شنبه 1 دی 1403 13:03
به دیدنم میایی با دوست داشتن پنهان در شعر مچاله در کاغذی پنجره ای هستم هر روز باز می شود به شوق دیدن قدم هایی که شب ها پنهان میکنی زیر سنگ ریزه ها و هرگز برای دیدنم نفرستادی
-
علیرضا اسفندیاری
چهارشنبه 28 آذر 1403 08:37
کاری با تو نداشتم گوشه دنج کافه همیشگی خلوت کرده بودم امدی قهوه ات را خوردی چشم هایت را جا گذاشتی و رفتی حالا من مانده ام با ازدحام کافه ای شلوغ با تقدیر و فال همیشگی ام چشم هایت...
-
باران قیصری
سهشنبه 27 آذر 1403 09:32
نامت در دهانم آواز در دلم عشق در سینه ام نفس در جانم زندگیست نامت جهان من تمام من است..
-
وحشی بافقی
سهشنبه 27 آذر 1403 09:31
من بودم و دل بود و کناری و فراغی این عشق کجا بود که ناگه به میان جست