-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 11:25
#دوســــــــــــــــــــت_دارم بی فاصله ببویمت بــــی وقفه ببوسمت بــــی مـهــابا لمست کنم بــــی واهمه احـسـاســت کنـم بــــــی خــســاســت نـــوازشــت کنم بــــــی درنـــگ بـــه آغـــوشـــت بـشــتابــم بـــی ریا عاشــــقانه هایم را در گوشـت زمــزمــه کنم بـــــــــــــی مــــــــــرز در آغــــوشـــــــت...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 08:04
وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد، هیچ فاصله ای دور نیست، هیچ زمانی زیاد نیست و هیچ عشق دیگری نمی تواند آن دو را از هم دور کند. محـــــــکم ترین برهـــــان عــــــشق، اعتـــــــــماد است..
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 00:09
روسری را پس بزن تا شورش ِ بادت شوم شهر را درهم بریزم شور ِ فریادت شوم ای فدای ِ بوسه ات شیرین ِ کرمانشاهی ام! بعد ِ چندین قرن باید باز فرهادت شوم چشم ِ تریاکی تو کم بود عینک هم زدی؟! شیشه ای کردی مرا تا خوب معتادت شوم تیز کن چاقوی ِ زن/جانی خود را بیشتر اخم کن تا کشته ی ِ ابروی جلادت شوم ترکمن بانوی ِ صحرا! اسب ِ...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 اردیبهشت 1394 08:11
نشود فاش کسی آنچه میان من و تو ست تا اشارات نظر نامهرسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن میگویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه ای بسا باغ و...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 اردیبهشت 1394 08:04
از جـنـس کـدام نــور بـودی سـتـاره مـــن؟ کـه جـسـارت بـا تــو بـودن در مــن جـنـبـید؟ و مــن چـه عــاشـقـانـه بـه رویـت لـبـخـنـد زدم و تـــو چـه مـهربـانـانـه لـبـخـنـدم را پــاســخ گـفـتـی و ایــن شــد ... عــاشــــــــقـانـه ی آرام "مـــن" و "تـــــو"
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 اردیبهشت 1394 08:01
نگاه تــــــو مـــرا عاشق تر از پیـــــش می کند چه معجـــونی می شود زندگــــی با لمسِ دستان تــــو با حسِ عشــــــــــقِ تـــــو
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 اردیبهشت 1394 07:59
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم می گویند باران رساناست شاید دست های من را هم به دست های تو برساند
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 اردیبهشت 1394 07:55
خوب نیستم تنها نسخه ارامبخش من پیچیدن موهایم لابلای انگشتانت است،
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 اردیبهشت 1394 07:52
دلی شکسته تر از نای نی لبک دارم یواش! دست نزن!شیشه ام، ترک دارم چقدر وسوسه در چشم انتخاب من است که بر صداقت آیینه نیز شک دارم رفیق! بار غریبی به دوش من مانده است که احتیاج به یک دوست و یک کمک دارم صدا زد که :به من در قبال سکه ی زخم چه میدهید؟ یکی گفت که من نمک دارم!! من و تو هردو غریبیم و آشنای سکوت خوشم به اینکه با...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 10:03
دلم اونى رو میخواد که وقتى میگم میخوام جیغ بزنم نگه هیس زشته ، بگه : 1.2.3 .. اونى که وقتى باهاش میرم دریا نشینم یه گوشه و فقط حرف بزنیم و دریا رونگاه کنیم ، آب بپاشیم تو صورت هم .. نترسیم از حرف مردم ، زندگى خودمه دلم میخواد دیوونه باشم .. کسى که وقتى بارون میزنه باهاش بدون چتر زیر بارون قدم بزنم ، وقتى بارون شدید شه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 01:16
به خواب کودکی سوگند به خوابم گام میداری... و در عمق نگاهت.... خوشه ای از عشق می لرزد سکوتت می زند بر التهاب لحظه ها دامن کجا رفته است فرهادی... که عشقش می تراشد....کوه چون آهن نگاهت می پرد از خواب رویایم تو گویی که فراموشت شده قانون دلتنگی.... و یاحتی نمی خواهی بشویی از رخ آینه ها ....رنگی به خواب کودکی سوگند که از...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 01:16
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی که بیایی و در این تنگیِ دل جا بشوی تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، دور شوی، قصه و رویا بشوی؟ انقلابی شده در سینه ی من ، فتنه ی توست سبزیِ چشم تو باعث شده ، رسوا بشوی من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر دلم روز مبادا بشوی غرق عشق تو شدم ، بلکه تو شاید روزی دل به...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 19:46
آغوشِ تــــــــــو که باشد .... خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـــگی نـیست ... و تــپشِ هایِ قــــــــــلبت میشود لالاییِ کـودکانه ام ... کـنارم بــمان ... مــیخواهم، صـــــــبح، چشمانم، در نگاهِ تــــــــو بیدار شود ...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 17:48
* بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه ...نه هرگز! بی تو حتی شب من ماه ندارد پایِ سست و تنِ فرسوده ام آخِر که به آن کوچه دگر راه ندارد بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم هوسِ مویِ تو و بویِ تو و رویِ تو کردم سرِ سجاده ی خود تا به سحرگاه نشستم بند از پای گسستم چشم ها بستم و در خویش شکستم گله کردم ز نگاهت وان دو چشمانِ...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 17:46
گاه میتوان تمام زندگی را در آغوش گرفت فقط کافیست,تمام زندگیت یک نفر باشد,,,,,,
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 17:44
گاهی باید فقط بنشینی دستانش را در دستانت بفشاری در چشمانش نگاه کنی او برایت از دردهایش بگوید قلبت از فشار درد به انفجار برسد با تمام توانت به اشکهایت اجازه حرکت ندهی فقط به صورت مهربانش لبخند بزنی و وقتی تمام دردهایش را برایت گفت نوازشش کنی آغوشت را برایش بازکنی با تمام وجودت به قلبت بفشاری صورت زیبایش را برایش از عشق...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 17:41
ﺧﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻢِ ﺧﯿﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، ﻧﯿﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﯾﺎﯾﺖ ﺩﻟﯿﻞِ ﮔُﻨﮓِ ﻋﺼﯿﺎﻧﻢ ﺷﺪﻩ ﺳﺖ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ،ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻢ ، ﺧﻠﻮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎ ﺑﺎﺭﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺩِّ ﺍﺷﮏِ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﻏﺮﻕِ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺷﺪﻡ، ﺍﺣﺴﺎس من ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻤﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺑﺎﺗﻮ...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 17:40
خشکیده است این احساس بدون تو بگو کجایی، بگو کجاست مسیر تو بگو چه کردی که دل نبستم به غیر تو بگو تقصیرکار منم یا نبود تو... بگو عشق را ز که آموختی که این چنین بغض را شعر می کنم برای تو دل که رفت، جان می رود برای عشق من آنم که مست عشقم از عطر و بوی تو... می دانم تو دریایی و من یک قایقم قایقی که آرام گرفته است در مأوای...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 10:15
عشق این است که تو "پاک" بمانی، اما بشوی شهره یک شهر به بدنامی ها
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 08:20
دلم تنگ شده... تنگ با "تو" بودن تنگ گرفتن دستهایت دلم تنگ شده واسه صدای خنده هات چقدر ابعاد بودنت عجیبه بودنت رو دوست دارم... حتی با اینهمه دلتنگی پس بمون و بزار دلتنگت بمونم کاش دوباره تکرار شه تموم این روزای که گذشت تکرار شه... جایی که نزدیک توام دور از تموم غصه هاست
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 08:13
چراغ روی تو را شمع گشت پروانه مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه خرد که قید مجانین عشق می فرمود به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد هزار جان گرامی فدای جانانه من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه چه نقشه ها که برانگیختیم و سود نداشت فسون ما بر او گشته است افسانه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 08:12
ﻣﻦ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﻫﻢ ! ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺁﻧﮑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﺒﻨﺪﯼ !
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 08:10
هر شب که میخوابی یک ستاره از آسمان عشقم برایت می شمارم دنیا را چه دیدی شاید بزودی کهکشانی جدید با نام تو کشف شد شبت ستاره بارون عشقم
-
تقدیم به تو
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 08:01
حال من خوب است ما با تو بهتر میشوم آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر میشوم با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند یاسم و باران که می بارد معطر می شوم در لباس آبی از من بیشتر دل می بری آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم آنقدرها مرد هستم تا بمانم پای تو می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم میل - میل توست اما بی تو باور کن که من در...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 اردیبهشت 1394 20:14
دلم یک خیابان می خواهد... که بشود باتو قدم زد... جایی که مردمش زبان مارابلدنیستند... من به زبان خودمانی... هی بگویم دوستت دارم و عابران درگیراین کنجکاوی باشند... من چه می گویم که تواینطور میخندی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 اردیبهشت 1394 19:59
روی من شرط ببند ... تمام “دل” ها را رد کرده ام چشم بسته این قمار را می برم دوست داشتن تـــو دلیل که نه .... دل می خواهد ... فقط تو هوایش را داشته باش … دلم را مى گویم قول مى دهم براى تو باشد همه ى عاشقى اش ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 اردیبهشت 1394 03:55
مینویسم منه تنها امشب که تو ای عشق کجایی کجا من به تو نزدیکم در کنارت هستم تو کجایی ای عشق هر کجا میگردم ,من نمیبینم, ان رخ زیبایت من کنار گل سرخی رفتم جای تو خالی بود گل نیلوفر را من از سر وپا نگاهش کردم گل مریم رامن التماسش کردم زیر بید مجنون اثری از تو نبود تو کجایی ای عشق رخ خود را بنما به دل عاشق این خسته تنهای...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 اردیبهشت 1394 03:49
زن نیستم اگر زنانه پاى عشقم نایستم، من ازقبیله زلیخا آمده ام، آنقدر عشقت را جارمیزنم تا خدا برایم کف بزند، فرقى نمیکند فرشته باشى یا آدم، یوسف باشى یاسلیمان،قالیچه ى دل من، بدون اسم رمز"نام تو" پروازنمیکند،زنانه پاى این عشق مى ایستم "مردانه دوستم داشته باش.."
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 اردیبهشت 1394 03:48
بیا در میان عاشقان بهترین باشیم ، ما می توانیم عاشقترین باشیم. من و تو یعنی عشق ، عشق یعنی ما ، ما یعنی یک دنیا خوشبختی. تو یعنی بهترین ، زیباترین ، عاشقترین ، لایق ترین. تو یعنی برای من ، برای قلبم ، تا ابد و برای همیشه. تو یعنی اسیر ، یک اسیر در این قلب بی طاقت. من و تو با هم یعنی یک قصه بی پایان. من برای تو ، تو...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 اردیبهشت 1394 03:24
با تـــــــو بودن، همیشه پر معناست بی تو روحم گرفته و تـــــــــنهاست با تو یک کاسه آب، یک دریـاســـــــت بی تو دردم، به وســـــــــــــــــعت یک صحراست با تو بــــــــــــــودن همیشه پر معناست بی تو، با غم، برهنه همچو کــــــــــــــــــــویر با تو یک غنچه، دشتـــــــــــــــی از گلهاست با تو بودن همــــــــــــــیشه...