-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 08:27
در تمام روزهای عاشقی که گذشت ، حتی یک لحظه از آن روزها نیز از یادم نرفت با اینکه قلبم بارها شکست اما دلم باز هم به پای تو نشست به هیچکسی دل نبست با خودش عهد بست ، که این عشق اول و آخر است ، همین و بس! روزهای شیرین زندگی ام با تو آرامش ، این تنها چیزیست که خواسته ام از تو صداقت ، این تنها کلامیست که انتظار دارم از تو...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 08:18
توی دلم جز عشق تو علاقه ای رواج نیست انقدر هوامو داری که اکسیژن احتیاج نیست کنار تو من فاتح تقدیر این زندگیم بعد از یه عمر تازه دارم با تو میفهمم که کیم این پای هم موندنمون فراتر از تعهده قلمرو احساس ما بیشتر از عشق شده وقتی که آرامش تو جهانمو تسخیر کرد تمام رویاهامو این حضور تو تعبیر کرد تو بهترین شرایطم حالمو بهتر...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 آذر 1393 08:05
اگر پاییز نبود هیچ اتفاق شاعرانه ای نمی افتاد نه موسیقی باد بود نه سمفونی کلاغها نه رقص برگ و من هیچ بهانه ای برای بوسیدن تو در این شعر نداشتم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 آذر 1393 08:00
شبیه لرزیدن پوست یک مادیان وقتی گنجشکی بر گرده اش می نشیند یا لرزیدن دست های مادربزرگ وقتی چای را از استکان به نعلبکی می ریخت برای سرد شدن مثل لرزیدن آرام یک مزرعه ی چای در نم نم باران یا لرزیدن گوشی موبایل بر میز شیشه ای می لرزد دل من ... وقتی نام تو را می شنوم.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 آذر 1393 07:59
یاد بگیر جانم! دوست داشتن برایِ خاطرِ چشم و ابرو نمی ماند عشق به احترامِ اندامِ تراشیده ی هیچکس رویِ پاهایش نمی ایستد فراموش نکن برجسته ترین لباس ها آخرسر جایش گوشه ی کمد لا به لایِ یک دنیا لباس هایِ خانگیِ گشاد که تو را هم بسترِ رویاهایِ شیرینِ شبانه می کنند جا خوش می کند یادت نرود دنیا دنیا لوازمِ آرایش هم که داشته...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 آذر 1393 12:51
کم آوردمت میان این بغض و باران و وسوسه تنها تو را کم آوردم ببین چقدر بزرگی که میان این آشفته بازار آدم ها میان این هیاهوی خواستن ها من تنها تو را می خواهم دوستت دارم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 آذر 1393 12:47
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 2 آذر 1393 11:31
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت خو را نکشند گر عاشق صادقی از مردن مگریز مردار بود هر انکه او را نکشند
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 2 آذر 1393 11:26
آمدم تا که تو را مست و گرفتار کنم آن دل غمزده را محرم اسرار کنم آمدم تا که سلامی به تو ای نور کنم غم و محنت همه را از دل تو دور کنم گر چه دیر آمده ام لیک همان هم زود است بودنم در بر دلبر همه دم پر سود است
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 2 آذر 1393 11:25
اگر عشق نبود؛ به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ... اگر عشق نبود؛
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آذر 1393 18:17
دچار تا نشوی عشق را نمی فهمی تو هیچ از من و این ماجرا نمی فهمی رفیق، نسبت من میرسد به مجنون، آه و عشق سهم من است و شما نمی فهمی بدون آنکه بفهمم شدم دچار دلت تو خنده می کنی اما مرا نمی فهمی خیال می کنی آیا که من پشیمانم؟ خیال می کنی آیا؟ و یا نمی فهمی؟ منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن خیال توبه ندارم، چرا نمی فهمی؟ ز...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آذر 1393 17:59
بین رویاهای هر شب جستجویت می کنم گل عشق منی هر لحظه بویت می کنم برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد ای بهار باغ رویا آرزویت می کنم یک بغل شعر و غزل را از نگاهت چیدم و این غزلها را فدای آرزویت می کنم سبز در رویایم امشب گر شوی ای صبح جان با دل رنجیده ی خود رو به رویت می کنم دوستت دارم ولی من با تمام قصه ها خویش را قربان...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آذر 1393 17:57
تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم بگذار در جدا شدن از یار جان دهم همچون نسیم میگذرد تا به رفتنش چون بوته زار دست برایش تکان دهم دل برده از من آنکه زمن دل بریده است دیگر دی این قمار نباید زیان دهم یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود چون نیستم صبور چرا امتحان دهم یوسف فروختن به زر ناب هم خطا است نفرین اگر تو را به تمام جهان...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آذر 1393 17:55
فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم دیگر به فکر همنفسی جز تو نیستم عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم بعد از چقدر اینطرف و آنطرف زدن فهمیدهام که در هوسی جز تو نیستم یک آسمان اگر چه برویم گشوده است من راضیم که در قفسی جز تو نیستم حالا خیالم از تو که راحت شود عزیز دیگر به فکر هیچکسی جز تو نیستم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آذر 1393 17:49
زخـــم ها بسیــــار امـــا نوشــــداروها کم است دل که می گیرد تــمام سِحر و جادوها کم است هر نسیمی با خـــــودش بــوی تو را آورده است بادهـــا فهمیــده اند اعجاز شـــب بوها کم است تا تو لب وا مـــی کنی زنبورهـــا کِـــل می کشند هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است بیشتــر از من طلب کن عشــــق! من آمـــاده ام...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آذر 1393 17:43
عمر زندگی کوتاست مثل شعله کبریت عمر هر چی غیراز عشق مثل عمر کوتاهه همسفر شدن مثل دربدر شدن خوبه پس قدم بزن با من بین راه وبیراهه من که قلب کوچیکم بی توکاسه خونه منکه کاسه چشمم جز تواز کسی پر نیست دوست داشتن یا عشق دوست دارم با عشق عشق من به دوست داشتن قابل تصور نیست عشق چند قدم راهه از اتاق تا ایوون عشق دستته وقتی میز...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آذر 1393 12:12
و کمی دل بسپار به صدای دل بیمار کسی که تو را می خواهد نفسش گرم و دلش بارانی و دو دستانش عشق سینه اش مأمن برگشت چکاوک ها و نگاهش پر از رازقی و نرگس مست و حضورش همه عطر... و دو چشمان خیال انگیزت قبله گاه دل پر رویایش... اینکه باشی و بمانی،همه دنیایش...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 آبان 1393 09:44
فالَـت عجیـب آمد و خنـدیدی یک گـرگ پیـر جا شده در فنجـان ! پیــرم ولی هنــوز خطــرناکم نزدیـک تر به من نشو دختـر جان ! تو کوچکی ... درست نمی دانم در شعـرهام بوی تنـت باشـد ! کشـف دوتا پرنـده ی بازیـگوش پشـت حصـار پیـراهنـت باشـد ! این شعـر نیست ... سایه ی صیادی ست - تیـر و کمـان گرفته ... بتـرس از من ! شعـر من آتش است...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 آبان 1393 08:54
و کمی دل بسپار به صدای دل بیمار کسی که تو را می خواهد نفسش گرم و دلش بارانی و دو دستانش عشق سینه اش مأمن برگشت چکاوک ها و نگاهش پر از رازقی و نرگس مست و حضورش همه عطر... و دو چشمان خیال انگیزت قبله گاه دل پر رویایش... اینکه باشی و بمانی،همه دنیایش...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 آبان 1393 08:53
من ازسمفونی چشم تو بیمار شدم به زمینم زده اعجاز نگاهت جانا منم و نقش ته فنجانم قهوه تلخ خبر داده به آغوش نگارم یارا... فکر چشمان پر از منظره ات قهوه تلخ مرا شیرین کرد و لبانم به تکاپوی پرستیدن تو بوسه ای گرم به قابی بخشید که تو را در دل خود گنجانده... منم و قاب پر از خاطره چشمانت محو در نسترن دستانت نرگس چشم تو...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 آبان 1393 07:51
من ازسمفونی چشم تو بیمار شدم به زمینم زده اعجاز نگاهت جانا منم و نقش ته فنجانم قهوه تلخ خبر داده به آغوش نگارم یارا... فکر چشمان پر از منظره ات قهوه تلخ مرا شیرین کرد و لبانم به تکاپوی پرستیدن تو بوسه ای گرم به قابی بخشید که تو را در دل خود گنجانده... منم و قاب پر از خاطره چشمانت محو در نسترن دستانت نرگس چشم تو...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 آبان 1393 15:10
پیش از این هرچار فصل روزگارم سردبود شانه هایم بی بهار و شاخه هایم زرد بود پیش از این در التهاب آباد داروخانه ها هر چه گشتم درد بود و درد بود و درد بود پیش از این حتی ردیف شعرهای خسته ام آتش و خاکستر و دود و غبار وگرد بود آه از آن شبها که تنها کوچه گرد شهرتان بی کسی گمنام ، رسوایی جنون پرورد بود از خدا پنهان نمی ماند ،...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 آبان 1393 10:27
یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره گریه میکردم درو که میبست...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 آبان 1393 09:55
رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد عذاب می کشم ولی عذاب من گناه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 آبان 1393 09:54
هزار بار به تو گفته بودم دلیل شیدایی یک زن، زیبایی مرد نیست، یک مرد همیشه زیباست وقتی که زخم های دلِ مجروح زنی را می بوسد!!!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 آبان 1393 09:43
ما محرم اسرار هم میشیم چیزی واسه از دست دادن نیست من مثل تو از عشق خط خوردم اونی که میخوام عاشق من نیست تو مثل من زخم زبون خوردی اونی که میخواستی باهت بد کرد دستای عشق تازشو چسبید دستای لرزون تو رو رد کرد فکر من مثل تو درگیره فکر تو مثل من آشوبه عاشقی سخته تو این اوضاع اما واسه هر دومون خوبه فکر من مثل تو درگیره فکر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 آبان 1393 12:21
گاهی تمام آنچه می خواهم، دفتری است برای از تو نوشتن، قلبی که اندوهم را بفهمد و دستی که گونه های ترم را نوازش دهد اینجا و تمام آنچه با من است بوی خوش تو می دهد لحظه ها رنگ تو را پوشیده اند و من، از عطر سرشار حضورت، مستم با دست های یخ زده ام بخارهای اندوه را و حضورت را به رخ لحظه های تنهایی می کشم. من هنوز منتظرم.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 آبان 1393 12:11
طاقت بیار طاقت بیار تو این روزهای انتظار طاقت بیار طاقت بیار تو سردی شب های تار طاقت بیار رو قلب تو به دست تنهایی نده فانوس چشماتو ببند به این شب های غم زده روزهای خوبو جا نزار تو سختی های روزگار به خاطر منم شده طاقت بیار طاقت بیار طاقت بیار تو این روزهای انتظار طاقت بیار تو سردی شب های تار زمزمه ی رسیدنت پشت سکوت...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 آبان 1393 08:11
تمام دنیایم تمام خواستنم تمام عشقم با سکوت گذشت در برابر تو سکوت نمی کنم فریاد می زنم تا آخر دنیا دوستت دارم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 26 آبان 1393 08:11
کارسختی ست عاشق کسی بمانی که کنارت نیست فاصله... اما وقتی پر از خیال با او بگذرانی لحظه هایت را عاشقی ساده ترین کار دنیا می شود وقتی به خودم قول می دهم خوش قول ترین مرد دنیایم من امشب تو را به خودم قول دادم حتی یک روز به پایان عمرم!