-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 آذر 1393 07:52
این حنجره جز با لب ِ تو، شعرنخوانده ست جز طعم ِصدایت به صدایش نچشانده ست قلب تو زیارتکده ای در دل کوه است یک عشق نفسگیر، مرا تا تو رسانده ست خودکار، شده قطره چکانی پر ِ احساس از شیره ی جان تو در این شعر، چکانده ست آنقدر نوشتم " تو" که باغ ِ گل سرخی در گوشه ی هر ناخن من ، ریشه دوانده ست سرسخت چو ابریشمی و دست...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 آذر 1393 07:47
با من در و دیوارهای شهر ، هم رازند تا بغض هایت در ګلویم خانه می سازند سر می ګذارم بی هوا بر کوچه ات هر شب آنقدر که دیوانه ها دستم می اندازند آنقدر که ...تا بچه های تخس اینجا هم بر سنګ باران کردنم از دور، می نازند پاهای من هر صبح باید راه رفتن را از پیچ بالای همین کوچه بیآغازند با دیدن رنج تو ویران می شوم ...ویران ګویی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 آذر 1393 11:01
عشق ویرانگر او در دلم اردو زده است هرچه من قلب هدف را نزدم او زده است بیستون بود دلم... عشق چه آورده سرش که به ارگ بمِ ویران شده پهلو زده است؟ مو پریشان به شکار آمد و بعد از آن روز من پریشانم و او گیره به گیسو زده است دامنش دامنه های سبلان است، چقدر طعم شیرین لبش طعنه به کندو زده است مثل مغرورترین کافر دنیا که دلش از...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 آذر 1393 10:57
هرصبح تو را قدم می زنم به مقصد جاودانگی ات مرا همراه باش حس داشتنت شیرینترین رؤیای من ست...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 آذر 1393 10:57
عشقت اگه واقعاعاشقت باشه....!لازم نیست تو دورش رو از این و اون خلوت کنی،خودش واسه بودن توهمه روکنارمیزنه!لازم نیست واسش دنیاروبخری تابمونه...خودش قدر یه شاخه گلتو میدونه...لازم نیست هرکسی روتوجیح کنی و سرش رقابت کنی که عشق منه...خودش توروبه همه دنیانشون میده...لازم نیست نگران باشی که بره... خودش بهت ثابت میکنه اومده...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 آذر 1393 13:43
تا آخر عمر درگیر من خواهی بود و تظاهر می کنی که نیستی مقایسه تو را از پا در خواهد آورد ... می دانم به کجای قلبت شلیک کرده ام... تو دیگر خوب نخواهی شد...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 آذر 1393 13:42
ماهِ من گوشه ی لبخندِ شماست که جهانم برهاند ، ز غم و تاریکی ماهِ من امنِ من و آرَمِ تو که نه در غربتِ شب و نه درعمق دلِ تیره ی چاه ، هیچ کس جز من و تو با ما نیست ماهِ من ! بـــــی کســــی واژه ای بی معناست... آن زمانی که نگاهِ دلِ من در پی کاستن وسعت تنهایی توست ماه یعنی : بدرخش ماه یعنی : دل تو نیز اینجاست ماه یعنی :...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 آذر 1393 13:39
حتی یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست ... نه در نفس کشیدن ، نه در نفس نفس نفس زدن ، و نه از قشنگی ... نفس مرا بند آوردن !
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 آذر 1393 13:38
سیگار روشنت را در جنگل خشک و آشفتهی من انداختی ؛ بعد پرسیدی: " مزاحمتان که نشدم ؟ " خندیدم : " نه ! اصلا...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 آذر 1393 13:37
ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانم باید چـــه بگویم به پرستار جوانم ؟؟ باید چه بگویم ؟ تو بگو، ها ؟ چه بگویم وقتی کـــه ندارد خبــــر از درد نهانم ؟ تب کرده ام امــا نه به تعبیر طبیبان آن تب که گل انداخته بر گونه ی جانم بیمـــــاریِ من عامل بیگانـــه ندارد عشق تو به هم ریخته اعصاب و روانم آخر چه کند با دلِ من علم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 آذر 1393 07:52
با وجود این فاصله ها مرزی میان ما نیست عشق کوچکترین روزنه ها را پر کرده حتی اگر دستانت در دستم باشد باز هم دلتنگت هستم پس این همه بیقراری و دلتنگی را گردن فاصله نینداز، کار چشمانت ست...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 آذر 1393 07:50
دوستت دارم... شاید این آخرین " دوستت دارم " باشد هر شب این جمله را در گوشت نجوا می کنم مبادا صبحی را نبینم و فرصت از کف بدهم عمرت بلند بادبه نیکی! عشقت مدام باد! و قلبت هر لحظه آبستن شوق!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 آذر 1393 07:47
پی یک اشتباه ناجورم ! باغ ممنوع سیب میخواهم ! تا بفهمند نازنین منی ، قد زلفت رقیب میخواهم ! مادرم گفت : دل نبند و برو ، هر کجا روی نازنینی هست آه مادر ! دلم ز دستم رفت ، ختم امن یجیب میخواهم ! پدرم گفت : بچه جان بس کن ! حرف های عجیب میشنوم ! آه آری پدر ، عجیب ، عجیب ، خاطرش را عجیب میخواهم !! باز فر میخورند دور سرم ،...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1393 17:43
بگذار از میان این هیاهوی سیاه نوای دلنشین آن صدای نرم تو به قلب پر خروش آرام بنشیند صدایم کن.. بدانم یک نفر هست هنوز نگاهش در پی حس من است دلش می ترسد از آنکه فراموشش کنم راهی شوم دیگر صدایم کن.. که از بیگانگی بیزار و دلگیرم صدلیت آشناست آری.. صدایم کن..
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1393 17:41
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1393 17:33
عشق یعنی آن نخستین حرفها. عشق یعنی درمیان برفها. عشق یعنی یادآن روز نخست. عشق یعنی هرچه درآن یادتوست.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1393 17:32
لحظه هایم مـــال تــو .. بـه قیمت صـفر " تومن" همین که "تـــو" کنـــار "مـن" باشی ثروتمـندترین انساـم ..
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1393 08:58
بهانه های تقویم کم اند هر دم که تو کنارم باشی آن روز، روز عشق است اصلا روز را عشق است! روز عشق مبارک مهربانم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1393 08:57
گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شه...گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آروم میگیره... گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شه... گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکنه مراقب بعضی یک ها باشیم !! در حالی که ناچیزند ، همه چیزند
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1393 08:56
می خواهم عشق بماند و اشک بماند و لبخندی که هدیه لبهای توست می خواهم تو باشی و من باشم و زندگی و زیبایی سرشاری از انعکاس ما... می خواهم عشق بماند... وتو...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 آذر 1393 08:56
آنقـــــدر بـــــه یــــاد " تـــــوام " ... کــه اگـــــر بـه یـــــاد " خـــــــدا " بـــــودم ...! نـیـمــــی از بـهـشــ♥ـــتـــــ ... بـــــه نـامــــ ــــم بـــــــــود .
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 آذر 1393 08:08
باد که می زند می پذیرم، بادبادک ها به هیچ پیامبری، ایمان نیاوردند تنها ما بودیم که قرقره می کردیم نخ هایی که از آسمان دورمان پیچیدند باد که می زند باور می کنم، سیب از هیچ اعتقادی آویزان نبود ... تنها حوا بود که می دانست جاذبه سرگرمی ِ افتادنی هاست!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 آذر 1393 08:03
گاهى براى روزهاى تلخ بى حوصلگى یک بوسه بوى خوش یک پیراهن و یا شنیدن یک دوستت دارم ساده یک جور خوبى حال آدم را عوض مى کند و اینطور آدم مى فهمد لذت دنیا داشتن کسى ست که دوست داشتن را بلد است به همین سادگى ...!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 آذر 1393 07:54
تمامی رنگ ها مال تو قهوه ای چشمانت برای من! می خواهم آسمانی بسازم برای خودم تا با هر نگاه تو موجی از ستاره ها زاده شوند با بوسه ات بر پیشانیم ماه بخندد و آغوشت کهکشانی آرام برای من باشد تا تو هستی دنیای من هیچ کم ندارد...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 آذر 1393 07:53
آسمان آبی رنگ دریا آبی وزمین سبز به رنگ هستی برگها چنگ نواز هستی پر از زمزمه ها . سبزه ها برلب جو بهر پیرایش گلهای خیال پای هر کنده درخت پر شد از شبنم نور نفس چلچله کان نغمه های شب مستی درخت گیسو آشفته به دوش هربنفشه لب جوی وبه پیرایش باغ مشکها بسته به گوش رقص گلبرگ به یک نغمه باد نرگسان مست به یک ژاله آب دل دریا آبی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 آذر 1393 07:49
من خزانم که پر از یاد بهاران شده ام ساکتم همسفرقطره باران شده ام همه فریادم و خاموش ولی بی امید از پی بهبودی دوران شده ام انتظاری همه سرد انتظاری همه خشک ذهنم از شوق تهی درزمانی که همه تکرار است بیت شعرم که فراموش شدم برلبان شاعر من که عاشق ترین شعر پریشان شده ام گرچه در حسرت موج شوق دریا شده ام پای در بند چه سود کوهم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 آذر 1393 07:48
پاییز است و قت دل تنگی و دلتنگی بهانه نمی خواهد تا یاد کند از آنکس که مهری بر دلش باشد و حق صحبتی بینشان ای مهربان که بوی آشنایی میدهی دستهای دوستیت را برای دستانم هدیه کن بودنت برایم دلگرمی است ،کمی پیش آی اگر کلبه تنهاییم برایت دلگرم است لحظه ها لحظهای عاشقانه است وقتی دست در باد خزان جاری میشوم در رقص برگهای چنار...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 آذر 1393 07:47
بانسیم سر گیسوی تو دل باخته ام در شب شرجی مویت غزلی بافته ام زاده در دغدغه خشک کویرم اما عشق در دامن آبی تو آموخته ام شب به موسیقی زیبای تلاطم هایت غزلی باب دل سوخته ام ساخته ام غرق در لذ ت آن دامن پر موج تو ام که به یک دیده ز تو بذر هوس کاشته ام خانه ای ساختم از ماسه ساحل اما بسته بر موج تو شد هرچه که من داشته ام همه...
-
چقدر این فروغ برام عزیزه!!!!! یادش گرامی
یکشنبه 16 آذر 1393 13:49
رفتن که بهانه نمی خواهد، یک چمدان می خواهد از دلخوری هاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشی هاى انکار شده ... رفتن که بهانه نمی خواهد، وقتى نخواهى بمانى، با چمدان که هیچ بى چمدان هم می روى ! ماندن... ماندن اما بهانه مى خواهد، دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغ هاى دوست داشتنى، دوستت دارم هایى که مى شنوى اما باور نمى کنى، یک فنجان...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 آذر 1393 13:47
به اندازه ی آگهیهای نیازمندی همشهری، به بلندای نوارقلبهای پدربزرگ، به تعداد مینهای مدفون در خاک زمین دوستت می دارم و از یاد نمیبرم سفرههای شرمندهی شهر را با دوست داشتن تو! نمیخواهم خواستنت چشمبندی شود بر چشم هایم برای ندیدن پلاسیدگی جهان... از آغوشت پناهگاهی نمیسازم برای گریز از تماشای تاول شهر که ورم میکند...