-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 آذر 1393 13:45
عشق لیاقت می خواهد و عاشق شدن جرات... همیشه در پی کسی باش که با تمام کاستی ها و کمی ها و عیب هایت، حاضر باشد به تو عشق بورزد و تو را به همه دنیا نشان بدهد و بگوید که: این تمام دنیای من است.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 آذر 1393 09:12
دیشب با یاد تو خوابیدم با خیال دستانت و سحرگاه خواب شکوفه های سیب می دیدم تمام تنم بوی تو را می دهد بودنت بهارست برای من خنده ات شکوفه وجودت نوبرانه ای ست که هرگز از چشم نمی افتد...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 آذر 1393 09:11
تکرار می کنم هرروز دوستت دارم هایت را تا مبادا فراموش کنم روزی عاشقانه دوستم داشتی تکرار می کنم تو را برای لحظه هایم تا مبادا زندگی تو را از یاد ببرد و به سردی بگراید پر از حس خوب دوست داشتنت همچنان به امید یک قدم از تو هستم! یک گام از تو و هزار جان از من! نزدیک شو...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 آذر 1393 09:10
خانه را آینه بندان می کنم اگر بدانم می آیی تا وقتی در آغوشت می گیرم تکثیر شود این حس ناب با تو بودن اما کاش می شد چشمان آینه ها را ببندم نکند حسادت کنند بر ما! دوستت دارم بقدر تمام آسمان خدا !
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 13 آذر 1393 17:58
همه روز عشق را به نام والبنتاین می شناسند من اما نه ! روز عشق روزی است که تو امدی و اینک سالگرد ان را جشن میگیرم . به سلامتی عشق ! به سلامتی احساس! پیک مان را از شراب عشق پر میکنیم . و به سلامتی عشق می نوشیم. برای من روز عشق روز تولد تو در فلب کوچکم است. یادم می آید گفته بودم عاشق خوبی خواهم بود و تو نمیدام باور کرده...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 آذر 1393 09:29
با تو می مانـَم که از نـام تو دل آذیــــن شود ... تا که شرح عشقمان یک قصـــه ی دیرین شود آنـقَـدَر شــور از دلـم صَــــــرفِ نگــاهــت میکنم تا تمــام تلخـی چشمـــــــان تـو شیــرین شود آنچنـــان پـــرشـــور میـرقصــم کــه از تـأثیــر آن مـوجِ موهــــایِ تو هـــم یکـجــور آهنگــین شود مطـمئنــم هـــــم زمــــان بـا...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 آذر 1393 09:28
بی تو الفبای غــــزل یعنی، جمــــع ســـی و دو حــــرف تکراری در بیت هایی خالی و خاموش، سطحی و بی احساس و بازاری تو ســــوره ی ناب تماشــــایی، تفســـــیر تو کار خــــدایان است در تو تمــــام آیــه هـــــا جمعــــند، با جلــــوه های ناب دیـــداری حتمــــا خــدا با قــدرت بسـیار، بر بستــــر روی تو بــی تکــــــرار...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 آذر 1393 09:25
با تو من می جوشم و سر می روم از بس که داغی شعله لازم نیست کدبـانو ،خودت یک پا اجاقی آشپز وقتی تو باشی هر غذائی خوش خوراک است خنده هـای آتشینت ، بــوسه هـای احتراقی دعوتم کن... با تغزل سفره ی بزمی به پا کن طبع من را پر کن از عشقت به هر سبک و سیاقی کهنـه و تــازه نــدارد . همزبــان عـاشقـانـم حافظ و شمس و سنائی ، سعدی و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 آذر 1393 09:18
بیزارم از دیروز از حالای قلابی مایوسم از امّید از فردای قلابی من قله ای مغرور خود بودم که بعد از تو افتاده ام پایین از آن بالای قلابی سرگیجه ی من چیست دربهت خیابانها؟ مجنون صحرا گرد در صحرای قلابی ازکافه های باتو تا شام بدون تو تا زهر قبل از خواب تا این چای قلابی تنهایم اما باکسی قسمت نخواهم کرد تنهایی ام را بین این...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 آذر 1393 14:01
پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو هر شب من و دیدار در این پنجره با تو از خستگی روز همین خواب پر از راز کافی ست مرا، ای همه ی خواسته ها تو دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم من یکسره آتش، همه ذرات هوا تو بیدارم اگر دغدغه ی روز نمی کرد با آتش مان سوخته بودی همه را تو پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم ای هرچه صدا، هرچه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 آذر 1393 13:59
پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو هر شب من و دیدار در این پنجره با تو از خستگی روز همین خواب پر از راز کافی ست مرا، ای همه ی خواسته ها تو دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم من یکسره آتش، همه ذرات هوا تو بیدارم اگر دغدغه ی روز نمی کرد با آتش مان سوخته بودی همه را تو پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم ای هرچه صدا، هرچه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 آذر 1393 13:56
بوی بهار می شنوم از صدای تو نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آیینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر آورده ام که فرش کنم زیر پای تو رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو چیزی عزیزتر ز...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 آذر 1393 13:55
باز تابستانه ی آن تن کبابم کرده است تشنه ام، شهریور لبهات آبم کرده است من همان انگور بد مستم که بوی موی تو در مشام این شب وحشی شرابم کرده است من همان مستم که جای سیب آتش گاز زد عاصی ام آن گونه که شیطان جوابم کرده است شاعری بودم که شعر بی وضو هرگز نگفت لذت لامذهب تو لاکتابم کرده است شهرزاد قصه ی من قصه گوی بهتری است...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 آذر 1393 13:53
ز شراب بوسه های تو هنوز مستِ مستم تو ببین چقدر مستم، که سبوی مِی شکستم چو لبان بوسه خواهت اثر ِ شراب دارد دل اگر به مِی ببندم به خدا که پَستِ پَستم پس از این کسی نبیند به کفم پیالۀ مِی دگرم به مِی چه حاجت چو گرفته ای تو دستم بخدا که جان مایی مرو از تنم تو ای جان که ز بودِ توست بودم که ز هستِ توست هستم بنگر ز فرط مستی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 11 آذر 1393 13:50
آنقدر مستی که مویت را شرابی میکنی باز سهم ِ باد را خانـــــــه خرابی میکنی ماه آنهم روز ِ روشن دیده تا حالا کسی؟ کوچه را هر صبح با خود آفتـــابی میکنی تاجر ِ فیـــروزه، نیشــــابوری از پروانه ای جاده را ابریشــــم از گلهای ِ آبی میکنی من که اهلش نیستم اما تعارف، بد که نیست کی مرا مهمـــــان ِ آن باغ ِ گلابی میکنی؟...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 آذر 1393 09:07
زیر ِ باران، هر نخ ِ سیگار می چسبد عجیب دست توی ِ دست های ِ یار می چسبد عجیب معنی ِ بی تاب بودن هایمان جز "عشق" چیست؟ شور و شوق ِ لحظه ی ِ دیدار می چسبد عجیب کوچه باغ ِ خاطرات و خش خش ِ برگ ِ درخت پرسه های ِ خیس در رگبار می چسبد عجیب آسمان سقفی قدیمی، پُر تَرَک از آذرخش قطره قطره بر سرت آوار می چسبد عجیب از...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 آذر 1393 09:00
عاشقی در شهر را اجبار کردن مشکل است بسته بند کفش را ...اصرار کردن مشکل است قهوه ی ترک نگاهش خاطراتم بود ...آه... خاطرات تلخ را تکرار کردن مشکل است سعی کردم بعد او لبخند باشد برلبم... بی تفاوت تر از این رفتار کردن مشکل است عطر گل های اقاقی مست مستش کرده بود عاشق مدهوش را هشیار کردن مشکل است بودنش حکم نفس بود و سراسر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 آذر 1393 08:49
از نگاهت ریخت در جانم جنونی بندری رد نشو از پای قایق های عاشق ، سرسری! تو خلیج فارسی ، من خاک ِ سوزان کویر با تو ایران می شوم- مهد شکوه و برتری- چشم هایت مثل قهوه خانه های ساحلی نیمه شب های زمستانی پُر اند از مشتری من برای جشن تو کِل می کشم ، اما چه سود خیره می مانی به دختر های پیراهن زری کشتی بی سرنشینم را به دریا می...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 آذر 1393 08:47
ای که چشم سیهت سوژه ی نقاشی ها فتنه انگیز ترین باعث اوباشی ها دختر گمشده در طول تواریخ تویی صفوی و قجرو بانی تاریخ تویی باعث سرکشی نادرافشاری تو دختر گمشده در دوره قاجاری تو نقطه سنجی تو کم مانده چو بیدل بشود تاتوپلکی بزنی سوره که نازل بشود: لَیسَتُ المثلَکَ فی الاوَّلُ وَالعقباها خلق اللّٰه لک جنَّت فی الدنیاها گره...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 آذر 1393 08:38
مست ، خوشحال ، رها ، باز ، من و او در هم شبِ تا صبح؛ گلِ مریم و شب بو درهم با کمی فاصله اینگونه تو را می بینم: گیسوان ریخته، لم داده و زانو درهم من مدام از توام و گرمِ مهیای مصاف شیرها محو تماشا، دو سه آهو درهم مرد سلاخم و او بره ی زانو زده ای ضربان تند شد از خوردن چاقو « بر » هم بوسه یعنی که دو شمشیرِگره خورده به هم...
-
امروز جمعه چندم آذر ماه
یکشنبه 9 آذر 1393 11:08
آنسوتر از تمامی قـول و قـرار ها پاییز را قدم زده ام بی تو بارها امروز جمعه، چندم آذر، خیال کن داری قرار با من دل بیقرار...هـا قلیان و چای، طعم غزل بر لبان من چشم تو، شاه بیت همه شاهکارها یک شـب بیا تو با چمدانی پر از سلام در ازدحام مبهم سوت قطارها بـاز آن نگاه مخملی نخ نمای را چون گل بدوز بر تـن ما وصله دارها... ما...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 9 آذر 1393 11:02
بین حس مچاله ام گاهــــــی می وزد بادهای پاییزی فرض کن در کنار من هستی توی ایوان و چای می ریزی می وزد باد بین روسری ات گره اش باز و بافه ها در باد رنگ رویت شکوفه های بهار، رنگ مو رنگ های پاییزی حال و روزم شبیه نیشابور بعد غارتگری قوم مغـــــول آه و آه از سپاه ابروهات، آه از این دشنه های چنگیزی هر طرف زخم تاخته بر من،...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 9 آذر 1393 11:00
درگیر تو بودم که نمـــازم به قضــا رفت در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت! سجاده گشــودم که بخوانم غزلـــم را سمتی که تویی،عقربه ى قبله نما رفت! در بین غــــزل نـــــامِ تو را داد زدم ، داد آنگونه که تا آن سر این کوچه ، صدا رفت! بیرون زدم از خانه ؛ یکی پشتِ سرم گفت: این وقتِ شب این شاعر دیوانه ، کجا رفت؟! من بودم و زاهد...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 18:12
و تو فریادزدی فصل را فاصله را در زمانی که احساس غریب است غریب . با تو باور کردیم صبر را امید را قدرت معجزه را . ای پراز گفت ای پراز خاطره و عشق چه زیبا گفتی زندگی با همه پست و بلند مملو از زیبایی است. لحظه را باید داشت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 14:24
وقتی سکوتِ تو تایید رفتن است وقتی رمان عشق تو سرشار از من است .. وقتی صدای پای تو بر پله ی قطار فریاد و ضجّه ی از هم بریدن است .. سردرگمی ، کلافه گی ام کم نمی شود وقتی دلیل بودن من دل سپردن است .. وقتی لب تو نیست نه جهنم نه با بهشت برزخ تمام سهم من از زنده بودن است .. ترمز ندارد این قفس تنگ بی کسی تا مرگ می بردم . این...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 14:22
عشق ... همان حس قشنگی ست که خدا داد به تـــو و تو بخشیدی به من تا من از بودن ِبا تو بی سبب شاد شوم ... کاش می دانستی من همچو تک برگ درختی به تن ِ عاطفه ی سبز تو متصلــم . تا مرا سخت مراقب باشی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 14:20
نکند شبی بیایی خطی قرمز به دورم بکشی و...تمام! آن شب من پر می کشم و زمین را ترک می کنم زیستن در کُره ای که ماهش تو باشی خورشیدش تو باشی اما مرا پس بزنی مرگی ست پردرد! اگر آنشب خواستی بیایی قبل از آمدنت بگو شمع و آینه و شراب حاضر کنم وداع را اینگونه بهتر تاب می آورم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 08:32
تو مرا به آغوش می کشی ... بوسه ای از لبهایت می دزدم ... و تو آرام زمزمه می کنی : " دوستت دارم " و من می فهمم که ، اینجا خود ِ رویاست
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 08:31
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 8 آذر 1393 08:28
می مانی و شبها پرستاره میشود می آیی و زندگی عاشقانه میشود میباری و همه جا تازه میشود می تابی و دلم بیشتر عاشقت میشود با تو بودن تکرار میشود این تکرارها باز هم تکرار میشود و دنیا که تو باشی از آن میشود تو هستی و دلم به تو خوش است تو می مانی همین برایم کافیست آسمان چشمانم همیشه به رنگ آبیست میخواهمت ، میخواهمت ای تمام...