-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 آبان 1393 17:50
دوستت دارم چگونه میخواهی اثبات کنم وجودت را در جهان مثل وجود آب مثل وجود درخت تو آفتابگردانی و نخلستان و نغمهای که از جان برمیخیزد … بگذار با سکوت بگویمت وقتی که واژهها توان گفتن ندارند و گفتار دسیسهایست که همدستش میشوم و شعر به صخرهای سخت بدل میگردد بگذار تو را با خود در میان بگذارم میان چشمان و مژگانم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 آبان 1393 08:26
نسیم خنک که وزیدن میگیرد کمی ابر میشود و نم باران که میزند زنده می شود روزهای رفته ام جان میگیرد خاطرات کهنه ام برف را میخواهم بر قلب خیابان و کاپشنی بر تن تو تا دست در جیب گرمت ولیعصر را قدم بزنم... راه های نرفته ام مرا میخوانند.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 آبان 1393 08:18
هیچ زنی را، در هیچ کجای دنیا نمی توانی پیدا کنی که به یک باره عاشق مردی شود. زن ها آرام آرام در یک مرد جوانه می زنند. اما امان از وقتی که زنی، در وجود مردش ریشه بدواند. این جور عشق های یک زن را، هیچ تبری نمی تواند از پا در بیاورد. حالا می خواهد تبر زمان باشد، یا حتی تبر مرگ... اما چرا... همیشه یک استثنا وجود دارد. و...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 آبان 1393 08:13
وقتی که تو نیستی من هم تنهاترین اتفاقِ بی دلیلِ زمین ام
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 آبان 1393 08:11
همین که هستی همین که لابلای کلماتم نَفَس می کشی راه می روی در آغوشم می گیری همین که پناه ِ واژه هایم شده ای همین که سایه ات هست همین که کلماتم از بی "تو"یی یتیم نشده اند کافیست برای یک عمر آرامش؛ باش حتی همین قدر دور حتی همین قدر دست نیافتنی ...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 آبان 1393 07:56
چیزی در تو مرا به دلدادگی می برد آن سان که گل ها با کمند عطرها پروانه ها را به دام می کشند چیزی در تو مرا به احساس عاشقانه می برد آن سان که برکه ها ترانۀ رنگین کمان ها را با لحن لالائی برای ماه می خوانند چیزی در تو مرا به جاهائی می برد که هرگز نرفته ام به سلام اوّلین گل سرخ به حضور سبز دستانت به آغوش اوّلین شب عشق که...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 آبان 1393 12:30
گاهی بی هیچ بهانه ای کسی را دوست داری... اما گاهی با هزار دلیل هم نمی توانی کسی را دوست داشته باشی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 آبان 1393 12:30
برای روزهای خوب آن روزهایی که فراموش نمی شوند آن روزهایی که دیگر نمی آیند دلتنگم... برای روزهای خوب عاشقی روزهای با هم بودن دلتنگم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 آبان 1393 08:11
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند یاسم و باران که می بارد معطر می شوم در لباس آبی از من بیشتر دل می بری آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو می توانم مایه ی ــ گه گاه ــ دلگرمی شوم میل میل ِ توست اما بی تو باور...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 آبان 1393 08:10
دلم یک آغوش بی غربت می خواهد یک آغوش پر سلام ، پر نوازش یک آغوش آرام و نجیب ، بی بهانه یک آغوش عاشقانه ، پر ترانه دلم یک بغل خالی از قانون طبیعت یک بغل برای تعبیر خواب من یک آغوش بیرنگ ، بی نیرنگ یک آغوش پر فریاد از عشق من دلم یک دل گرم برای حرفهای من دلم یک کلام حرف برای دل من دلم یک آغوش پر نوازش ؛ دلم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 آبان 1393 08:02
شادی داشتنت شادی بغل کردن سازی ست که درست نمی شناسمش درست می نوازمش نت به نت نفس در نفس تو از همه جا شروع می شوی و من هربار بداهه می نوازمت از هر جای تنت سبز آبی کبود من لم بده، رها کن خودت را آب شو در آغوشم مثل عطر یاس فراگیرم شو بگذار یادت بگیرم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 آبان 1393 08:00
خنده ات طرح لطیفیست که دیدن دارد ناز معشوق دلآزار خریدن دارد فارغ از گله و گرگ است شبانی عاشق چشم سبز تو چه دشتیست! دویدن دارد شاخه ای از سردیوار به بیرون جسته بوسه ات میوه ی سرخسیست که چیدن دارد عشق بودی و به اندیشه سرایت کردی قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن عاشقی بی سر و پا عزم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 آبان 1393 07:58
یک شبِ مهتاب مردمانِ زیادی سازهایشان را بر میدارند زیباترین آهنگها را مینوازند تا من عاشقانهترین شعرم را برایت بخوانم تا تو مستِ عطرِ شب بو ها، تا تو عاشق یک دسته گلِ یاس شوی و تو خواهی دید که تمامِ دنیا بیدار مانده است تا به آغوشم بیایی و من دیوانه وار بگویم " دوستت دارم "
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 7 آبان 1393 10:04
دروغ گفتهام اگر بگویم جهان به زیبایی قصههای کودکیست، پینوکیو یک روز آدم میشود، کفشِ بلور همیشه با سایزِ پای سیندرلا جور در میآید و شاهزادهای از راه میرسد تا به بوسهای سفیدبرفی را از خوابِ جادو بیدار کن د. دروغ گفتهام اگر بگویمت که در همیندم دختری سیزدهساله تنش را چوبِ حراج نمیزند در کنار خیابان و مردی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 7 آبان 1393 10:01
بلوغ چشمهای آبی من درو کردن نفسهای تکه تکه ی توست وقتی زیر آوار احساساتم بی اختیار میلرزی . انار قرمز نیازهای من مدتیست ترک خورده . بوسه میخواهم بی مقدار . جنون اندامت را در نبودنت به برکه ی نیازهایم سپرده ام . آن شب که خدا برجستگیهای صورتی را بر بدنت میتراشید بهشت لبریز از بهار نارنج بود . خانه ی کاه پوش غریزه ام پر...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 7 آبان 1393 09:56
عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قر آن خوانده ام... یعقوب یادم داده است: دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است نامه هایم چشمهایت را اذیت می کند درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است چای دم کن... خسته ام از تلخی نسکافه ها چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است من سرم بر شانه ات ؟........
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 آبان 1393 08:19
ازمن مگذر به سادگی که من ازخیال تو پیراهنی بافته ام ازجنس حریر به رنگ رویایی فیروزه ای روزی هزار بار به تن می کنم و به خود می گویم آیا مرا با این لباس می پسندی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 آبان 1393 08:16
پاییز آرام آرام قد مى کشد اما هنوز بوى بهار مى آید از کوچه اى که تو در آن مرا بوسیدى...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 آبان 1393 08:15
بی شک جهان را به عشق کسی آفریدهاند، چون من که آفریدهام از عشق جهانی برای تو !
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 آبان 1393 08:11
برف نگرانم نمیکند حصار یخ رنجم نمیدهد زیرا پایداری میکنم گاهی با شعر و گاهی با عشق... که برای گرم شدن وسیلهی دیگری نیست جز آنکه "دوستت بدارم"
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 آبان 1393 18:11
شب و مهتاب من و یادت هوای دلچسب پاییزی و آتشی که می رقصد در باد حلقه ای پر از مهر پیاله ای پر از شراب همه چیز هست جز تو و من صبورانه نوش می کنم جام های پی در پی شراب را به سلامتی عشق...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 آبان 1393 18:10
مام من گل سرخی می شود که رایحه اش تا دورترین رؤیا به مشام دل می رسد دست که می برم بگیرمت پلک می زند خیال من با چشم های آلوده به شمیمی که هیچ گلی نبوئیده و هیچ بارانی به عمرش ندیده است اسمت را در آیِنه می کارم و هر روز از هجای عطر تو یک شاخه گل می چینم یادی برای تو عشقی برای من...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 آبان 1393 09:32
از پس یک سکوت بی انتها از پس یک انتظار جان فرسا تو را می خوانم پژواک صدایم احاطه می کند تمام حجم سرد و تاریک نبودنت را دلشوره همچون خفاش های سیاه در خلوتم به پرواز در می آید و قلبم را به لرزه وا می دارد انتظار نبودنت سخت است سخت است سخت بدتر از آن بی خبری است که جانم را به لب می رساند عشق من بیا که چشمان منتظرم تو را...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 آبان 1393 09:30
تو، همیشه در یاد منی... آسمان به آسمان... کوچه به کوچه... رویا به رویا... هر جایی که می نگرم با منی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 آبان 1393 09:29
در انتظار توام در چنان هوایی بیا که گریز از تو ممکن نباشد تو تمام تنهایی هایم را از من گرفته ای خیابان ها بی حضور تو راه های آشکار جهنم اند..
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 آبان 1393 09:11
مرا ببخش که با دوری ات زنده ام هنوز...!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 آبان 1393 09:10
خواب رویای فراموشی هاست ! خواب را دریابم ، که در آن دولت ِ خاموشی هاست با تو در خواب مرا لذت ِ ناب ِ هم آغوشی هاست من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها می بینم، و ندایی که به من می گوید : « گر چه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است»
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 آبان 1393 09:00
آه ، ای عشق تو در جان و تن من جاری دلم آن سوی زمان با تو آیا دارد ــ وعده ی دیداری ؟ ــ چه شنیدم ؟ تو چه گفتی ؟ ــ آری ؟!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 آبان 1393 08:53
چقدر خوشحـال بود شیطــان، وقتی سیب را چیدم؛ گمان می کرد فریب داده است مرا؛ نمی دانست تو پرسیده بودی : مرا بیشتر دوست داری یا ماندن در بهشـــت را ..
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 آبان 1393 08:53
وقتی که تو نیستی دنیا چیزی کم دارد مثل ِ کم داشتن ِ یک وزیدن ، یک واژه ، یک ماه !! ... من فکر می کنم در غیاب ِ تو همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست ! همه ی ِ پنجره ها بسته است ! وقتی که تو نیستی من هم تنهاترین اتفاق ِ بی دلیل ِ زمین ام !! ... واقعا ... وقتی که تو نیستی من نمی دانم برای گم و گور شدن (!) به کدام جانب ِ...