-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 23 مرداد 1399 12:47
در تو خلاصه می شوم ، با تو زلال می شوم، از پر پیراهن تو ، پر پر و بال می شوم در شب یلدایی تو ، صاحب روز می شوم، صاحب تحویل شب اول سال می شوم در قفس ابری شب ، ماه اسیر بوده ام، با تو رها تر از همه ، ماه هلال می شوم با تو زلال می شوم ، پر پر و بال می شوم، شعر محال می شوم ، بر این روال می شوم تا ملکوت جذبه ات شبانه راه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 23 مرداد 1399 12:41
عشق یعنی قدغن،ترس من،ترس زن، وحشت رفتن،بی صدا شدن یعنی اعتراف ناب ناب،یعنی گفت و گوی دو تن، عشق یعنی گفت و گو، غزل غزل بانو عشق یعنی جان پناه، یعنی دو چشم،یعنی نگاه، یعنی دو دست به سمت ماه عشق یعنی جست و جو، غزل غزل بانو جنون سرشکن،داغ شبنم بر چمن، سیل بی رحم عسل،وقت بازی جر زدن خود بی خودی آدمک برفی، پر از بی کسی،حرف...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 مرداد 1399 12:54
ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود، خالی از اشکای شور از غم بود و نبود پولکامون رنگارنگ روزامون خوب و قشنگ، آسمونمون یکی خونمون یه قلوه سنگ خنده مون موجا رو تا ابرا می برد، وقتی دلگیر بودم اون غصه می خورد تورای ماهیگیرا وا نمی شد، عاشقی تو دریا تنها نمیشد خوابمون مث صدف،پر مروارید نور، پر شد این قصه ی ما،توی دریاهای...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 مرداد 1399 12:53
اگه سبزم اگه جنگل … اگه ماهی اگه دریا … اگه اسمم همه جا هست … روی لب ها تو کتاب ها اگه رودم رود گنگ ام … مث بودا اگه پاک … اگه نوری به صلیب ام … اگه چنجی زیر خاک واسه تو قد یه برگم … پیش تو راضی به مرگم … اگه پاکم مث معبد … اگه عاشق مث هندو مث بندر واسه قایق … واسه قایق مث پارو … اگه عکس چهل ستون ام … اگه شهری بی حصار...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 مرداد 1399 12:53
آبی دریا ، قدغن … شوق تماشا ، قدغن … عشق دو ماهی ، قدغن … با هم و تنها ، قدغن برای عشق تازه ،اجازه بی اجازه … پچ پچ و نجوا ، قدغن … رقص سایه ها ، قدغن کشف بوسه ی بی هوا … به وقت رویا ، قدغن … برای خواب تازه ، … اجازه بی اجازه… در این غربت خانگی … بگو هرچی باید بگی … غزل بگو به سادگی … بگو ، زنده باد زندگی برای شعر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 مرداد 1399 12:52
بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو … یه وجب خاک مال من، هر چی میکارم مال تو اهل طاعونی این قبیلهء مشرقیام … تویی این مسافر شیشهای شهر فرنگ پوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخ … رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو … یه وجب خاک مال من، هر چی میکارم مال تو تو به فکر جنگل آهن...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 مرداد 1399 12:52
تن تو ظهر تابستون به یادم میاره … رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره … قهر تو تلخی زندونو بیادم میاره من نیازم تورو هرروز دیدنه … از لبت دوستت دارم شنیدنه تو بزرگی مثه اون لحظه که بارونمیباره … تو همون خونی که هر لحظه تورگهای منه تو مثه خواب گل سرخی لطیفی مثه خواب … من همونم که اگه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 مرداد 1399 12:51
کاشکی تاریکی می رفت فردا میشد، صبح میشد چشمون تو پیدا میشد لبهای ناز تو با قصه ی عشق، مثل گلهای بهاری وا میشد تا دلم شکوه رو آغاز میکنه، دیگه اشکم واسه من ناز میکنه یادته قول دادی پیشم میمونی، قصه ی عشق زیر گوشم می خونی نمی دونست دل وامونده ی من، که تو رسم بی وفایی می دونی تا دلم شکوه رو آغاز میکنه، دیگه اشکم واسه من...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 مرداد 1399 12:50
هر دویِ ما ناخوش، تیغِ ابریشم کُش مردِ سر بر دیوار، دزدِ بوسه سیگار زنِ شک و تردید، زنِ در خود تبعید تنِ هردو تنها، مردِ جوراب به پا ما بهاری وسطِ پاییزیم، عاشقانههایِ حلقآویزیم برگ زردیم و فرو میریزیم من وتو دوباره برمیخیزیم هر شبِ ما دلگیر، شبِ از فردا سیر چشمِ شوری بی اشک، حرفی از جنسِ کشک فصلِ تصویرِ بد، سازهای...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 مرداد 1399 14:15
گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 مرداد 1399 13:58
دوستم داشته باش ، بادها دلتنگ اند دستها بیهوده ، چشمها بیرنگ اند دوستم داشته باش ، شهرها می لرزند برگها می سوزند ، یادها می گندند باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز آشتی کن با رنگ ، عشق بازی با ساز دوستم داشته باش ، عطرها در راهند دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاهند دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران گرمتر از لبخند ، داغ...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 مرداد 1399 13:58
کدوم غزل کدوم قصیده یی تو که پیش تو ترانه هام حقیره هوای تو٬ هوای تو چه تازه س آدم می خواد تو این هوا بمیره ترانه هام نجیب و عاشقا نه س تمام خوندنم فقط بها نه س بها نه یی برای با تو بودن بمون که موندنت چه مو منا نه س تو از کدوم ستاره بر می گردی که دب اکبر این چنین سیا هه تو از کدوم قبیله و تباری که از تو دور شدن یه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 مرداد 1399 13:57
کاشکی تاریکی می رفت فردا میشد صبح میشد چشمون تو پیدا میشد لبهای ناز تو با قصه ی عشق مثل گلهای بهاری وا میشد تا دلم شکوه رو آغاز میکنه دیگه اشکم واسه من ناز میکنه یادته قول دادی پیشم میمونی قصه ی عشق زیر گوشم می خونی نمی دونست دل وامونده ی من که تو رسم بی وفایی می دونی تا دلم شکوه رو آغاز میکنه دیگه اشکم واسه من ناز...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 مرداد 1399 10:25
من از این می ترسم که دوست داشتن را ؛ مثل مسواک زدن ِ بچه ها به من و تو تذکر بدهند ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 مرداد 1399 10:23
نمیخواستم این عشق را فاش کنم نمیخواستم ناگاه به خود آمدم دیدم همهی کلمات راز مرا میدانند این است که هر چه مینویسم عاشقانهای برای تو میشود
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 7 مرداد 1399 14:17
چه میدانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه میدانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی ام در اندازد میام قلزم پر خون زند موجی بران کشتی که تخته تخته بشکافد که هر تخته فرو ریزد ز گردش های گوناگون نهنگی هم برا ارد سر خورد ان اب دریا را چنان دریای بی پایان شود بی اب چون هامون...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 مرداد 1399 12:06
در خیابان راه می روی شهر به سرفه می افتد حواس گنجشک ها و پسر های همسایه با هم از لبه ی بام ها پرت می شود با این لبخند سرخ آمار تصادفات و طلاق را با هم بالا برده ای تو قدم میزنی سیب ها از شاخه می افتند و تعریف جاذبه توی کتاب های درسی عوض می شود حالا ببین که چطور زیبایی، دست های از پشت بسته اش را در امتداد ترنج قشنگی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 مرداد 1399 12:04
در خاورمیانه یک میلیون راه برای مردن است و از میان این همه من دوست داشتن تو را انتخاب کرده ام.
-
از گیتا شمسی
شنبه 4 مرداد 1399 12:02
از میان آفتابگردانها تنها تویی که در خیابان ولیعصر دستها را قربانی جیبها نمیکنی و با کفشها ضرب میگیری روی پیادهرو از من نخواه مورخ تنهای دیگری باشم چرا که تنها این گلدان تنها همین گلدان را به اسم میشناسم در تهران و شهر، تنها همین یک رقاصه را میشناسد . راه که میروی انگار میچرخی و چرخ که میزنی انگار دامنی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 26 تیر 1399 15:36
من با بوسه حرف می زنم تو با آغوش صبحانه ما فقط چای کم دارد
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 26 تیر 1399 15:16
دلم ، یک صندلی می خواهد و یک " تو " ... و ازدحام تنگ دستهایی ، از جنس دلتنگی ... دلم ، سخت مشتاق به آغوش کشیدن بازوانی است که ، رگهای مردانه اش ، از شدت عشق ، متورم شده... و چشمانی که ، چراغ راه من است... دراین برزخ تنهایی اسیرم اکسیر عشق را ، بر من بنوشان
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 20 تیر 1399 22:18
همـــه ی وجودم قنــــدیل می بنــدد ، در کسوف چشمان تو ... آتشکده ای باید ، تا آب کند یخبنـــدان دلم را آغوش می گشـــایی ؟
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 تیر 1399 14:52
و مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را چو من اندر تک جویم چه روم آب...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 تیر 1399 19:16
با خیالت امشب ای بی وفا نگارم سر به شانه های خیابان میگذارم کوچه در هوایت هوایی شده امشب بی قراریم را به باران میسپارم به باران میسپارم یار شیرین زبانم چراغ خیالم ماه زیبای من آرزوی محالم قهوه ی چشمت افتاده در کنج فالم عطر زلف تو پیچیده در این حوالی بی تو غمگین شده جاده های شمالی دل شده پای عشق تو حالی به حالی ای پری...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 تیر 1399 19:12
یاد تو دل انگیزترین شعر جهان شد تو از نگاه عاشقی تمام قلب من شدی با آن همه دیوانگی ببین چه ساده رد شدی بیا ببین بیا بگو من عاشق روی تو بودم عشق تو را در دل ستودم من عاشق روی تو بودم عشق تو را در دل ستودم عطر تو غم انگیزترین بوی جهان شد یاد تو دل انگیزترین شعر جهان شد تو از نگاه عاشقی تمام قلب من شدی با آن همه دیوانگی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 2 تیر 1399 15:21
من را مثل تاریکی در چمدان کوچک ات جا بده یا مثل تکه ای از روشنایی بگذار گلوبندت باشم من را مثل شعری کوتاه با باغ های میوه و ذره های چرخان نور در دهانت آب کن تو باید همان پنجره ی بدون قاب باشی که اصالتش به خورشید می رسد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 2 تیر 1399 15:20
امروز در خیابانی بلند عابری بودم که دنبال صورتش می گشت وسط حیاطی بزرگ شیر آبی بودم که خیره به دیوار روبه رویش چکه چکه غمگین تر می شد امروز در اتاق کتابخانه ی کوچک را بارها به هم ریختم و کلمه ها در حرارت دست هایم ذوب می شدند این بار بیا کمی نزدیک تر کنار هم دراز بکشیم پیش از آن که مرگ لب هایمان را از ما بگیرد
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 خرداد 1399 13:58
حکم دل است که مشکل است بین من و تو حکم دل است که فاصله است بین من و تو حتی اگر از دوریت این دل بمیرد عاشق محال است که فراموشی بگیرد من در خطرم بی عشق بی بال و پرم بی عشق بی عشق جهان بعنی یک چرخش بی معنی من در خطرم بی عشق بی بال و پرم بی عشق بی عشق جهان بعنی یک چرخش بی معنی حالا ببین نام من از نامت جدا شد بی رحم من سهم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 خرداد 1399 21:37
♩♪♬عادلانه نیست بی تو سر کنم بی هوای تو ♩♪♬عادلانه نیست دوری من از دست های تو ♩♪♬عادلانه نیست من بمانم و حسرت مدام عادلانه نیست قسمتم از این عشق ناتمام♩♪♬ هم مسیر من حال زندگیم رو به راه نیست ♩♪♬ هم مسیر من حق ما دوتا درد و آه نیست♩♪♬ ♩♪♬هم مسیر من حال زندگیم رو به راه نیست ♩♪♬هم مسیر من حق ما دوتا درد و آه نیست سهم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 خرداد 1399 22:16
خورشید را میدزدم فقط برای تو! میگذارم توی جیبم تا فردا بزنم به موهایت فردا به تو می گویم چقدر دوستت دارم! فردا تو می فهمی فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت . می دانم! آخ ... فردا! راستی چرا فردا نمی شود؟ این شب چقدر طول کشیده... چرا آفتاب نمی شود؟ یکی نیست بگوید خورشید کدام گوری رفته؟