-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 شهریور 1397 00:57
عشقِ من ، با خندهات اینهمه غوغا کردهای خندهات را نازنین ، خودت تماشا کردهای؟ ای که چشمت قهوهایست قهوهی تو با نمک است تو در آن قهوهسرا صد کافه برپا کردهای لحنِ تو شهد و لبت قند و نگاهت شیرین مرضِ قندِ مرا ، فکرِ مداوا کردهای؟ موجِ آن گیسوی تو طعنه به دریا میزند معجزه کردی گلم ، دریا ز یلدا کردهای شعرِ من...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 شهریور 1397 00:56
معتاد شدم به عشق تو خشخاشی
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 مرداد 1397 08:40
دوستت دارم؛ تو را به عنوان چیزهای تاریکی که باید دوست داشت، دوست دارم در خفا، بین سایه و روح دوستت دارم به عنوان گیاهی که هرگز نمی شکوفد اما نور گلها را در خود پنهان کرده است ممنونم بابت رایحه ای که در من پنهان است که از عشق است که از زمین بلند می شود دوستت دارم بی آنکه بدانم چگونه، کی و چرا تو را بی شایبه دوست دارم...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 مرداد 1397 08:38
دلبری حتا در بهشت زهرا وقتی در جامهی سیاهت با چشمان غمزده مردهای را مشایعت میکنی تمام آمپلیفایرها لال میشوند و من از یاد میبرم جنازههای ترمهپوشی را که با صفی از لباسهای سیاهِ بدرقهگر از کنارم میگذرند بر سنگِ هر گوری قدم میگذاری می دانم آن مرده به بهشت میرود میدانم قاریانِ کور حتا در پشتِ عینکهای...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 مرداد 1397 08:30
الان فقط نیاز دارم بغلم کنی حرکتی به قدمتِ خودِ بشریت که معنایش خیلی فراتر از تماس دو بدن است در آغوش گرفتن یعنی از حضورِ تو اِحساس تهدید نمی کنم نمی ترسم این قدر نزدیک باشم می توانم آرام بگیرم در خانه یِ خودمم اِحساسِ امنیت می کنم و کنارِ کسی هستم که درکم می کند می گویند هر بار کسی را گرم در آغوش می گیریم یک روز به...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 مرداد 1397 08:58
ز درد عشق ، دل و دیده خون گرفت مرا سپاه عشق ، درون و برون گرفت مرا گرفت دامن من اشک و بر درش بنشاند کجا روم ز درد او که خون گرفت مرا کبوتر حرمم من ، گرفت بر من نیست عقاب عشق ندانم ، که چون گرفت مرا به سر همی رودم دود و من نمیدانم چه آتش است که در اندرون گرفت مرا زبانه میزند ، آتش درون من زبان از آنکه دوست به غایت ،...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 مرداد 1397 08:56
اگر تو بخواهی با آخرین دسته ی پرندگان استوایی به مهاجرت می روم و باز نمیگردم اگر تو بخواهی با تنها بازمانده های ببرهای دندان شمشیری در چاه های قیر می افتم اگر تو بخواهی چشم به راه شهاب سنگ میشوم تا با سایر دایناسورها برای همیشه ناپدید شوم اگر تو بخواهی با حلزون های پیش از تاریخ بر سنگ های سخت فسیل می شوم اگر تو بخواهی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مرداد 1397 06:56
می خواهم بمیرم می خواهم یک میلیارد بار بمیرم و در جهانی برخیزم که همسایگان یکدیگر را بشناسند و مردم همه رنگ ها را دوست بدارند می خواهم در جهانی برخیزم که عشق به قیمت لبخند باشد مردان نَمیرند زنان نگریند و همه ی کودکان ، پدران خود را بشناسند عدالت باغی باشد که مردم در آن سیب های یکسان بخورند و یکسان بمیرند می خواهم یک...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مرداد 1397 06:56
امروز بوسههای تو یادم آمد در این زمین زیبای بیگانه و کاکل کوتاه موهایت و دستهایت و شانههایت و آن مورب نورانی از چشمهایت چیزی میان مشکی و عسل و خرمایی اینها تمام حافظهی من نیست تنها اشارههایی از فاصله است
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مرداد 1397 06:55
انسانها همیشه بُت میسازند بعضیها با سنگ و چوب عدهای با باورهایشان اولی ترسناک نیست چون با یک تبر در هم میشکند ولی دومی بلایی است که هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده است پس بشکن باورهایی را که از تو یک زندانی ساخته است بی آنکه بدانی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 مرداد 1397 07:29
سلام علاقهی خوبم علاقه جان من خوبی؟ پرسیده بودی که چرا کمم و کم مینویسم ! خندیدی و گفتی سرم کجا گرم است ! پرسیده بودی نامههایم به تو کم شده است و احوالپرسیهایم، چرا کمتر؟ راستش را بخواهی حالم این روزها خوب نیست ! اینجا اوضاعی غریب شده است اوضاعی تلخ و حالی وخیم ! نان به قیمت جان و جان به قیمت آبی حیران ! حال...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 مرداد 1397 07:28
آه ای دل غمگین ، که به این روز فکندت ؟ فریاد که از یاد برفت آن همه پندت ای مرغک سرگشته ، کدامین هوس آموز بی بال و پرت دید و چنین بست به بندت ؟ ای آهوی تنهای گریزانِ پریشان خون میچکد از حلق پیچان کمندت ای جام به هم ریخته ، صد بار نگفتم با سنگدلان یار مشو ، میشکنندت ؟ آه ای دل آزرده ، در این هستیِ کوتاه آتش به سرم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 مرداد 1397 07:28
مروز بوسههای تو یادم آمد در این زمین زیبای بیگانه و کاکل کوتاه موهایت و دستهایت و شانههایت و آن مورب نورانی از چشمهایت چیزی میان مشکی و عسل و خرمایی اینها تمام حافظهی من نیست تنها اشارههایی از فاصله است
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 مرداد 1397 07:25
باران نباش که بر سرِ همه بباری خورشید نباش که برای همه بتابی دوستم داشته باش و نشانم بده برایت با دیگران تفاوت دارم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 27 مرداد 1397 07:25
زمانی که عاشقی ، زنده ای شاید بد ، شاید خوب اما زنده ای و خواهی مرد اگر دست از عاشقی برداری نابود خواهی شد اگر عاشقی نکرده باشی اگر عشق تو را رنجاند مراقب زخم هایت باش باورشان داشته باش چرا که زنده ای تو زنده ای به خاطر کسی که دوستش داری به خاطر کسی که دوستت دارد
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 مرداد 1397 11:06
دروغات همه با من من دیوونه دیوونم ♪♪ واقعا که پای توئه نامرد میشینمو میبارم ♪♪ بعد تو دیگه شاید کسی نتونه جاتو بگیره ♪♪ ولی اون موقعی که باید نبودی که کنارم ♪♪ مهم نیست بعدش اصلا نه نباشی بازم هستم ♪♪ ولی منه دیوونه هنوز واسه تو دلواپسم ♪♪ یه دونه خدا دارم ♪♪ یه دل که موندم کوش ♪♪ یه دونه تو که این موقع ها حساب نمیکنم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 مرداد 1397 08:57
تو را زن میخواهم، آنگونه که هستی تو را چون زنانی میخواهم در تابلویهای جاودانه چون دوشیزگان نقش شده بر سقف کلیساها که تن در مهتاب میشویند تو را زنانه میخواهم تا درختان سبز شوند، ابرهای پر باران به هم آیند، باران فرو ریزد ... تو را زنانه میخواهم زیرا تمدن زنانه است شعر زنانه است ساقهی گندم، شیشهی عطر، حتی پاریس...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 مرداد 1397 08:56
ی آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟ بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟ در دام توأم، نیست مرا راه گریزی من عاشق این دام و تو صیّاد، کجایی؟ محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت آوار غمت بر سرم افتاد، کجایی؟ آسودگی ام، زندگی ام، دار و ندارم در راه تو دادم همه بر باد، کجایی اینجا چه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟ از دست تو و ناز تو فریاد،...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 مرداد 1397 08:51
نامهای عاشقانه از فروغ برای (شاهی) ابراهیم گلستان شاهیجانم، باید برایم دعا کنی . قربان لبهای عزیزت بروم . قربان چشمهای عزیزت بروم. قربان بند کفشهایت بروم . چه دوستت دارم، چه دوستت دارم، چه دوستت دارم ... قربانت بروم، قربان سراپای وجودت، قربان موهای سفید پشت گردنت بروم، قربان مردمکهای بیقرار چشمهایت بروم، قربان...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 مرداد 1397 13:56
در شب گیسوان تو مست به خواب می روم مست به خواب این رهِ پر خم و تاب می روم بوی تو می کشد مرا سوی تو می کشد مرا ای که تو سوی خویش و من سوی سراب می روم هر شب از آرزوی تو در تب ماه روی تو در خم و تاب موی تو مست و خراب می روم ای که نگاه می کنی بر من و آه می کشم ای که چو شمع از آتشی عشق تو آب می روم ماه من آفتاب من باده ی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 مرداد 1397 13:55
عزیز من، عزیز من عزیزترین من که چشم هایت چون غنیمت کمیاب کندوهای کوهستان است که لب هایت تنها گل روییده در گرمسیر من است که دندان هایت آخرین ذخائر جنگی این کشاکش تن به تن هستند درهای این معبد معرفت را به روی من نبند ذهن علیل عشق از فردایی که در چشم های تو می لرزد چیز زیادی نمی داند.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 مرداد 1397 13:55
مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صدا ده تا ببارم بر عطشهایت خیالی، وعده ای، وهمی، امیدی،مژده ای،ی ادی ! به هر نامه که خوش داری، تو بارم ده به دنیایت...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 مرداد 1397 13:54
ما به خلوت با تو ای آرام جان آسودهایم ..
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 مرداد 1397 13:54
به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 مرداد 1397 14:26
در شب گیسوان تو مست به خواب می روم مست به خواب این رهِ پر خم و تاب می روم بوی تو می کشد مرا سوی تو می کشد مرا ای که تو سوی خویش و من سوی سراب می روم هر شب از آرزوی تو در تب ماه روی تو در خم و تاب موی تو مست و خراب می روم ای که نگاه می کنی بر من و آه می کشم ای که چو شمع از آتشی عشق تو آب می روم ماه من آفتاب من باده ی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 3 مرداد 1397 14:26
عزیز من، عزیز من عزیزترین من که چشم هایت چون غنیمت کمیاب کندوهای کوهستان است که لب هایت تنها گل روییده در گرمسیر من است که دندان هایت آخرین ذخائر جنگی این کشاکش تن به تن هستند درهای این معبد معرفت را به روی من نبند ذهن علیل عشق از فردایی که در چشم های تو می لرزد چیز زیادی نمی داند.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 مرداد 1397 07:02
حالمان بد نیست غم کم میخوریم کم که نه هر روز کم کم میخوریم آب میخواهم سرابم میدهند عشق میورزم عذابم میدهند خود نمیدانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی آفتاب خنجری بر قلب بیمارم زدند بیگناهی بودم و دارم زدند دشنه نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست عشق اخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه اندیشه ام عشق گر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 مرداد 1397 07:00
در همین نزدیکی کوچه باغی زیباست که درآن خاطره هایم پیداست آسمانش آبی است جوی آبی جاریست و شقایق که درآن آفتابی است من و تو کودک و دل بسته به هم دست ها بسته به هم چشم ها بسته به غم غنچه ای می خندد شاخه ای می رقصد و زمان از گذر ثانیه جا می ماند لحظه هایی زیباست خاطره یا رویاست هر چه هست در نظر من یکتاست قاب یک خاطره در...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 31 تیر 1397 07:21
ای که چشمان شما خورشید قسمت می کند طعم شیرین لبت حاجت اجابت می کند شوق تو دارد ستاره چونکه چشمک می زند ماه هم روی تو را هر شب زیارت می کند بر خمار چشم زیبای شما ارام جان نرگس مست غزل پنهان حسادت می کند گر قیامت کرده است لبخند شیرین شما چال روی گونه ات کافر شفاعت می کند موی تو ایتی از هر شب یلدای دل است دل من بی یاد تو...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 تیر 1397 07:16
خدا بعضی ها را از چشمهایشان آفریده اول چشمهای مرا آفریده مثلا بعد زل زده توی مردمکهایم و با خودش گفته باید چیزی شبیه باران بیافرینم که دست از سر این دو تا دایره ی محزون برندارند! بعد برای چشمهایم صورتی کشیده دست پا قلب و گفته این آدم حتما باید زن باشد ابْر مونثی که یک عمر ببارد گاهی سر بر شانه ی کوهی و گاهی در عمق...