-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 تیر 1397 08:21
به من حق بده به رویم نیاورم که چقدر دوستت دارم ! من همیشه هرچه را دوست داشته ام از دست داده ام به من حق بده از روزهایی که نباشی بترسم روزهایی که نیستی نابودم می کند و جای خالی ات حتی با صدای هق هق هایم پر نمی شود من می ترسم از نبودنت .. از نحسی سرنوشتم که تو را از من بگیرد .. این نامه را درست زمانی می خوانی که مرده ام...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 تیر 1397 08:20
قد "ده تا"ی کودکی تا هوا پیش خدا دوستت دارم.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 تیر 1397 07:34
من به بهشت موعود کشیشان مقدس نما باور ندارم من فقط به چشمان تو مؤمن هستم که نور آسمانی ام هستند من به خداوندگاری که کشیشان مقدس نما از آن سخن می گویند باور ندارم من فقط به قلب تو مؤمن هستم و جز قلب ات هیچ خدایی ندارم من نه به شیطان باور دارم و نه به جهنم و عذاب آن من فقط به چشمان و قلب شیطانی تو مؤمن هستم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 تیر 1397 07:33
سلام علاقهی خوبم علاقه جان من خوبی؟ پرسیده بودی که چرا کمم و کم مینویسم ! خندیدی و گفتی سرم کجا گرم است ! پرسیده بودی نامههایم به تو کم شده است و احوالپرسیهایم، چرا کمتر؟ راستش را بخواهی حالم این روزها خوب نیست ! اینجا اوضاعی غریب شده است اوضاعی تلخ و حالی وخیم ! نان به قیمت جان و جان به قیمت آبی حیران ! حال...
-
فریدریش نیچه
چهارشنبه 13 تیر 1397 07:33
مردان در هیچ زمانه ای به اندازه زمانه ما با جنس ضعیف با این همه احترام رفتار نکرده اند. - این نیز، مانند بی حرمتی به پیری، از پیامدهای گرایش و طبعی است از اساس دموکراتیک. جای شگفتی نیست اگر که خیلی زود از این احترام بهره گیری ناشایست شود. بزودی بیشتر خواهند خواست و طلبکارتر خواهند شد. سرانجام کمابیش از این احترام...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 تیر 1397 08:19
هیچ چیز در دنیا بدتر از معمولی شدن برای کسی نیست تبدیل به روزمرگی شدن از اینکه حضورت برای یک نفر بشود مثل مسواک زدن مثل شانه کردن که اگر حوصله داشت سراغت را بگیرد و اگر نداشت بگوید بماند برای بعد، دیر نمی شود ! به خودتان احترام بگذارید با کسی بمانید که اولویتش باشید که برایش دغدغه بشوید کسی که هر لحظه یادتان در خاطرش...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 9 تیر 1397 07:14
نور تو در من طلوع صبحگاهی ست که دنیا را از نو اختراع می کند شهری که مرا می شناسد خیابان هائی که می دانند کجا می روند پرنده ای می شوم برای برگشتن به جاهای آشنا و زندگی را و عشق را پرواز می کنم در آغوش چشم هائی که آسمان را انکار می کنند لبخند از لب شعرم نمی افتد وقتی حوالی خیال من تو پرسه می زنی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 9 تیر 1397 07:12
بهار من ! این گل ها فقط می آیند تا نوبتشان رعایت شود وگرنه می دانند گل بی خزان من توئی که در خاک احساس من بی وقفه می روید و چشم هایت این باغ بی زوال رؤیاها را به دشت احساس من می پاشد می شنوی ؟ زمزمۀ رودهای عشق را که از اعماق دور قلب من به گوش چشم های تو می رسد ؟
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 9 تیر 1397 07:11
در من یک ملت تو را دوست دارند و تنها تنهائی ای که می شناسم تنهائی این جمع است وقتی نبودنت همه جا ه ست
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 9 تیر 1397 07:09
عشق نیروی رانشِ چشم های توست که زیرُ زبر می کند جهان مرا و این عاشقانه ها پس لرزه های اتفاق توست در حافظهٔ بادهای نیمه شب نشسته ام لبِ دل با دست عشق فاصله پرپر می کنم و من هتوز هم نگرانم نگران انقراض گل سرخ در خشکسالیِ دست هایت !
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 7 تیر 1397 08:03
من مرگ نور را باور نمیکنم و مرگ عشقهای قدیمی را مرگ گل همیشه بهاری که میشکفت در قلبهای ملتهب ما مانند ذره ذرهی مشتاق پرواز را به جانبِ خورشید آغاز کرده بودم با این پرِ شکسته تا آشیانِ نور پرواز کرده بودم من با چه شور و شوق تصویر جاودانهی آن عشق پاک را در خویش داشتم اینک منم گسسته ز خورشید و نور و عشق اما درون...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 7 تیر 1397 07:57
در عهدِ تو ای نگارِ دلبند / بس عهد که بشکنند و سوگند بر جانِ ضعیفِ آرزومند زین بیش جفا و جور مپسند من چون تو دگر ندیدهام خوب / منظورِ جهانیان و محبوب دیگر نرود به هیچ مطلوب خاطر که گرفت با تو پیوند ما را هوسِ تو کس نیاموخت / پروانه به جهدِ خویشتن سوخت عشق آمد و چشمِ عقل بردوخت شوق آمد و بیخِ صبر برکند دورانِ تو نادر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 7 تیر 1397 07:56
دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی دل ما رو بنویس بنویس هر چه که ما رو به سر اومد بدِ قصهها گذشت و بدتر اومد بگو از ما که به زندگی دچاریم لحظهها رو میکشیم نمیشماریم بنویس از ما که در حال فراریم توی این پائیز بد فکر بهاریم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 6 تیر 1397 08:05
اسمت از دهان واژه هایم نمی افتد این سربازانِ وفادارِ چشم هایت که در سرزمین عاشقانه های من در خط مقدم عشق با فاصله ها درگیرند و از دوست داشتن ات در سنگرِ رؤیاها تا پای جان حراست می کنند گوش کن .... من صدای قلب کوجکشان از راهِ دورِ ماه شنیده می شود
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 6 تیر 1397 08:05
تو در خیال کدام پروانه خفته ای ؟! که من در باران دنبال تو می گردم پیر شد دلم ازین عشقِ مج رّد
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 6 تیر 1397 08:04
خدا پرنده ها را دوست داشت برایشان درخت اختراع نمود و برای پرندهٔ روح من قفس آغوش تو را
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 تیر 1397 08:15
هر که را از دور می بینم گلویم خشک می شود می ترسم نکند این بار اشتباه نگرفته باشم بانو! من به دنبال تو می آیم تو هم از من بگریز بگذار دیرتر بمیرم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 تیر 1397 08:14
حال من حال مریضیست که در کُشتن او درد و درمان و طبیبَش همه همدست شدند ..
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 تیر 1397 08:13
دیوار که باشی عاشق کسی می شوی که یادش نیست کی، کجا.. به تو "تکیه" داده است!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 5 تیر 1397 08:12
به چه مشغول کنم دیده و دل را که مدام دل تو را می طلبد دیده تو را می جوید .
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 4 تیر 1397 10:28
بعضی جنگها تمام نمیشوند ، حتی وقتی مرده باشی ! مثل یک سرباز مرده که آخرین نامهاش به دست معشوق نرسیده، عاشق توام ! روی مزارم کمی آغوش بریز ! که تمام شود این نبرد، که تمام شود این درد...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 4 تیر 1397 10:21
عشقت اگر باران اینک در زیر آن ایستاده ام؛ اگر آتش درون آن نشسته ام؛ شعر من می گوید: در تداوم آتش و باران جاودانه ام ...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 تیر 1397 09:00
در انتظار آمدنت هستم اما با من بگو آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم؟!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 تیر 1397 08:58
در کودکی عاشق بادکنک بودم امکان نداشت با پدر و مادرم به سوپر مارکت بروم و برای بادکنک پا زمین نکوبم اولین بادکنکی که داشتم را همان روز اول در دست هایم گرفتم و محکم بغلش کردم... ولی ترکید... فهمیدم همان اول نباید خیلی دوست داشتنم را نشان بدهم. نباید خیلی محکم بغلش کنم طاقتش را ندارد می ترکد!! بادکنک بعدی را بیش از حد...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 تیر 1397 08:55
دلتنگیات که دائمی بشود دیگر برایت فرقی نمیکند صبح شنبه باشد یا ظهر سهشنبه یا غروب جمعه... همهی غمهای دنیا در ثانیه ثانیهی زندگیات نفوذ میکنند ... انگار که هر روز جمعه است و هر لحظه وقت غروب!..
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 تیر 1397 08:55
نگران توام که پشت گوشی تلفن بغض کرده ای و برای صدای گرفته ات دنبال بهانه بهتری می گردی.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 تیر 1397 08:54
یک شب که به ماه ِ روشنش می ارزید روحی که به آزار ِ تنش می ارزید بگذار بگویند که او مرد نبود این عشق،به گریه کردنش می ارزید
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 تیر 1397 08:53
همیشه سیگار کشیدنت عذابم میداد راستشو بخوای بیشتر از روی حسادتم بود! نکه بخوام مثل شاعرها و نویسنده ها بگم چون لبات بهش میخورد حسودیم میشد نه...! حسادت میکردم چون میدونستم آدما وقتی سیگاری میشن که خیلی غصه داشته باشن... و غصه داشتن میتونه از نداشتن یه آدم به وجود بیاد! من که کنارت بودم! پس مطمئنا اونی که غُصشو میخوردی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 2 تیر 1397 07:29
عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت مرغ جان را نیز چون پروانه بال و پر بسوخت عشقش آتش بود کردم مجمرش از دل چو عود آتش سوزنده بر هم عود و هم مجمر بسوخت زآتش رویش چو یک اخگر به صحرا اوفتاد هر دو عالم همچو خاشاکی از آن اخگر بسوخت خواستم تا پیش جانان پیشکش جان آورم پیش دستی کرد عشق و جانم اندر بر بسوخت نیست از خشک و...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 2 تیر 1397 07:28
من حرفهایم را در شعرهایم می زنم تو با چشمهایت سخن می گویی من مدام می گویم که دوستت دارم و تو فقط نگاه می کنی