-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 مرداد 1394 23:17
ز در بالا رفتم پله ها را باز کردم لباس خوابم را خواندم و دکمه های دعایم را بستم ملافه را خاموش کردم و چراغ خواب را روی سرم کشیدم آخ ... از امروز صبح که مرا بوسید همه چیز را قاطی کرده ام ...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 مرداد 1394 23:16
خوش به حال دل فرهاد که در مدت عمر مزه ی تلخ ترین خاطره اش شیرین است ️
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 مرداد 1394 08:44
دلنشین!... ای غم دلواپسی ات بر کمرم من از آنی که تو پنداشته ای خسته ترم عمر من کمتر از آنست که باور بکنم که تو یک روز بخواهی بروی از نظرم راه برگشت کجا؟ لمس کن این فاجعه را بی تو هر لحظه، پلی میشکند پشت سرم باز هم کشته و بازنده ی این جنگ منم که تو با لشکر چشمانت و من یک نفرم! دل به دریای جنون میدهی و میگذری دل به...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 مرداد 1394 01:22
ای وای اگر از سر تو شال بیفتد در روح مسلمانی ام اشکال بیفتد جادو گری و گوشه ی لبهای تو خالی ست یک لحظه اگر چشم به آن خال بیفتد لبخند تو یک آلت قتاله ی محض است کافیست که بر گونه ی تو چال بیفتد چشمان تو فنجان پر از قهوه ی داغ است تصویر من ای کاش که در فال بیفتد من حل شده ام در تو ومن بی تو کسی نیست هر چیز اگر داخل حلال...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 مرداد 1394 23:57
زیر ِ باران، هر نخ ِ سیگار می چسبد عجیب دست توی ِ دست های ِ یار می چسبد عجیب معنی ِ بی تاب بودن هایمان جز "عشق" چیست؟ شور و شوق ِ لحظه ی ِ دیدار می چسبد عجیب کوچه باغ ِ خاطرات و خش خش ِ برگ ِ درخت پرسه های ِ خیس در رگبار می چسبد عجیب آسمان سقفی قدیمی، پُر تَرَک از آذرخش قطره قطره بر سرت آوار می چسبد عجیب از...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 مرداد 1394 23:26
دستور شرع گفته حلال است یک نظـر من بعد از آن نظر به تو پـلکی نمی زنم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 مرداد 1394 23:25
دوست دارم تو برایم عشق را معنا کنی خواب دنیا را کنارم غرق در رویا کنی دوست دارم دورِ تو پروانه باشم روز و شب شمعِ من باشی و در من شعله ها بر پا کنی دوست دارم از خودم تنهای تنها بگذرم تا تو جایم را بگیری ، در دلم غوغا کنی دوست دارم واژه واژه شاعرِ چشمت شوم تا نظر پشت نظر ،شعرِ مرا زیبا کنی دوست دارم دل به دریای نگاهت...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 مرداد 1394 22:48
نیمکت عاشقی یادت هست؟ کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود.. بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود، برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان بر سرمان می ریخت.. او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید، اما اکنون پاییز.. نبودنت را، جداییمان را به رخ می کشد.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 مرداد 1394 22:47
نیمکت عاشقی یادت هست؟ کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود.. بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود، برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان بر سرمان می ریخت.. او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید، اما اکنون پاییز.. نبودنت را، جداییمان را به رخ می کشد.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 مرداد 1394 22:46
بیا جانم نگاهی کن که من بی ساز میرقصم میان کف زدنهایت در این اعجاز میرقصم نمیترسم ز دیو و دد ، سبکبالم ز خوب و بد به پهنه بیکران گیتی در این پرواز میرقصم شوم محو رخ ماهت ، شوم مجنون لیلایت در این رقص سما هر دم ببین در راز میرقصم بیا جانم بزن سازی ، که بیتابم در این محفل صدایت صوت عاشقها ، به صد آواز میرقصم تمام رقص من...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 4 مرداد 1394 22:45
تو که مجنون نشدی تا بشوم لیلا من روز و شب غرق سخن با همگان، الا من! حتما اینگونه نوشتند که: " با هم نشویم" ورنه کو فاصله ای از لب سرخت تا من ؟ عطر مردانه ی پیراهن تو کشت مرا...! لرزه افتاده سراپام و شدم رسوا من! اعتمادم به تو از هر بشری بیشتر است وقت اثبات رسیده ست دگر، حالا من... کم کن این فاصله را، هیچ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 مرداد 1394 23:54
چشم من در مسجد چشمَش نمازی کرد و رفت بوسه ام روی لبَش راز و نیازی کرد و رفت باز هم دیشب به خوابم آمد و با شیطَنَت بازُوانم را گرفت و گازگازی کرد و رفت من هنرمندی ندیدم اینهمه بی عاطفه با صدای هِق هِق ام آهنگسازی کرد و رفت تویِ دنیای حقیقی عاشقَش بودم ولی پشت کرد و رو به دنیای مجازی کرد و رفت چون که تنها بود و خیلی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 مرداد 1394 23:53
تو نباشی نَفَسم را به دَرَک خواهم داد پاسخ ِ لطف ِ خدا را مَتَلک خواهم داد دوره گردی اگر از کوچه یِ تقدیر گذشت جان ِ شیرین و جگر را به نمک خواهم داد تو نباشی همه یِ ثانیه ها مرگ ِ من است صورت ثانیه را دست ِ کُتَک خواهم داد گور ِ بابایِ شعور و ادب و شخصیّتم ناسزاهایِ رکیکی به فلک خواهم داد...!! به درک رفت اگر وزن ِ غزل...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 مرداد 1394 23:53
نشسته ام که برای تو از زمانه بگویم منی که زاده شدم شعر عاشقانه بگویم عزا گرفته ام از اینکه باید آخر شعرم از آن دمی که تو هم می شوی روانه بگویم به غم نشسته چنان باورم که باید از این پس به خنده های خودم بغض شادمانه بگویم برای بی کسی ام بس همین که حرف دلم را نشد برای کسی جز اثاث خانه بگویم بمان، انار برایت شکسته ام که...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 مرداد 1394 23:52
زمین شناسِ حقیری تو را رصد می کرد به تو، ستاره ی خوبم نگاه بد می کرد کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم کسی که محو تو می شد، مرا لگد می کرد ! تو ماه بودی و بوسیدنت، نمی دانی … چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد ! بگو به ساحل چشم ات که من نرفته، چطور؟ به سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد ! چه دیده ها که دلت را به وعده خوش...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 مرداد 1394 00:15
تویی ارامشم عشقم عزیزی با صفایی تو دلم راهی به دریا شد همانا نا خدایی تو هبوطم از تو شد جاری نفسهایم تو را خواهد نمیدانم که حوایی تو یا شاید هوایی تو تو چون ماهی دلارایی زمین جایت نمیباشد تو باید آسمان باشی چرا پس جا به جایی تو وجودت پر ز موسیقی تو یک آهنگ زیبایی تو خود شوری تو ماهوری همایونی نوایی تو دلم را میبری با...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 3 مرداد 1394 00:04
بغلم کن که هوا سرد تر از این نشود زندگی خوب شود ... باد خبرچین نشود ... بی هوا بوسه بزن عشق دو چندان بشود بوسه آنگاه قشنگ است که تمرین نشود وقت بوسیدن تو شعر بیاید یا مرگ ؟ مانده ام گیج ، بخواهم که کدامین نشود ؟ چشم و ابروی تو بیت الغزل صورت توست زلف تو آمده تکرار مضامین نشود بین مردم همه جا از تو فقط بد گفتم تا که...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 20:55
شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟ مانده ام در طلبت غرق تمنا چه کنم؟ گفته بودی که رعایت کنم آن حد و حدود من پذیرفتم و حالا نشد اما ، چه کنم؟ تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟ دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟ همه را از دل من عشق تو بیرون کرده...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 20:54
دامنت کوتاه اگر آمد پشیمانی چرا خنده از روی ِ تظاهر، اخم ِ پنهانی چرا چشمهایت معرکه، چاقوی ِ ابرویت بلا دخل ِ من آورده ای دیگر رجزخانی چرا لرزه ات کم بود تا در خود فرو ریزم شبی اینهمه پس لرزه های ِ بعد ویرانی چرا ماه ِ کُردی! کشته ات در بیستون جا مانده است دیگر این رقص ِ سنندج تا مریوانی چرا نه سوالی نه جوابی، خودسر و...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 19:33
بگذار آغوشت ، انفرادی من باشد . میخواهم نفسهایم را در آغوشت حبس کنم تا ابد . گناه عاشقیم را اعتراف میکنم ، اعتراف های تکان دهنده ای که قلبت را بلرزانند . من تمام بوسه هایی که از راه بدر رفته اند را به گردن می گیرم . مجازاتم کن . دستانت را چنان محکم دور گردنم حلقه کن ، که تا ابد آویزان تو بمانم . برای این مجسمه / آزادی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 19:33
بگذار آغوشت ، انفرادی من باشد . میخواهم نفسهایم را در آغوشت حبس کنم تا ابد . گناه عاشقیم را اعتراف میکنم ، اعتراف های تکان دهنده ای که قلبت را بلرزانند . من تمام بوسه هایی که از راه بدر رفته اند را به گردن می گیرم . مجازاتم کن . دستانت را چنان محکم دور گردنم حلقه کن ، که تا ابد آویزان تو بمانم . برای این مجسمه / آزادی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 12:39
کاش...... حتی ، یک بار.... لابه لای غم دلتنگى,من.... " تو " گذر می کردی!!!! و مرا می دیدی.... که چو رگبار بهار.... در پی ات می بارم !!!!! گفته بودند که : "از دل برود ، هر آنکه از دیده برفت" "تو " که همچون نفسی.... " تو " که.... از دیده برفتی و نرفتی از یاد... مبر از یاد مرا !!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 12:37
از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگر آخر آدم با تو باشد ، پیر می گردد مگر با نگاهی قلب من را کرده ای مال, خودت شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر لحظه ی دیدار عکست نیز خشکم می زند بی طناب، این دست و پا زنجیر می گردد مگر عاشقم ، باشی ، نباشی ، سرد باشی یا که گرم حس عاشق لحظه ای تغییر می گردد مگر در میان حس من، هر واژه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 12:35
کافه چی! در رگ ِ قلیان ِ من انگور بریز بر سرش آتش ِ خونخاهی ِ تیمور بریز شب ِ جشن است بگو تا همه بشکن بزنند خرده های ِ غم و اندوه ِ دلت دور بریز منوی ِ رقص ببر هرکسی از راه آمد روی ِ هر تخت سه تار و دف و سنتور بریز جای ِ نعناع و هلو طعم ِ لب ِ سیب بده بوسه ی ِ تلخ از آن دلبر ِ مغرور بریز قهوه ی ِ ترک تر از چشم ِ بلایش...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 12:34
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سربسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکست آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 مرداد 1394 12:32
. محکوم به شعر و بیخیالی باشی یک جمله ی تا ابد سوالی باشی . با قهر بگویی که: ببین! من رفتم اما نروی، همین حوالی باشی . ناممکنیِ رفتن او را بچشی دنبال دلیل احتمالی باشی . سیسال، تمامِ باورت پر نشود سیسالِ تمام، جای خالی باشی . با این همه شعر، پیش او درگیرِ بیماریِ لاعلاج لالی باشی . او عشقم و عمرم و عزیزم باشد آن...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 مرداد 1394 09:50
یا نوازش کن سرم را یا مرا سیلی بزن در دو صورت گر رسد دستت به من میبوسمش
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 مرداد 1394 09:49
یه دلتنگی خوب یه دوری زیبا یه پرواز ساده از اینجا تا رویا کسی عاشقی رو مث من بلد نیست یه وقتایی شاید یه کم گریه بد نیست تو بارون گذشتم از این باد ولگرد به تو که رسیدم غم از غصه دق کرد ترانه ترانه تو رو دوره کردم یه دنیا رو گشتم که دورت بگردم خوشم که از این غم یه راهی به تو هست هنوز با ترانه به تو میشه پل بست خوشم که...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 مرداد 1394 07:56
این روزها گویا خسته ای موهای سیاهت را کوتاه کرده ای نمی خندی شعر نمیگویی مرا به نام نمیخوانی بهانه میگیری آغوشم را نمیخواهی صدایت میزنم جز سکوت کلامی برایم نداری با این حال هنوز بانوی منی بانوی من که موهای سیاهش را کوتاه کرده نمیخندد شعر نمیگوید بهانه میگیرد سکوت کرده مرا و نامم را و آغوشم را نمی خواهد بانوی من که این...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 31 تیر 1394 01:00
صنعت داروسازی را خلع سلاح کرده ای! لورازپام دیازپام آلپرازولام کلونازپام و هیچ کدام، خاصیت یک "شب بخیر" ساده تو را ندارند!..