خانه عناوین مطالب تماس با من

شعر عاشقانه

شعر عاشقانه

ابر برجسب

مجذوب تبریزی، یرزا محمدجعفر شعله نیریزی

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • هوشنگ ابتهاج
  • [ بدون عنوان ]
  • سعدی
  • عارف اخوان
  • باران مقدم
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • حامد نیازی
  • عرفان یزدانی
  • [ بدون عنوان ]

بایگانی

  • بهمن 1404 2
  • دی 1404 20
  • آذر 1404 39
  • آبان 1404 35
  • مهر 1404 36
  • شهریور 1404 40
  • مرداد 1404 64
  • تیر 1404 23
  • خرداد 1404 23
  • اردیبهشت 1404 25
  • فروردین 1404 32
  • اسفند 1403 48
  • بهمن 1403 48
  • دی 1403 13
  • آذر 1403 14
  • آبان 1403 21
  • مهر 1403 19
  • شهریور 1403 21
  • مرداد 1403 23
  • تیر 1403 10
  • خرداد 1403 15
  • اردیبهشت 1403 12
  • فروردین 1403 11
  • اسفند 1402 11
  • بهمن 1402 15
  • دی 1402 11
  • آذر 1402 16
  • آبان 1402 14
  • مهر 1402 17
  • شهریور 1402 11
  • مرداد 1402 17
  • تیر 1402 19
  • خرداد 1402 19
  • اردیبهشت 1402 11
  • فروردین 1402 11
  • اسفند 1401 14
  • بهمن 1401 18
  • دی 1401 13
  • آذر 1401 13
  • آبان 1401 14
  • مهر 1401 7
  • شهریور 1401 5
  • مرداد 1401 5
  • تیر 1401 4
  • خرداد 1401 14
  • اردیبهشت 1401 15
  • فروردین 1401 10
  • اسفند 1400 9
  • بهمن 1400 9
  • دی 1400 10
  • آذر 1400 14
  • آبان 1400 15
  • مهر 1400 6
  • شهریور 1400 15
  • مرداد 1400 14
  • تیر 1400 13
  • خرداد 1400 9
  • اردیبهشت 1400 10
  • فروردین 1400 14
  • اسفند 1399 17
  • بهمن 1399 16
  • دی 1399 17
  • آذر 1399 15
  • آبان 1399 14
  • مهر 1399 29
  • شهریور 1399 52
  • مرداد 1399 24
  • تیر 1399 8
  • خرداد 1399 12
  • اردیبهشت 1399 21
  • فروردین 1399 22
  • اسفند 1398 17
  • دی 1398 23
  • آذر 1398 51
  • آبان 1398 54
  • مهر 1398 65
  • شهریور 1398 29
  • مرداد 1398 85
  • تیر 1398 46
  • خرداد 1398 18
  • اردیبهشت 1398 7
  • فروردین 1398 25
  • اسفند 1397 40
  • بهمن 1397 16
  • آذر 1397 2
  • آبان 1397 10
  • مهر 1397 32
  • شهریور 1397 29
  • مرداد 1397 26
  • تیر 1397 63
  • خرداد 1397 78
  • اردیبهشت 1397 49
  • فروردین 1397 44
  • اسفند 1396 64
  • بهمن 1396 68
  • دی 1396 57
  • آذر 1396 73
  • آبان 1396 76
  • مهر 1396 63
  • شهریور 1396 65
  • مرداد 1396 76
  • تیر 1396 94
  • خرداد 1396 88
  • اردیبهشت 1396 63
  • فروردین 1396 61
  • اسفند 1395 63
  • بهمن 1395 82
  • دی 1395 56
  • آذر 1395 86
  • آبان 1395 94
  • مهر 1395 44
  • شهریور 1395 50
  • مرداد 1395 70
  • تیر 1395 62
  • خرداد 1395 90
  • اردیبهشت 1395 57
  • فروردین 1395 77
  • اسفند 1394 105
  • بهمن 1394 99
  • دی 1394 120
  • آذر 1394 171
  • آبان 1394 237
  • مهر 1394 188
  • شهریور 1394 242
  • مرداد 1394 196
  • تیر 1394 120
  • خرداد 1394 176
  • اردیبهشت 1394 148
  • فروردین 1394 88
  • اسفند 1393 156
  • بهمن 1393 83
  • دی 1393 110
  • آذر 1393 98
  • آبان 1393 112
  • مهر 1393 115
  • شهریور 1393 105
  • مرداد 1393 54
  • تیر 1393 106
  • خرداد 1393 154
  • اردیبهشت 1393 116
  • فروردین 1393 54
  • اسفند 1392 108

جستجو


آمار : 67367 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 خرداد 1394 14:30
    تو نیستی و جهان بر سرم خراب شده چگونه بی تو بمانم در این خرابشده؟ به هر دری زدم از عشق تو خلاص شوم کنون منم، من_ از هر طرف جواب شده بهار زندگی ام سهم من چه بود از تو؟ محاسنی که با برف غم خضاب شده به جای عکس تو و خنده های تو عمری ست هزار درد به دیوار خانه قاب شده هنوز تشنه ی دیدار چشم های توام همیشه قسمتم از تشنگی سراب...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 خرداد 1394 12:24
    نقاش می شوم وَ تو را رود می کشم آنقدر ساده ای که تو را زود می کشم! تصویر چهره ات چقدَر شاعرانه است! از تو، هر آنچه رنگ غزل بود، می کشم قلبت شبیه قلب خودم چارپاره است... آن را غریب و مرثیه آلود می کشم! می پاشد از نگاه تو، نوری به طرح من... یک بیت، چشم و یک دل خشنود می کشم! در چارچوب بوم دلم جا نمی شوی... هر چه تو را...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 خرداد 1394 12:21
    ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺁﻧﭽﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺗﻮﯾﯽ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯ من و ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﻨﯽ
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 خرداد 1394 11:31
    دلم را که مرور می کنم؛ تمام آن از آن ِ توست نقطه ای، از آن ِ خودم. بر آن نقطه هم میخ می کوبم و قابِ عکسِ تو را می آویزم...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 خرداد 1394 08:01
    هوای تــــــو ... اجابت تمام عـــــــــشــق است و من به تــــــــو شکوه یک قنوت عـــاشـقــانه را پیــــــش مـــی کــشـم عـــــشقم دوســـــتت دارم به اندازه ی همه ی دارایی ام کــــه تویــــی ...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 خرداد 1394 07:58
    می شود لج نکنی پنجره را باز کنی ؟ صبح زیبای مرا با غزل آغاز کنی ؟ آه ای آتش آوار شده روی سرم ... به خدا لج بکنی از همه لج باز ترم ! می شود با غزلی از تو بگویم ،امشب ؟ لب و چشمان تو را سخت ببویم امشب ؟ غزلی ساخته ام ، مثل غزل های شما... غزلی مثل در و پنجره ای رو به تو ، وا... غزلی قافیه اش دوست ، ردیفش باران... غزلی...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 23 خرداد 1394 07:56
    دیر شد باید بخوابی نازنینم شب به خیر با وفای ساده ی خلوت گزینم شب بخیر خسته ای ای مهربانم چشمهایت را ببند این چنین خصمانه منشین در کمینم شب بخیر غصه فردا و فرداهای دیگر را مخور ای غریبْ افتاده ی تنهانشینم شب بخیر در شب یلدای چشمانت چه آتشها به پاست ای نگاهت تکیه گاه آتشینم شب بخیر اشک های بی کسی را از دو چشمت پاک کن...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 22 خرداد 1394 23:31
    مبتلا کرده ست دلها را به درد دوری اش نرگس پنهان من با مستی اش ، مستوری اش آه می دانم که ماه من سرک خواهد کشید کلبه ی درویشی ام را با همه کم نوری اش آسمانی سر به سر فیروزه دارد در دلش گوش ها مست تغزل های نیشابوری اش یک دم _ ای سرسبزی یک دست !در صور ات بِدَم تا بهاران دم بگیرد با گل شیپوری اش ماه می گردد به دنبال تو هر...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 22 خرداد 1394 20:28
    تو اگر ناز کنی، ناز کشیدن بلدم ناز از چشم پر از عشوه خریدن بلدم قفس خسته دلی های من عاشق را باز کن تا که ببینی که پریدن بلدم لب تو باغ انار است، به شوق آوردم میوهٔ عشق ز لبخند تو چیدن بلدم خنده کن تا بشوی سوژهٔ نقاشی من من فقط شیوهٔ لبخند کشیدن بلدم بگذر از پیش من، ای یوسف زیبا و ببین محو زیبایی تو، انگشت بریدن بلدم...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 22 خرداد 1394 15:39
    تو باشی و کمی هم بوسه بازی، آآآی می چسبد! هوای غربت و مهمان نوازی، آآآی می چسبد! مونالیزای لبخندت خرابم میکند یارا! من و این لذت تصویر سازی، آآآی می چسبد! نمازم را نمی خوانم مگر در مسجد چشمت! مسلمان بازی و این بی نمازی، آآآی می چسبد! چه حالی میکنم در روستای گرم آغوشت! بهار و عشق و گرمای نفسهایت، آآآی می چسبد! عسل ریز...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 22 خرداد 1394 10:39
    به وسعتت جهانمو شکنجه زار میکنم ببین من از هجوم تو کجا فرار میکنم من از نگاه کردنت پرستشو شناختم خدارو سجده میکنم از این بُتی که ساختم به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو به من بهانه ای بده که کم شه باورم به تو به من که هر شب از خودم پناه میبرم به تو چنان بُریدم از خودم که...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 21 خرداد 1394 23:38
    سلام من به توکز دیدن تو محرومم گرفته حال وهوایم ، نوشته ام خوبم ! دلم برای تو تنگ است هوای غم دارم تو را برای نمردن چقدر کم دارم گرفته پنجرها را هوای شیدایی توکی برای همیشه دوباره می آیی تمام سهم من از توفقط سرابی بود شبیه خاطرای تلخ، شبیه خوابی بود اگر چه روی کتابم نوشته ای قهرم برای دیدن رویت خراب این شهرم غزل برای...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 21 خرداد 1394 21:35
    من « دوست دارم» را پیوسته ، در چشم تو می خوانم نا گفته ، می دانم من آنچه را احساس باید کرد یا از نگاه دوست باید خواند هرگز نمی پرسم هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟ قلب من و چشم تو می گوید به من : آری
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 21 خرداد 1394 16:49
    تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی... دلم می پاشد از هم بس که زییا می شوی گاهی... حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است که پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی... به ما تا می رسی کج میکنی یکباره راهت را ز ناچاریست گر هم صحبت ما می شوی گاهی... دلت پاک است اما با تمام سادگی هایت به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی... تو...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 21 خرداد 1394 11:13
    آغوش تو چقدر می آید به قامتم در آن به قدر پیرهن خویش راحتم می پوشمت که سخت برازنده ی منی امشب به شب نشینی خورشید دعوتم خوشوقتی صدای تو از دیدن من است من هم از آشنایی تان با سعادتم ! با خود تو را به اوج، به معراج می برم امشب اگر به خاک بریزد خجالتم ! بازار شام کن شب مان را به موی خود بگذار دیدنی بشود با تو خلوتم ! بر...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 21 خرداد 1394 09:41
    تو را چه نام دهم من ، فرشته یا که پری ؟ برای من تو خدایی دمیده در بشری تو می رسی و دلم را … تلاش بیهوده ست نمی شود که نبازم نمی شود نبری اگر تو عیب مرا هم نشان دهی غم نیست که مثل آینه ها صادقانه می نگری هنوز بعد تو سرگرم خاطرات توام تو ای ستاره چه دنباله دار می گذری برای با تو نشستن اگر چه من هیچم برای بودن با من تو...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 خرداد 1394 23:37
    من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم...! نگاهت رانگیر از من که من سیرت نخواهم شد ز اوج عشق چشمانت٬ سرازیرنخواهم شد مرا در جنت قلبت بده باغی که مدهوشم اگررستم زندتیرم٬ زمین گیرت نخواهم شد اگر ازعشق تو بگریزم ببرحکم ابد بر من تمام عمر روحم را ز زنجیرت نخواهم شد من ازحالم چه میدانم...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 خرداد 1394 23:13
    زیبایی ات برای خودت من که عاشقم به داشتن اگر نه، به دیدن که عاشقم حالا مرا ورق بزن و فکر کن به من تردید و احتمال نه، قطعا که عاشقم دیوانه شو شبیه غزلهای مولوی فریاد کن به کوی .و به برزن که عاشقم فال مرا از خواجه نه ، ازمولوی بگیر تن تن، تتن تتن تتتن تن که عاشقم شاعر شوم ، سماع کنم، گریه سر دهم اصلا بگو به دوست و به...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 خرداد 1394 22:29
    با اینکه بعضى کار ها را نباید انجام داد اما به لذت اش مى ارزد مثل سر کشیدنِ پارچِ آب آن هم در چله ى تابستان و یا فکر کردن به تو وقتى مى دانم معشوقه ى من نیستى! خدا شفا "ندهد" ، خدا شفا ندهد وقتى این روزها دوست داشتن ات نوعى مرض شده است!
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 خرداد 1394 22:28
    تو را دوست دارم.. نظرات: 0 تو را دوست دارم بی هیچ دقتی بی هیچ قانون و مرزی مثل افتادن در چاله ای که نمی بینی تو را دوست دارم حتی وقتی که بدی گفتم فراموش ات می کنم اما امیدوار نباش این درد با جرعه های بزرگ یأس هم درمان نشده تو را دوست دارم حتی اگر نخواهم
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 خرداد 1394 16:05
    قوی ترین زن جهان هم که باشی وقت هایی هست که دستی باید لمس ات کند تنی تنت را داغ کند و لبی طعم لبت را بچشد مستقل ترین زن جهان هم که باشی وقت هایی هست که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد که آرام رانندگی کنی و غذایت را نخورده روی میز نگذاری و بروی مسافرترین زن دنیا هم دست خطی می خواهد که بنویسد برایت " زود...
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 20 خرداد 1394 00:54
    افراشته در چشم تو صد پرچم داعش! میبینی و میمیرم از این شیون و خواهش..
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 19 خرداد 1394 19:45
    کجایِ قصه نگفته ام دوستت دارم ؟؟ بگذار فکر کنم ... هیچ کجا انگار ! تا یادم می آید بهانه هایم هم پر بود از فریاد فریادِ اینکه دیــــــــــوانه ! من دیوانه ی توام .. اما ببخش مرا! انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام که هرچه تقلا می کند کسی نمی فهمد که شیر نمی خواهد.. که گرمایِ تنِ مادر می خواهد.. . اما .. حالا می نویسم...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 19 خرداد 1394 19:41
    گاهی عکسی را میسوزانیم.... گاهی عکس ما را میسوزاند... گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم... گاهی سال ها با یک عکس زندگی میکنم... گاهی با یک عکس یک لبخند بزرگ می شویم... گاهی... راستی خاطره ها با آدم چه ها که نمیکنند؟؟؟؟؟
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 19 خرداد 1394 11:22
    ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻫﺮﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺍﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﯿﺴﺖ . ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻭﻗﭽﻪ ﻗﻠﺐ ﻃﺮﻓﯿﻦ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﮐﺮﻣﯽ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﺩﺭﻭﻥ ﭘﯿﻠﻪ ﺧﻮﺩ ... ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﻭ ﺍﻣﺎ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﻧﺸﯿﻨﺪ، ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﺯﺍﺩﻩ ﺑﺸﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﭘﯿﻠﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﺎﻝ ﭘﺮﻭﺍﺯﺵ ﺗﮑﺎﻥ ﺗﮑﺎﻥ ﺑﺨﻮﺭﺩ...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 19 خرداد 1394 11:21
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 19 خرداد 1394 09:11
    در ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺎ ﺗﺎﺭ ﻭ ﭘﻮﺩ ﻋﺸﻖ .. ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺁﻣﺪﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﺑﻬﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺧﺰﺍﻧﻬﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻡ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻈﻤﺘﺶ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﻟﺤﻦ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻮﺍﯾﺶ ﺩﺭ ﻣﻦ ﮔﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .. ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺯﺧﻤﻪ ﻫﺎﯼ...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 18 خرداد 1394 14:48
    "برای تو می نویسم" شده با قرمزِ احساسِ دلت رنگ شوی؟ شده از فکر کسی داغ کنی،غرق شوی؟ غرق دنیای کسی قلب شوی و به تپیدن افتی؟ شده از دوری او درد کنی،بشکنی و تنگ شوی؟ شده در لحظه دیدار کسی،از تَپشت خسته شوی؟ ناگهان ایست کنی با نفسش شارژ شوی؟ شده احساس کنی از نفس گرم کسی مست شدی؟ مستِ آغوش کسی گریه کنی،اشک شوی؟...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 18 خرداد 1394 12:40
    قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟ لا به لای غزلم درد مرا ...میخوانی ...؟ گل خورشیدی این باغ پر از اعجازی لحظه ها در نفس صبح غزل پنهانی ... مثل آیینه ترک خورده لب احساسم و تو در لای همین قاب ترک می مانی توی بازار دو چشمان عزیزت گم شد دل این برده ی خوش آتیه ی کنعانی پای من باز به دنبال تو تاول زده است برده ای هوش دلم را...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 18 خرداد 1394 08:24
    ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩﯼ ﺳﭙﯿﺪﻩﺩﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻓﺘﺎﺏﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺍﺳﺖ ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﮐﻪ ﺯﯾﺘﻮﻥِ ﺑﺎﻍﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎﻝ ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺮﻣﺎﯼِ ﻧﺨﻞﻫﺎﯼ ﺑﻢ ﺍﺳﺖ ﺳﭙﺲ ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺟﻨﻮﻥ - ﺍﯾﻦ ﺭﻫﺎﯾﯽِ ﻣﻄﻠﻖ - ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﺮﯾﻘﺖِ ﻋﺸّﺎﻕ، ﺍﻭّﻟﯿﻦ ﻗﺪﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺗﻬﯽ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ، ﺑﺮﺯﺧﯽﺳﺖ ﻋﻈﯿﻢ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﺭﭼﻪ، ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻋﺪﻡ ﺍﺳﺖ ﻣﮕﺮ ﻧﻪ ﻣﺎﻩ ﺷﺐ ﻣﺎﺳﺖ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻧﻪ ﻣﮕﺮ...
  • 7032
  • 1
  • ...
  • 175
  • 176
  • صفحه 177
  • 178
  • 179
  • ...
  • 235