-
شهاب شهابی
سهشنبه 9 مرداد 1403 11:01
عصرها دلم میخواهد به سلامتی عشق شراب گیلاس لبانت را با پیاله ی نگاهم سر بکشم تا مست چشمانت شوم و عاشقانه زیبایی ساحل اغوشت را تماشا کنم دستانت را حلقه کن بر گردنم تا عطر میوه های بهشت تنت مستانه بگیجاند مرا
-
سیما امیر خانی
سهشنبه 9 مرداد 1403 10:59
من هنوز در عجبم از غریبه ای که می آید از هر آشنایی ، آشناتر می شود و تا به خودت بجنبی میبینی غریبه کیست؟ یک تکه از وجودت را در دستش دارد غریبه دیروز امروز صاحب قلبت شده..
-
سینا خالقی
یکشنبه 7 مرداد 1403 08:34
کافیست کمی به عمق چشمانم نگاه کنی خواهی دانست بی تو فصلی سردم اگر نگاهت را از قامت من بگیری یقین بدان که بی درنگ تنم یخ خواهد زد پس از عشق لبریزم کن در چشمه جشوان محبتت خیسم کن مگذار بدون نوازش سر انگشتان تو بر خود بلرزم ارام جانم بی تو تابستان و گرما و آفتاب مفهومی بی معناست
-
معصومه قنبری
یکشنبه 7 مرداد 1403 08:32
من عصرها آنقدر خسته ام که فقط لب های تو ارامم می کند یکی از همان بوسه های تازه ات را بردار و بیا بگذار مثل دیوانه ها داغ داغ بنوشمت...
-
بهنام کحبی فر
چهارشنبه 3 مرداد 1403 16:44
خیالت همیشه همراه من است و اسمت ورد زبانم راستی نقشه ی شهر را هم تا زده ام گذاشته ام در جیب کتم خیالم راحت تر است راه فراری ندای از هر طرف که بروی در اغوش منی
-
ازاده کج کلاه
یکشنبه 31 تیر 1403 14:24
صبح یعنی تمام تو را داشتن و امنیت صدای تو وقتی به لحظه لحظه ی با هم بودنمان ترانه ی " من عشاقت هستم: زمزمه میکنی اصلا روز یعنی همین بوسه ی ریز کنج لبهایمان
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 تیر 1403 08:42
و عشق پلی بلند تر از سکوت میان خداوندگار و ادمی افراشته می کند و عشق دره ی بی انتهای میان این دو را با گل سرخ پر می کند چشمانم را فرو می بندم من در عشق می زی ام در عشق نفس می کشم
-
محسن خانچی
شنبه 23 تیر 1403 08:40
رخ زیبای تو هر صبح تماشا دارد خنده کن تاز گلستان لبت گل بارد باز کن دیده که خورشید کند جلوه گری ناز کن تا همه عالم به تو دل بسپارد
-
شیما سهرابی
دوشنبه 18 تیر 1403 08:31
اعتراف میکنم دوست دارمت یک جور خاص کمی عاشق تر از حوا کمی مجنون تر از لیلی کمی شیرین تر از فرهاد وابسته ات شدم آنچنان که ماه به آسمان ماهی به دریا و ادمی به نفس جانانه بگویمت عشق جان من میخواهمت و این خودش در عصر ما اغاز داستانی عاشقانه است
-
خسرو گلسرخی
دوشنبه 18 تیر 1403 08:29
دوباره دست ها ی تو ان دست های قادر عاشق هم سان یک شکوفه، یک گل خواهد شکفت و خورشید خواهی گشت بر فراز دیوارهای سیاه همیشه خوش آفتاب همیشه بی غروب
-
محمد رضا عبدالملکیان
جمعه 15 تیر 1403 14:23
زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس میکنم انگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم انگونه عاشقم که هر نفسم شعر است زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم توهستم
-
معصومه صابر
جمعه 15 تیر 1403 14:21
حالم خوب است بخت یار من است و چشمانم بار دیگر شپیده دمان را به تماشا نشستند اه ای روشنایی محض ای نور ای نقطه نورانی چشمانم چون پلک گشودم دلم را روشن کن چون سپیده دمانت
-
محمد کاظمی
یکشنبه 10 تیر 1403 17:59
من از تمام این دنیا عشق می خواهم مشتی عشق گل های شمعدانی پشت پنجره و لبخندهای تو که تکثیر می کند عشق را به بی نهایت
-
روشنک آرامش
یکشنبه 10 تیر 1403 17:58
آن قدر مرا به سینه ات بفشار که ضربان قلبم بر پوست تنت نقش ببندد تا ایندگان از سنگواره ی سینه ی تو بدانند که زنی تو را بی وقفه عاشق بوده است ...
-
مینو پناهپور
چهارشنبه 6 تیر 1403 08:34
گفت : مهربان دیده ای گفتم مهربانی یک نفر چنان عاشقم کرد که او را معجزه ای دیدم از طرف خدا وقتی دوست داشتن ادم ها را مرور کردم فهمیدم معجزه بودن کار هر کسی نیست و بی شک توهمان معجزه ی خدایی در این برهوت عاشقی
-
فروغ فرخزاد
چهارشنبه 30 خرداد 1403 14:39
چون ابری از تشنج باران ها... چون آسمانی از نفس فصلهای گرم تا بی نهایت.... تا آن سوی حیات... گسترده بود او....
-
آنا آخماتووا
چهارشنبه 30 خرداد 1403 14:37
مودبانه پیشم آمدی با لبخندی بسیار نرم و با نزاکت لبان تو نیمی کاهلانه و نیمی با ظرافت بر دستم چسبیدند و یک لحظه چشمان رازناک تو با تقدسی تندیسی در چشمانم خیره شد من کوشیدم رنج جانکاه ده ساله را شب های بی خوابی ، رویاهای آشفته ام را در یک کلام بازگویم در یک کلام آن رانجوا کنم تو رفتی ، دنیای من بار دیگر تهی و خلوت
-
آرش شاهری
سهشنبه 29 خرداد 1403 16:13
ابر باشم به اسمانت شناور اهو باشم به دشت چشمانت ، بازیگوش آرشه ای به نواختن اندامت ، مدهوش یا که عشق به گرمگاه سینه ات ، متصل افسوس کبوتری شکسته بالم که در آرزوی دیدارت تنها ، سینه به دعا می ماند
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 خرداد 1403 15:31
. نه در چارچوب در بودی نه پشت پنجره که دستهایم را برایت تکان دهم و چشمهایم مات از اشک های نریخته ام باشد این تعریفِ جدیدِ نبودن در هیچ راه رفته ای تابحال اینهمه دردناک نبوده است.
-
میرال خلیلی
یکشنبه 27 خرداد 1403 08:54
قسمت که داده بودم... قسمت هم نشدیم.. ان قسمت قلبت که مرا جای نشاندی نگه اش دار خالی! قالی و فرش رهگذرانش نکنی ای دریغا! تو کجا! عهد کجا ! عهده ی میثاق کجا
-
مهین رضوانی فرد
شنبه 26 خرداد 1403 06:02
میدانی..؟ دلتنگی شبیه تب نیست که دلت را پاشویه کنی شبیه زخم هم نیست که ببندی اش دلتنگی هیچ وقت خوب نمی شود همیشه جای دل کندن ات درد می کند
-
آصف گنجی
چهارشنبه 23 خرداد 1403 10:18
باغ بهار را یادت هست گل های داوودی ، آلاچیق اخر گفته بودی که جلب توجه نکنیم و اساس اختلاف ما همین جا بود من دیوانه صفت میخواستم عشق تو را جار بزنم ولی تو فقط آمده بودی امتحان کنی عشق ندیده بودی که بشناسی اش می دانی جالبی داستان کجاست؟ تو کسی را از دست دادی که عاشقت بود و من ... و من فقط دندان لقم را کشیدم
-
داریوش میرزایی
چهارشنبه 23 خرداد 1403 10:15
عشق تو قافیه شعر من است و دل انگیزتر از مطله این کهنه سرود رقص گیسوی تو با سمفونی ثانیه هاست من اگر چشم تو را شور غزلها نکنم بدترین شاعر این نسل پر از تشویشم
-
علی قاضی نظام
دوشنبه 21 خرداد 1403 12:28
چه کسی می گوید دوران معجزه تمام شده؟ تو پیام آور عشقی و بوی تنت معجزه است... چشم هایت که لذت را در من می کارند معجزه است و دلتنگی بیقرار کننده ات معجزه ترین ... دست هایم را بگیر بوی عطرت را عبور بده از سلول به سلول پوست تنم بگذار تو را ذخیره کنم در خود برای روزهایی که نیستی و لعنت... به تمام روزهایی که نیستی
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 20 خرداد 1403 08:58
به وسوسه ی عشق قلم بدست می گیرم می نویسم... به اندازه ی تمام دلتنگی هایم چشمان دلتنگ می بارد قلم لای دفتر و کاغذ می لرزد دفترم خیس دلم لرزان هستی ام خزان درون اندیشه ام با یاد لب و گیسویت به سر سخن دارم این بار به هق هق قلم می نویسم عشق تو بود و نبودم حسود این نگاهم دلارام...! عشق تو را گنجی گران دارم ...
-
محمد هاشمی
یکشنبه 20 خرداد 1403 08:55
و دوست د اشتنت را می توان از بوی بهار حس کرد ازشکوفه های روی موهایت از عظر حضورت در آغوشم بمان تا آرام بمانم ...
-
فریدون مشیری
شنبه 12 خرداد 1403 09:55
هر روز میپرسی که آیا دوستم داری؟ من جای پاسخ بر نگاهت خیره می مانم تو در نگاه من، چه می خوانی ، نمیدانم اما به جای من، تو پاسخ می دهی ، اری ما هر دو می دانیم چشم و زبان، پنهان و پیدا ، راز گویانند! و آنها که دل به یکدیگر دارند حرف ضمیر دوست را ناگفته می دانند ننوشته می خوانند من دوست دارم را پیوسته در چشم تو می خوانم...
-
سیروان صادقی
چهارشنبه 9 خرداد 1403 08:42
چرا کسی که عاشق است باید برود .... و برگردد و بگوید بهتر از تو پیدا نکردم... این عین منغعت و تنوع طلبگی است... نعنا ندارد کسی مه برود و برگردد.... و با همین جمله کلیشه ای دلبری کند... عزیز جانم... آمدی ولی ... برو... برگرد ... همان جا که تا الان بودی
-
معصومه قنبری
یکشنبه 6 خرداد 1403 08:22
ساده دوستت دارم! چون کش و قوس اندام مرمرین دخترک روستایی که زیر سقف کمرنگ آسمان میان سکوت دشت مهتاب برای در آغوش کشیدنش لحظه شماری میکند....
-
طالب آملی
سهشنبه 1 خرداد 1403 08:10
این سر، که ز اندیشه مرا بر سر زانوست گر بر سر زانوی تو می بود، چه می بود..