-
مریم پور قلی
دوشنبه 31 اردیبهشت 1403 08:23
بگذار صبح گونه هایت را ببوسم عطر نفس هایت مرا سیراب کند بگذار در سرسرای خیالت صبح هایم را با تو به خیر کنم....
-
خورخه لویس برخس
شنبه 29 اردیبهشت 1403 18:36
پای هر خداحافظی محکمباش کم کم یاد خواهی گرفت اینکه عشق تکیه کردن نیست. رفاقت ، اطمینان خاطر. و یادمیگیری که بوسه ها قرارداد نیستند و هدیه ها معنی عهد وپیمان نمی دهند یاد میگیری که می توانی تحمل کنی که محکم هستی که خیلی می ارزی و می اموزی ومی اموزی با هر خداحافظی یاد میگیری...
-
محمود دولت ابادی
یکشنبه 23 اردیبهشت 1403 08:24
" عشق " نه ادمیزاد است و نه جانوری بیرحم و درنده نه چشم های هیز دارد و نه چنگال اماده عشق یک حال خوب است برای .... تاب زخم های وامانده...!
-
نوشین جمشیدی
سهشنبه 18 اردیبهشت 1403 08:31
موهایم بر شانه ام رها عطر شکوفه های نارنج و پرتغال پای درخت اردیبهشت موهایم بافته ... عاشق شبهای مرداد گیلاس های سیاه موهایم موج موج شرابی نگاهت مست آغوش آفتاب آذر موهایم کوتاه ... رنج نداشتن دستهایت در نوازش شبهای سرد دی ماه موهایم ...آه ... موهایم
-
معصومه صابر
دوشنبه 17 اردیبهشت 1403 08:19
خیال " بال ادمی ست خیال " زنجیر ادمی ست تا زبانت را برای چه ذکری آفریده باشد! تا کدام خیال خیال چه چیزی را خیال چه کسی را در دل پرو بال دهی خیال کن عشق نام داری اینچنین بال خواهی بود بر شانه های خویش و بر شانه های دیگری ...
-
فرشید عسکری
دوشنبه 17 اردیبهشت 1403 08:13
تنهایی! شاید نگاه سرد مردی است که هیچ نگاهی گرمش نمی کند یا پک زدن سیگار زنی باشد با رژ لب غلیظ یا میز دو نفره با یک صندلی خالی تنهایی آرزئهایی بود که در نطفه سقط شد
-
مریم ملک دار
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1403 14:25
بوی صبح میدهی و کنجشک ها در خنده هایت پرواز می کنند حسودی ام می شود به خیابان ها و درخت هایی که هر صبح بدرقه ات می کنند حسودی ام می شود به شعرها و ترانه هایی که می خوانی خوشا به کلماتی که در ذهن تو می چرخند
-
سلمان ساوجی
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1403 14:18
گره موی تو بندی ست که بر پای دل است
-
شمس لنگرودی
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1403 08:15
دوست دارم در این شب دلپذیر عطر تو چراغ بینایی من شود و محبوبه شب راهش را گم کند دوست دارم شب لرزان از حضورت پایش بلغزد در چاله ای از صدف که ماهش می خوانند و خنده آفتاب دریا را روشن کند اما نه آفتاب است و نه ماه عصر گاهی غمگین است و من این همه راجمع کرده ام چون دلتنگ توام
-
لیلا زند
سهشنبه 4 اردیبهشت 1403 15:42
میخوانمت از حوالی نفس های مسیحایی باران از بند بند شعر و قافیه و می سپارمت به نسیم که هرم نفس هایت حیات میبخشد عشق را
-
جبران خلیل جبران
سهشنبه 4 اردیبهشت 1403 15:40
عشق آمد و شولای سبزش را به روی دلم کشید دلم بیدار شد ، شکوفه داد و خندید بی آنکه حدس زده باشم دیواره های دلم فروریخت و من مبتلا شدم به عشق مبتلا شدم به همه چیز و همه کس
-
نیکی فیروزکوهی
شنبه 1 اردیبهشت 1403 13:50
سر بگذار بر درد بازوان من دست نگاهم را بگیر مرا دچار حادثه ای کن که باعشق نسبت دارد من عجیب از روزگار رنجیده ام
-
مینا گرزین
پنجشنبه 30 فروردین 1403 08:40
دستانم را بگیر من اهل تقاضا و ارزوها نیستم اهل کوه کندن ها دوختن زمین و زمان ها و پرداختن جان ها نیستم من اهل هیچ چیز نیستم جز تو فقط کمی دستانم را بگیر
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 30 فروردین 1403 08:14
مثل یک شعر مرا در تنگ در آغوش بگیر که هوای غزلم سخت شبیه تن توست
-
فریدون مشیری
سهشنبه 28 فروردین 1403 08:25
من اینجا ریشه در خاکم من اینجا عاشق این خاک، اگر آلوده یا پاکم من اینجا تا نفس باقیست می مانم من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم امید روشنایی گرچه دراین تیرگی ها نیست من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم
-
حاتمه ابراهیم زاده
دوشنبه 27 فروردین 1403 08:08
مدت هاست می خواهم بگویم دوستش دارم اما شما که غریبه نیستید رویش را ندارم می خواهم بگویم عاشق چشمانت شده ام اما شرم می کنم می ترسم بگویم بوئنت حالم را خوب می کند صدایت زیباترین اهنک شب هایم می شود می ترسم بگویم او هم ماندنی نباشد ادم ها را که می شناسی تا بوی دوست داشتن به مشامشان می رسد هنوز نیامده هوای رفتن به سرشان...
-
فریبرز مقدسی
سهشنبه 21 فروردین 1403 14:45
تنگنای آغوشت آتشکده ی دم و بازدم های من است به دیرینگی نخستین بوسه و سرخ ترین پدیده که به یاد بود نیاکانمان در آعوش زمین نهفته است
-
علیرضا اسفندیاری
یکشنبه 19 فروردین 1403 08:26
آفتاب را دوخته ای به لبهایت ادم دوست دارد هر روز خورشیدش از لب های تو طلوع کند ادم اگر ادم باشد دوست دارد روی لب های تو جان بکند
-
آنا کیا جمالی
شنبه 18 فروردین 1403 08:34
بی تاب می کند دل در تب و تاب شیدایم را پنج شنبه های بی قرار باز کن پنجره را و دوستت دارم ها را سخاوتمندانه بر من خیرات کن تا دمیدن روحی تازه تا یافتن جانی دوباره
-
کیاجمالی
سهشنبه 14 فروردین 1403 08:31
برای از تو سرودت اندیشه را احتیاج نیست چشکانت الهام شعرند لبخندت اما وامدار مهربانی لکنت شعر به مدد خاطرات ترانه می شود و پینه می دوزد به جان
-
سیمین بهبانی
شنبه 11 فروردین 1403 09:19
ستاره دیده فرو بست و ارمید بیا شراب نور به رگ های شب دوید بیا ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا شهاب یاد تو در اسمان خاطر من پیاپی از همه سو خط زر کشید بیا زبس نشستم و با شب حدیث غم گفتم ز غصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار بهوش باش که هنگام آ« رسید بیا به گام...
-
غسان کنفانی
پنجشنبه 9 فروردین 1403 10:26
به کسی که برایت نمی نویسد مزاحم روزهایت نمی شود. درباره ات نمی خواند مهم ترین تاریخ های تو را حفظ نمی کند . زندگی ات را پر از کارهای شگفت انگیز نمی کند وابسته نشو
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 فروردین 1403 21:37
تو را میخواهم ... برای پرسه زدنهای شب عید ، نشان کردن یک جفت ماهی قرمز ! تو را میخواهم برای صبح ، برای ظهر ، برای شب ، برای همهی عمر ...
-
فریدون مشیری
یکشنبه 27 اسفند 1402 08:21
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم بنشین که با من هر نظز با چشم دل یا چشم سر هر لحظه خود را مست تر از روی زیبایت کنم بنشینم و بنشانمت انسان که خواهم خوانمت وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم بوسم تو...
-
ترانه آهنگ گروه سیریا
دوشنبه 21 اسفند 1402 08:43
ای همون شعرن که یادم نی که توش دلی دلی میکردم مینشسم دم دریا تو دل دریا سی میکردم همون شعرن که یادم نی که توش اهم اوهوم میکردم قبل ای که سیت بخونم کر او تموم میکردم دس چشاتدلی دلی شعر یادم رفت تو موهات دست دلی دلی شعر یادم رفت میام تا نزدیک لبات دلی شعر یادم رفت ای به قربون صدات هی همه عمر برندارم سر از این خما ر مستی...
-
معین دهاز
شنبه 19 اسفند 1402 13:54
تنهایی من تنهایی غنچه ایست که زمستان باز شد...
-
محمود درویش
شنبه 19 اسفند 1402 13:53
و جای تو خالی می ماند و جای خالی تو زیباترین حاضران است
-
عطارنیشابوری
سهشنبه 15 اسفند 1402 13:43
قلبی است مرا در بر رویی است مرا چون زر این قلب که برگیرد زان روى چه برخیزد تا در تو نظر کردم رسوای جهان گشتم آری همه رسوایی اول ز نظر خیزد گفتی چو منی بگزین تا من برهم از تو آری چو تو بگزینم، گر چون تو دگر خیزد بیچاره دلم بی کس کز شوق رخت هر شب بر خاک درت افتد در خون جگر خیزد چو خاک توام آخر خونم به...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 اسفند 1402 18:46
,وقتی میای چیزی بگو که بد جور دلتنگتم بیش از تصورت بیش از چیزی که حس میکنی میدانم با وجود این همه فاصله باز هم میای پس چیزی بگو
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 اسفند 1402 08:20
دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد رخ فرسوده ی زردم غم صفرای تو دارد سر من مست جمالت دل من دام خیالت که ردیده نثار کف دریای تو دارد ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد غلطم کر چه خیالت به خیالات نماند همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد گل صد برگ به بیش تو فرو ریخت ز خجلت که گمان برد...