-
محمد شیرین زاده
دوشنبه 19 شهریور 1403 08:47
بافتن موهای یک زن را باید به دستان مردی سپرد که عاشقانه دوستش دارد چرا که او بیش از هر کسی در پیچ و تاب آنها جان داده است...
-
محمد علی بهمنی
یکشنبه 18 شهریور 1403 13:31
با همهی بی سر و سامانیام باز به دنبال پریشانیام . طاقت فرسودگیام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنیام . آمدهام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظهی طوفانیام . دلخوش گرمای کسی نیستم آمدهام تا تو بسوزانیام . آمدهام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانیام . ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانیام . خوبترین حادثه...
-
نرگس صرافیان
سهشنبه 13 شهریور 1403 16:14
دلم برای پریدن و عاشقانه دویدن ر زوی جوی گذشتن غم زمانه ندیدن دلم برای رهایی چونان نسیم وزیدن چو کودک از همه دینا به کام خویش رسیدن دلم گرفته که قدری به حال خویش بمانم و هیچ چیز نفهمم... و هیچ چیز ندانم..
-
نرگس صرافیان
یکشنبه 11 شهریور 1403 10:49
باتو خوشبخت ترین آدم ِاین قافله ام گم نشو ،دور نشو بی تو جهانم خالیست بی تودنیای من از درد به هم می پیچد بی توسهم من از این حادثه ، بی اقبالیست !
-
حمید بیرانوند
جمعه 9 شهریور 1403 09:28
در لا به لای موهای تو شعرهای قشنگی نشسته است با سر انگشت قلم یکی یکی ... موهایت را ورق میزنم شعر میخوانم و ارام میگیرم
-
داریوش حسن پور
پنجشنبه 8 شهریور 1403 10:27
در من! مغلوب ترین مرد جهان از اعترافی که هیچگاه نکرده ام در تو! فاتح ترین زن از انکاری که هیچ گاه نکرده ای در من و تو جنگ پنهانی است که هیچ گاه شروع نکرده ایم!
-
الناز عباسی
پنجشنبه 8 شهریور 1403 10:25
شبیه جرقه ای کوچک ذهنم را با شریان های عاشقی پیوند میدهی و برای دوست داشتنی ابدی شعله ور می کنی ..
-
ولی صادقی
سهشنبه 6 شهریور 1403 14:36
حالا که جان ما شده ای احتیاط کن!
-
محمد شفیعی کدکنی
دوشنبه 5 شهریور 1403 21:56
کنار باور سبز صنوبرها میان شمعدانۍها و شبدرها جهان در لحظهاے زیباست اگر این ظلمت و زنگار که میبندد ره دیدار، بگذارد... تمام روشنائی نامهے باران مدیح رستگاری هاست اگر این دیو و این دیوار بگذارد...
-
مریم رضایی
یکشنبه 4 شهریور 1403 13:26
پنجشنبه های بی تو سرد است سرد ،، آنقدر که نه چای گرمت میکند نه شراب نه خاطرات نه شعر نه آتش و نه مرداد ,,, پنجشنبه ها فقط یک سلام میخواهد از لبهای تووو .....
-
مولانا
یکشنبه 4 شهریور 1403 13:25
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در میکده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش دلدار که گفتا به توام دل نگران است گو میرسم اینک به سلامت نگران باش تا بر دلش از غصه غباری ننشیند ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک جهدی کن و سرحلقه رندان...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 1 شهریور 1403 09:05
بس که من با درد هجرانت مدارا کرده ام خویش را در حلقه ی عشاق رسوا کرده ام درد را بی گفتگو باید به اهل درد گفت در غمت با شمع زین رئ گفتگوها کرده ام اشک را گفتم چرا میریزی ای دیوانه گفت: روزن امیدی از این گوشه پیدا کرده ام منت از خوبان کشیدن شیوه ی آزادگیست زین سبب ، قامت خم از بار تمنا کرده ام با "صفا" گقتم که...
-
محمد رضا پاداش
سهشنبه 30 مرداد 1403 08:35
قرارمان این بود همان کافه همیشگی تو بیایی خوشبختی بیاید امید هم دعوت بود حالا سالهاست تنها نشسته ام روی صندلی پسویده دلتنگی عزیزم این میز دلش تو را می خواهد بیا و بنشین با شکلات داغ نگاهت کامم را شیرین کنم توام از قهوه نگاه من کمی بچش تلخی انتظار را
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 28 مرداد 1403 11:00
آنقدر "دوستت دارم"ها "دلتنگى"ها "خاطرات" به زبان هاى گوناگون روى قلم ها چرخیده که ترجیح میدهم قلم را زمین بگذارم و تمامِ آشوب هاى دلم را کنارِ گوشَ ت نجوا کنم بودنت را لازم دارم، براى چند دقیقه ابرازِ دلتنگى... دیگر کافیست، هر آنچه خواندى و به رویَت نیاوردى!
-
مهسا رضایی
یکشنبه 28 مرداد 1403 10:59
پیراهنی هستی منقش به عشق! در برم بگیر ای ستار جراحات من ملبس به توام و تو مرا شاملی غرق کن اندک منی را در کثرت خویش...
-
سیمین کشاورز
شنبه 27 مرداد 1403 08:46
باید تو را از میان این کلمات بیرون بیاورم در آغوش بگیرم و برایت از وطنی بگویم که در میان بازوهای تو جا ماند و از خانه ات در قلبم که هر روز به شمعدانی های پشت پنجره اش اب میدهم تا روزی تو کلید بیاندازی و نور به خانه برگردد
-
فروغ فرخزاد
پنجشنبه 25 مرداد 1403 09:42
این روزها هستی و نیستی و میان بی حواسی های معلقم قدم میزنی تو را می گردم در میان تما کسانی که شبیه تو نیستند و سراغ تو را از شلوغ ترین خیابان های شهر می گیرم نیستی که نیستی و من بی حواس ترین زن دنیا که هر چه می کنم حواسم از تو پرت نمی شود که نمی شود
-
سعید هلیچی
چهارشنبه 24 مرداد 1403 08:43
در روزگار ویرانی و تباهی در سرزمین آغشته به سیاهی بودنت امیدی ست وجودت رازیست برای زیستن برای عاشقانه مردن..
-
محیا زند
چهارشنبه 24 مرداد 1403 08:41
برایش جایی پنهانی نوشته بودم با شما همه چیز زیباتر است دل یار من! شب ها روشن کلاغ ها رنگی و زندگی مثل همان شربت آلبالوی خنکی که وسط چله تابستان زیر نور تیز آفتاب خورده می شود با شما دوست داشتن چیز مطلوبیست...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 22 مرداد 1403 08:38
;کاش میشد روز هر گلبرگ عشق زندگی را با اقاقی ها نوشت کاش میشد مثل باران میشدیم ساده و پاک و صمیمی چون نسیم کاش میشد همسفر با مهربانی عاشق فصل بهاران میشدیم کاش میشد با ترنم های گرم یک دعا چون پرستو ، میهمان آسمانها میشدیم کاش دستی میرسید بر سایه های بی کسی تا که عاشق تر ز باران میشدیم کاش ما را قدرت پرواز بود کاش دل...
-
راضیه عبدی
یکشنبه 21 مرداد 1403 14:08
تو خستگی را لای انگشتانت دود میکنی من زندگی ام را پای چشمانت عاشقی را که جار نمی زنند بعد از تو از تمام اینه ها بیزارم|!
-
حسین پناهی
یکشنبه 21 مرداد 1403 14:06
آن روزها من به سلیقه ی کسی که دوستش داشتم سر تا پای زندگیم را ابی کرده بودم ابی ابی آبی به رنگ دریا و ناگهان! یک روز او را دست در دست کسی دیدم که سر تا پایش زرد بود من شنا نمیدانستم دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم و غرق شدم در دریای بی بیکرام رویاها و کابوسها..!
-
مینو پناهپور
پنجشنبه 18 مرداد 1403 08:20
خورشید را بر کدامین پیراهن آبی آسمان دوخته ایی که آغوش خالیم هر صبح مشتاقانه به یادت گرم می شود امروز را خورشید باش و بر خانه ی ابری دلم بیشتر بتاب ...
-
امیر افشار
چهارشنبه 17 مرداد 1403 16:22
زادگاه عاشانه هایم قلب توست که آنجا بساط عشق بر پا کرده ام تا در کرانه های بی پایان آغوشت دوست داشتنت را زندگی کنم
-
فروغ
چهارشنبه 17 مرداد 1403 11:40
تو را در بازام خویش خواهم دید سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسارتو خواهد شد تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت برایت شعر خواهم خواند برایم شعر خواهی خواند تبسم های شیرین تو را با بوسه خواهم چید وگر بختم یاری کند در آغوش تو ای افسوس!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 مرداد 1403 13:55
در زندگی گاهی باخته ام گاهی با کسی ساخته ام گاهی گریه گرده ام گاهی بخشیده ام گاهی فریب خورده ام گاهی افتاده ام گاهی در تنهایی مرده ام اما حال زمانش رسیده که بگویم من از تمام این ها آموخته ام اکنون خوشحالم که خودم هستم شاید ساده باشم اما صادقم و من برای همیشه خودم هستم
-
لیلا صابری منش
سهشنبه 16 مرداد 1403 13:52
می نویسم امشب تمام تو را واژه ها همدیگر را در آغوش کشیدند از بی تابی من ستاره ها می رقصند آسمان جشن گرفته مرا آرام نمی کند این بزم همه ی کهکشان فهمید چقدر آغوشت را کم دارم تو هم امشب مرا در خوابت تعبیر کن شاید ارام بگیرم
-
ایلهان برک
یکشنبه 14 مرداد 1403 09:01
در من گره بخور هر ساعت از روز هم که شد مرا درگیر صدایت نفست مرا درگیر حافظه ات کن من تو را دوست دارم
-
حامد رجب پور
شنبه 13 مرداد 1403 15:51
من از سیاهی موهای تو تاب میخوردم و زیر گرمای نگاه تو روی پیشانیم عرق مینشست مادر بزرگ در کف دست های تو بهار نارنج میاورد و مادر از کنار مژگان تو میگفت : عزیزم نیفتی! من گفتم دوستت دارم اما کار توت فرنگی لبهای تو بود کدام صلیب سرخ مرا پناهنده خواهد کرد؟ من تنها اسیری خواهم بود که توی استرتگاه تو به شکنجه راضیست و این...
-
عارف اخوان
شنبه 13 مرداد 1403 08:41
از تو می گویم و شب سیاه می گریزد سلام ای همیشه صبح! سلام طلوع وفا! چنان بر من بتاب که ذره ای تاریکی در تقویم روزهایم تیک نخورد تو که نیم نگاهت ترجمان خورشید است..!!