-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 مهر 1393 08:18
تو را نگاه می کنم خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند! بیدار شو با قلب و سر رنگین خود بدشگونی شب را بگیر تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود زورق ها در آب های کم عمقند... خلاصه کنم: دریا بی عشق سرد است! جهان این گونه آغاز می شود: موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند (تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی و...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 مهر 1393 07:54
خورشید را می دزدم فقط برای تو ! می گذارم توی جیبم تا فردا بزنم به موهایت فردا به تو می گویم چقدر دوستت دارم ! فردا تو می فهمی فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت. می دانم ! آخ ... فردا ! راستی چرا فردا نمی شود؟ این شب چقدر طول کشیده چرا آفتاب نمی شود؟ یکی نیست بگوید خورشید کدام گوری رفته؟
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 مهر 1393 07:50
همین که عشق باشد آن هم در حوالی تو هر چقدر هم که پاییز باشد بهاریترین هوا سهم من است …
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 مهر 1393 07:49
ســرم را نــه ظلــم مــی تــواند خــم کنــد، نــه مــرگ، نــه تــرس ! ســرم فقــط بــرای بــوسیــدن دســتهــای تــو خــم مــی شــود ...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 مهر 1393 10:47
از بیان احساسات پاکم هراسی ندارم می نویسم هر آنچه را که در قلبم بارور شده است نام تو را که تکرار می کنم قلبم به یکباره می لرزد تو نمی دانی که چقدر دوستت دارم اما برایت می گویم تا بدانی به وسعت آسمان آبی قلبت و به آرامی موجهای دریای نگاهت چرا که عشق تو سرلوحه قلبم است و وجودت آرامش بخش روح و جانم می دانی چه چیزی آرزوی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 مهر 1393 10:46
کلبه ای می سازم ... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیبایی دل تنهای تو باشد پنجره هایش از عشق سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم همه ی دلخوشی ام بودن توست وچراغ شب تنهایی من نور چشمان تو است کاشکی در سبد احساسم شاخه ای مریم بود...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 مهر 1393 10:45
یک روز می بوسمت ! یک روز که باران می بارد، یک روز که چترمان دو نفره شده یک روز که همه جا حسابی خیس خیس است ، یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ شده ، ارامتر از هر چه تصورش کنی ، ... ... اهسته می بوسمت....!!!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 مهر 1393 10:44
بر بُلندای قله ی عشق و صداقت نام تورا فریاد می کنم ، امیدوارانه نامت را می خوانم و امیدوارم که مرور زمان ذره ای از عشقت در من نکاهد و گذر ثانیه ها ،افزاینده ی مهر و محبتم به تو باشد . می خواستم زیباترین کلام را به یاری بگیرم ، تا صمیمانه ترین عشق ها را تقدیمت کنم ، ذهنم یاری نکرد . پنداشتم که ساده نوشتن چون ساده زیستن...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 مهر 1393 10:43
یکبار بار خواب دیدن تو، به تمام عمر می ارزد پس نگو! نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست قبول ندارم! گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولی دل دریایی است... تاب و توانش بیش از اینهاست دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد،باشد دوستت خواهم داشت، بیش از دیروز باکی ندارم از هیچ کس و هر کس که تو را دارم عزیز!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 مهر 1393 10:40
دوستت دارم قطرات منقوش بر پنجره ی زندگی است خالق نقش طراوت دوستت دارم تحجر را به قاب تفکر فرو می برد دوستت دارم بر سطح یکنواخت سیاه و سفید زندگی برجستگی امید میدهد دوستت دارم میچکاند اشک شوق را از درون چشمان سیمی بی احساس دوستت دارم حلقه ی اتصال دلهاست در کویر بی نقش خیال سرد دوستت دارم طراوت می دوزد بر پیراهن تنهایی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 16 مهر 1393 08:39
ماهی ِ تُنگ کوچکی هم اگر بودم فراموشم نمیشد دریا... هیچ موجودی نداشتههایش را فراموش نمیکند. (از محمد مرکبیان) **** و گم شده من عشق بود. و من چقدر عاشق بودم. از تو برای همه چیز ممنونم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 15 مهر 1393 12:32
در میان باور همه که کوچه های عشق خالی از تک درخت های عاشق است، من درختی یافته ام که هر روز بر روی پیکره اش مشق عشق با نوک مهر می زنم، در میان باور همه که می گویند اگر از عشق بگویی سکوتی مبهم تو را قورت خواهد داد، ولی من با فریاد عشق در میان این کوچه باغ پر هیاهو فریاد زدم، فریاد زدم که دوستت دارم ای ستاره همیشه مهتابی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 15 مهر 1393 12:29
نه معماری مشهورم نه مجسمهسازی از دورهی رنسانس و مرا نیست تاریخچهای دراز با رخام امّا میخواهم بدانی که دستانم چه کرده با تنِ زیبایت چه کرده در پرداختناش چهها کرده در آراستناش با گلها و ستارهها و شعرها و چگونهاش آذینبسته با نگارههای خطِ کوفی ** نمیخواهم به تواناییام در بازسراییِ تو بنازم به طبعِ خوانشِ...
-
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
سهشنبه 15 مهر 1393 12:24
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که اب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 15 مهر 1393 08:02
به عشق پاک تو سوگند می خورم آری که بی تو می گذرد لحظه ها به دشواری چقدر خسته و بی روح و زرد می گذرند به پیش چشم من این روزهای تکراری ببین چگونه زمین گیر گشته ام بی تو ز بس می وزد از هر طرف گرفتاری اسیر تیره شب بی پناهی و دردم بدون تو منم و این کویر بیزار ی بیا مرا به نسیم تبسمی دریاب تویی که از گل و عطر بهار سرشاری...
-
جز تو همه یعنی هیچ. تو یعنی خود دنیا
سهشنبه 15 مهر 1393 07:55
وقتی که چشات ابره ، پلکات چه مهی داره آفتاب به نگاه تو ، کلی بدهی داره ماه روزا میاد مکتب،پیش مژه نازت بارون شده شاگرد،شب تاسحرسازت پروانه میاد دورت،تنها واسه مردن مردن پیش چشم تو،یعنی همیشه بردن دریا شنیدم عصرا،موتومیزنه شونه راستی دیگه فهمیدم، محض چی پریشونه پیش یه نگاه تو،کوها همیشه مومن بیچاره گلا پیشت،یک عمره که...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 15 مهر 1393 07:51
ز هر لیوانی که آب نوشیدم طعم لبان تو و پاییزی که تو در آن به جا ماندی به یادم بود فراموشی پس از فراموشی امّا چرا طعم لبان تو و پاییزی که تو در آن گم شدی در خانه مانده بود ؟ ما سرانجام توانستیم پاییز را از تقویم جدا کنیم امّا طعم لبان تو بر همه لیوانها و بشقابها حک شده بود لیوانها و بشقابها را از خانه بیرون بردم کنار...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 15 مهر 1393 07:49
از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توام آنچنان محو تو گشتم که در آغوش توام یکدم از دل نبرم یاد دلاویز تورا گرچه چون عشق ز دل رفته فراموش توام نگه گرمم و در چشم سخنگوی توام هوس بوسه ام و در لب خاموش توام همچو اشکی که ز جان ریخته در دامن تو چون صدایی که ز دل خاسته در گوش توام پای تا سر همه طوفانم و آشفتگیم بحر پر موجم و...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 مهر 1393 22:35
گر چه با یادش ، همه شب تا سحر گاهان نیلی فام ، بیدارم گاهگاهی نیز ، وقتی چشم بر هم می گذارم خواب های روشنی دارم ، عین هشیاری آنچنان روشن که من در خواب دم به دم با خویش می گویم که : بیداری ست بیداری ست ، بیداری اینک ، اما در سحر گاهی ، چنین از روشنی سرشار پیش چشم این همه بیدار، آیا خواب می بینم ؟ این منم ، همراه او ؟...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 مهر 1393 22:33
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 مهر 1393 22:32
عشق به شکل پرواز پرنده است عشق خواب یه آهوی رمنده است من زائری تشنه زیر باران عشق چشمه آبی اما کشنده است من میمیرم از این آب مسموم اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هرلحظه زنده است من میمیرم از این آب مسموم مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یه پرنده است تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار دروغ این صدا را به گور قصهها...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 13 مهر 1393 22:16
ازت متشکرم دیوونهی من از اینکه چشم به این دنیا گشودی از اینکه پا تو زندگی م گذاشتی از اینکه پا به پام همیشه بودی ازت ممنونم ای تنهای عاشق که یادم دادی دستاتو بگیرم اجازه دادی با تو همنشین شم تو جون دادی به این احساس پیرم ازت متشکرم دیوونهی من ازت متشکرم دیوونهی من کسی جز تو، تو قلبم جا نمیشه تو پای عشق و به...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مهر 1393 18:40
بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنتو از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنتو واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا بغلم کن تا نمیرم بی تو، تو دستای سرما مثل دامن فرشته شب ما قدیس و...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مهر 1393 15:33
باهم زندگی نمیکنیم... اما از حال هم باخبریم بدون هیچ ارتباطی... بهم فکر میکنیم بدون آنکه بخواهیم... غصه همدیگر را داریم و میخوریم ولی کاری از دستمان بر نمی آید... شک ندارم که توهم مثل من شبها بیداری و روزها غرق در باران .... میدانم...حس میکنم...زمانی را که برایم دلتنگی....درست همانطور که در اوج دلتنگیم از من با خبری...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مهر 1393 15:19
ب ذار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی بذار خیال کنم تو دلتنگیات غروب که میشه یاد من میفتی تویی که قصه طلوع عشقو گفتی و دوست دارمو نگفتی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مهر 1393 15:17
من از این که تو خوشبختی نه آرومم نه دلگیرم یه جوری زخم خوردم که نه می مونم نه می میرم تمام آرزوم این بود یه رویایی که شد دردم یه بارم نوبت ما شد ببین چی آرزو کردم یه عمره با خودم می گم خدا رو شکر خوشبخته خدا رو شکر خوشبختی چقدر این گفتنش سخته نه این که تو نمی دونی ولی این درد،بی رحمه یه چیزایی رو تو دنیا فقط یک مرد می...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مهر 1393 13:34
چشم زیبای تو آهوی فراوان دارد هرکه عاشق بشود رو به بیابان دارد رقص گاهی به غزل های تو در می ماند بلخ تا قونیه صد شاعر پنهان دارد هرکه با چشم تو درگیر شود می داند ماه با چشم توعمری است که جریان دارد حاضرم جای تو هر روز به دارم بکشند عشق صد پنجره انگار به عرفان دارد ترسم از گرگ بیابان تنت نیست ولی شیر چشمت هوس خوردن...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مهر 1393 07:55
ازم دوری اما دلت بامنه ازت دورم اما دلم روشنه تو چشمای تو عکس چشمامه و تو چشمای من عکس چشمای تو تو این لحظه هایی ک دورم ازت همه خاطره هامونو خط ب خط دوباره از اول نگاه میکنم دارم اسمِ تو هی صدا میکنم . . کی گفته از عشق تو دست میکشم دارم با خیالت نفس میکشم چ حس عجیبی چ آرامشی تو هم با خیالم ... نفس میکشی میدونم تو هم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مهر 1393 07:48
به اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیست کنـــــار سینی چــــای تـــــو اصلا قند لازم نیست همیشـه دوستت دارم ـ بــــــــه جــــــان مــادرم ـ امــــا تو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیست به لطف طعم لبهای تو شیرین می شود شعرم غــــزل را با عسل می آورم ،هرچند لازم نیست مرا دیوانــــه کردی و هنــــــــوز از من...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 مهر 1393 07:45
میخواهم امشب شاهد حیرانییم باشی میخواهم امشب باشی و تو حامییم باشی میخواهم از بس عاشقت هستم بدانی من دوست دارم تا ابد زندانییم باشی از دوریت تب کرده ام بانو.......عزییزم وقتی نباشی علت بیجانییم باشی بیمار بی دارو علاجش سخت باشد میخواهم امشب شربت درمانییم باشی از شعرهای ناب ناگفته بگوییم و طبق معمول مصرع پایانییم باشی