-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 10:20
آغوش من فقط اندازه تــو جا دارد اگــر خـــوب گوش کنـــی این ضربان های تند تند و پی درپی قلبم را میشنوی تـــو را فریــاد می زنند... مخاطب کلامــم که هیــچ مخــاطب ضربان های قلبم هم تویـــــی
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 10:19
وقتی که می گویی دوستت دارم خوب به این جمله فکر کن شاید نوری را روشن کنی که با خاموش کردن آن ، به خاموش شدن او ختم شود
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 10:04
وقتی که می گویی دوستت دارم خوب به این جمله فکر کن شاید نوری را روشن کنی که با خاموش کردن آن ، به خاموش شدن او ختم شود
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 10:54
عاشقت باشم میمیرم یا عاشقت نباشم ؟ نمیدانم کجا میبری مرا همراهت میآیم تا آخر راه و هیچ نمیپرسم از تو هرگز . عاشقم باشی میمیرم یا عاشقم نباشی ؟ اینکه عاشقی نیست اینکه شاعری نیست واژهها تهی شدهاند بانوی من ! به حساب من نگذار و نگذار بیتو تباه شوم ! با تو عاشقی کنم یا زندگی ؟ در بوی نارنجی پیرهنت تاب میخورم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 اردیبهشت 1393 10:52
زمستان را فقط به خاطر تو دوست دارم به خاطر لباسهای گرم زمستانیات که هرچه سردتر میشود زیباترت میکنند به خاطر پالتوی کمرتنگی که قدت را بلندتر نشان میدهد به خاطر آن پلیور سفید یقهاسکی که محشر میکند و هر بار که میپوشیاش مثل گلی که باز شود در برف چهرهات میشکوفد از یقهی تنگش به خاطر آن شال گردن کشمیر که جان...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:26
تو اگر نبودی ای درخت سبز سبزه و گل و بهار هم نبود این هوای خوب و سایههای خیس در کنار جویبار هم نبود تو اگر نبودی ای درخت سبز شاخهای نبود و لانهای نبود بر لب پرنده روی سیم برق شوق خواندن ترانهای نبود تو اگر نبودی ای درخت سبز زندهای نبود و زندگی نبود باد را به بهانهای و زندگی مرغ را پر پرندگی نبود رقص برگهای تو...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:26
یکی باید باشد یکی که آدم را صدا کند به نام کوچکاش صدا کند یکجوری که حال آدم را خوب کند یکجوری که هیچکس دیگر بلد نباشد یکی باید آدم را بلد باشد ...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:25
رخش، گاریکشی میکند رستم، کنار پیادهرو سیگار میفروشد سهراب، ته جوب به خود میپیچید گردآفرید، از خانه زده بیرون مردان خیابانی برای تهمینه بوق میزنند ابوالقاسم برای شبکه سه، سریال جنگی میسازد وای ... موریانهها به آخر شاهنامه رسیدهاند ::: محبوبیت احمد شاملو کفرم را درمیآورد او با این که مرده است هم کتابهایش...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:23
ما خانه نداریم ماشین نداریم ما کنج دنج هیچ جایی را نداریم اما تمام جزیرههای کوچک این شهر را برای یک بوسه کشف کردهایم
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 اردیبهشت 1393 15:21
مزهی عشق به این خوف و رجاهاست رفیق ! عشق سرگرمیاش آزار و تسلاست رفیق ! قیمت یک سحر آغوش چشیدن، صد شب گریه و بغض و تب و آه و تمناست رفیق ! نشدم راهی این چشمه که سیراب شوم تشنگی خاصترین لذت دنیاست رفیق ! بارها تا لب این چشمه دویده است دلم آبش اما فقط از دور گواراست رفیق ! اسم آن روز که نامیدهای اش روز وصال در...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 11:34
گوشی را بردار، دارد دلم زنگ میزند از اهن نیست اما در هوای تو خیس از بارانی که می دانی از اسمان کجا باریده است دارد زنگ میزند گوش کن چگونه از همیشه بلندتر مانند طنین یک فریاد صدای زنگ پیچیده در اتاقت دلم دارد زنگ میزند گوشی را بردار
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 10:08
چشمانم نگاهت را ، نگاهم لبانت را و لبانم لبانت را نشانه میرود، در طلب یک بوسه هنوز هم زیباست انتظار اغوشت را کشیدن حتی زیباتر از گذشته.
-
قشنگه
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 11:39
من عاشقانه دوستش دارم و او عاقلانه طردم میکند منطق او حتی از حماقت من هم احمقانهتر است
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 11:38
دلم برایت یک ذره است کی میشود که ساعت وقارش را با بیقراری من، عوض کند عقربههای تنبل ! آیا پیش از من به کسی که معشوق را در کنار دارد قول همراهی دادهاید ؟ در آسمان آخر شهریور حتی ستارهای هم نگران من نیست به اتاق برمیگردم و شب را دور سرم میچرخانم و به دیوار میکوبم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 11:35
طرح اندام تو انگیزه معماریهاست دلت آیینه ایوان طلاکاریهاست باید از دور به لبخند تو قانع باشم اخم تو عاقبت تلخ طمعکاریهاست جای هر دفتر شعری که در آن نامت نیست توی تاریکترین گوشهی انباریهاست نفس باد صبا مشکفشان هم بشود باز بوی خوش تو رونق عطاریهاست با تو خوشبختترین مرد جهان خواهم شد گرچه این خواستهی قلبی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 11:35
دموکراسی این نیست که مرد نظرش را دربارهی سیاست بگوید ، و کسی هم به او اعتراض نکند دمکراسی این است که زن نظرش را دربارهی عشق بگوید و کسی هم او را نکشد ! ::: هر گاه مرا با دشنهی کلماتت زخمی میکنی به من میگویی : اگر بچگی کردم مرا ببخش ! ببینم تو تا کی میخواهی از مادری من سوءاستفاده کنی تا کی ؟! ::: همهی شهرهای...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 10:57
عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه همنشین خلوت غمگین آه عشق گاهی شور رستن در گیاه عشق گاهی غرقه ی خورشید در...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 00:31
دل من چه خردسال است ساده می نگرد، ساده میپوشد دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است ساده می افتد، ساده می شکند، ساده میمیرد دل من تنها سخت میگیرد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 20:50
دل من چه خردسال است ساده می نگرد، ساده میپوشد دل من از تبار دیوارهای کاهگلی است ساده می افتد، ساده می شکند، ساده میمیرد دل من تنها سخت میگیرد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 20:28
همخونگی فقط زیر یک سقف بودن نیست گاهی از دار دنیا فقط یه قلب داری که اونم سقفش شکسته واون میشه مثل یک خونه واست عین یک خونه واقعی برات ارامش بخشه اون وقته که یا د اون تو خونه قلبت ، میشه بهترین همخونه واست
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 12:20
چشم های تو حکایت همان شقایقی است که سهراب میگفت اری تا شقایق هست زندگی باید کرد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 12:18
اسمش را هر چه می خواهند بگذارند من بوی عرق تن تو را با تمام گلهای بهشت عوض نمیکنم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 12:05
اسکله ناز چشات حریم امن قایقم تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم گرمی دستای تو رو به صد تا دنیا نمیدم هر وقت که یارم تو بودی بی کسی رو نفهمیدم تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو میکشم ولی بازم رو میله هاش عکس چشاتو میکشم ای قصه بی سر و ته، شعر بدون قافیه برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه اه ای نت هشتم من صدای سیم اخرم یه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 10:09
مرا با این بالش و این دو تا ملافهوو این سه تا شکلات روی میزت راه می دهی? می شود وقتی می نویسی، دست چپت توی دست من باشد، اگر خوابم برد، موقع رفتن مرا روی میز جا نگذاری دلتنگت می شوم، وقتی نیستی می خواهم بدانم چه پوشیده ای و هزار چیز دیگر ، تو بگو، چطور به خودم و خدا کلافه بپیچم ، تا بیایی خنده های تو کودکی ام را به من...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 22:34
بعضی وقتها ادم حس میکنه چقدر دلش تنگه. و هیچ چی هم دلتنگیشو تسکین نمیده الان این حسو دارم. خیلی خیلی دلتنگم. انقدر که هیچ شعری همونمیتونه بیانش کنه. پس هیچی نمیزارم اینجا جز این چیزی که نوشتم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 19:26
دوست داشتن به تعداد دفعات گفتن نیست حسی است که باید بی کلام هم درکش کرد
-
یلی قشنگه. مرسی
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 17:36
بنگر وقتی نامم را بر زبانت جاری میکنی چگونه ساعتهای عمرم را برای نظاره رچی تو به خراج میگذارم. فقط بنگر چگونه در مقابل لبخندت تماموغمهای عالم را بهرجان خریدارم فقط بنگرلحظه جان سپردنم وقتی کهچاغوش تو مکان ارامیدنم باشد. فقط تا ابد در کنارم باش
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 17:25
دستامو تو دستات بگیر، اغوشتو باز کن برام بیا و با نوازشات، دنیارو اغاز کن برام منو بگیر از این شبا، که بی تو دلگیر برام بیا نشون بده یکی خریدارم مونده که میمیره برام اغوشتو ازم نگیر،بهونه ی روز و شبام اگه بگی مسافری میباره روز و شب چشام اغوستو ازم نگیر، بیا تا اخر پا به پام اگه بگی مسافری میباره روز و شب چشام
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 اردیبهشت 1393 10:48
اینده مون اینده ای روشن حرف جدایی رو نزن با من فردای خوبی پیش رومونه دنیا به خوبی تو مدیونه حالا که خوبیت عاشقم کرده این عاشق دور تو میگرده از هر کس و هر چیز بهتر باش با من از اینم مهربونتر باش ترکم نکن ،من بی تو بیمارم، من پیشتم تنهات نمیزارم تا با منی هیچ کس نمیتونه قلب تو رو از غن بلرزونه تا با منی پشت سرت کوهه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 15:44
زیر باران بیا قدم بزنیم حرف نشنیده ای به هم بزنیم نو بگوییم و نو بیندیشیم عادت کهنه را به هم بزنیم و ز باران کمی بیاموزیم که بباریم و حرف کم بزنیم کم بباریم اگر، ولی همه جا عالمی را به چهره نم بزنیم سخن از عشق خود به خود زیباست سخن های عاشقانه ای به هم بزنیم قلم زندگی به دل است زندگی را بیا رقم بزنیم سالکم قطره ها در...