-
از مرحوم گل آقا
شنبه 30 فروردین 1393 07:51
..کفش هایم کو؟! دم در چیزی نیست. لنگه ی کفش من این جاها بود! زیر اندیشه ی این جا کفشی! مادرم شاید این جا دیشب کفش خندان مرا، برده باشد به اتاق که کسی پا نتپاند در آن هیچ جا اثر از کفشم نیست نازنین کفش مرا درک کنید کفش من کفشی بود کفشستان! و به اندازه ی انگشتانم معنی داشت... پای غمگین من احساس عجیبی دارد شصت پای من از...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 فروردین 1393 07:45
با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت با هر چه رود راه تو را می توان سرود بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دست های روشن تو می توان گشود
-
شعر از علی صمدی
شنبه 30 فروردین 1393 07:41
صدایم کن که من پژواک شعری بس دل انگیزم که از فـــــــواره ای بی تاب روی واژه میریزم صـــــدایم کن که احساسم شکوفا میشود آندم که از رویـــــای شیرینم به شوق تو به پا خیزم چو آن ابری که بارانی به زیر چتر خود دارد بــه چشمانت قسم از بـارش احساس لبریزم چه رنگارنگ و زیبا میشود وقتی که شعرم را بـــه مژگانت زنم پیوند و در...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 فروردین 1393 07:29
دیگر تو را میان غزل هایم در قالب خیال نمی خواهم رویای من بدل به حقیقت شو غیر از همین محال نمی خواهم ... یا با تو می رسم به بلندایم یا بی تو محو می شوم از دنیا دریایی و جنون تو را دارم موجم که اعتدال نمی خواهم افسانه نه ! ولی غزلی هستم در اوج عاشقانه گی اش کوتاه در عاشقی شبیه خودم هستم از قصه ها مثال نمی خواهم آینده ام...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 فروردین 1393 07:28
آغوشت طعم طلوع خورشید می دهد با یک فنجون چای داغ پس از بود ن در شبی سرد و طوفانی در آغوشم گیر مثل دوران کودکی تا بفهمم بین این همه شلوغی هنوزهمدیگر را گم نکرده ایم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 فروردین 1393 11:25
یا معامله کنیم! همه دردهای تو مال من دل تنگ من مال تو! من میتوانم همه دردهای عالم را تحمل کنم اگر تو کمی دلتنگ من باشی...!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 فروردین 1393 11:23
کاش دانه های دلم همچو اناری پیدا بود تا می دیدی هر دانه هزار دانه تو را دوست می دارد. کاش لحظه ای در چشم من خود را تماشا می کردی تا باورت شود تا کدامین اوج عاشق توام. هر کجا هستی جایت سبز ،هر چه باشی لبانت پر خنده باد! دوستت دارم ! تا آخرین نفس وجودم ،مانند دیروز ،مانند امروز، تا ته فردا
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 فروردین 1393 11:19
در خاطری که ” تویـــی ” دیگران فراموشند ، بگذار در گوشت بگویم ” میـــخواهــمــــــــت ” … این خلاصه ی ، تمام حرفای عاشقــــانه دنـــیاست …!!!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 فروردین 1393 11:18
دوستش دارم ولی می ترسم بگویم می ترسم بگویم و بگوید: مرسی بگوید: ممنون یا هر چیزی بگوید بجز "من هم دوستت دارم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 فروردین 1393 17:19
ما تهی دستان عاشق پیشه ایم سفره لبخند و نان، ما را بس است باز باران، باز باران روی خاک جرعه ای از آسمان، ما را بس است
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 فروردین 1393 17:18
کجاست دختر پاییز ..... باغ کودکی ات کلاه پوپکـی و سینـه ریــز میخکــی ات دلــم گرفته و دن ب ال خلوتــــی دنجــــم که باز بشکفم از بوسه ی یواشکی ات کــه باز بشکفم و باز بشکفم با تـــو کمی برقص مرا در لباس پولکی ات چقدر خاطره دارم از آن دهان مَلَس زبــان شیرینت بــا لب لواشکـی ات شبـی بغــل کن و بـر سیـنه ات...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 فروردین 1393 17:13
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است تا این غزل شبیه غزل های من شود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهی ترا کنار خود احساس می کنم اما چقدر دل خوشی خواب...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 فروردین 1393 12:59
چقدر خوبه تو رو دارم / چقدر خوبه که اینجایی تویی معنای دوست داشتن / تویی که بی وقفه زیبایی چقدر خوبه تو رو دارم / چقدر خوبه که اینجایی تویی معنای دوست داشتن / تویی که بی وقفه زیبایی با تو آروم و خوشبختم / با تو سرشارم از شادی تو رویایی ترین عشق / همه عالم رو بم دادی همش لطف خدا بود که / به این دیوونه دل بستی برای من...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 فروردین 1393 12:56
من و انتظار و کابوس تنهایی .. من و حس اینکه هر لحظه اینجایی دارم آینه ها رو گم میکنم کم کم .. تو رو هر طرف رو میکنم میبینم نگو از تو چشمام چیزی نمیخونی .. تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی اگه این بهارم بر نگردی خونه .. دیگه چیزی از من یادت نمیمونه منو رها کن از این فکر تنهایی .. تو نرفتی .. نه ! تو هنوزم اینجایی دارم از...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 25 فروردین 1393 09:01
نغمه هایت با دل من آشناست ای نگاه خسته ی دیر آشنا بر دو چشمم خیره شو تا بنگری شعله های سرکش مهر و وفا بر دو چشمم خره شو تا بگسلم بندهای عفت وفرزانگی مست ومدهوش از شراب آن نگاه بهر آغوشت کنم دیوانگی بر دوچشمم هیره شو تا شعله وار لب بر آن لبهای خاموشت نهم بوسمت دیوانه و مست و خراب چهره بر چهرو بناگوشت نهم در میان...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 25 فروردین 1393 08:59
گفتی که میبوسم تو را گفتم تمنا میکنم گفتی اگر بیند کسی گفتم که حاشا میکنم گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در گفتم که با افسون گری او رازسروا میکنم گفتی که تلخی های می گر نا گوارافتد مرا گفتم که با نوش لبم آن راگوارا میکنم گفتی چه میبینی بگو در چشم چون آیینه ام گفتم که من خود را در اوعریان تماشا میکنم گفتی که از بی...
-
حساب و کتاب
یکشنبه 24 فروردین 1393 09:24
هر شب مینشینم پای حساب و کتابم . چند بار گفتهای دوستم داری . چند بار دوستم داشته ای . چند بار بارانی شدهای برای من . چند بار باریده ای . چند بار عارف شدی ، عاشق شدی ، شاعر شدی . چند بار برای نبودنم مردی و زنده شدی . چند بار از آمدنم ناامید شدی . چند بار از رفتنم شکستی . چند بار از دیدنم دوباره بهاری شدی . هر جور...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 فروردین 1393 09:22
وقتی که عشق میرسد از راه آسمان ظلم است اگر که چتر بریزی به پای آن! از پا درآر چکمه و با کفشِ کوچهها همراه برگهای درختان، دوان دوان بی چتر و بی کلاه رها شو! برو... برو... با شور و حال جوی، روان شو! برو! نمان! با طعم ابرهای سپید و سیاه، یا با رنگ و بوی پنجره، با وزنِ ناودان نم نم ردیف و قافیهها جور میشوند تا پیشکش...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 فروردین 1393 09:20
عشق آدم را به جاهای ناشناخته می برد مثلا به ایستگاه های متروک به خلوت زنگ زده ی واگن ها به شهری که فقط آن را در خواب دیده... وقتی عاشق شدی ادامه ی این شعر را تو خواهی نوشت!
-
در خواب های کودکیم
یکشنبه 24 فروردین 1393 09:12
در خوابهای کودکی ام هر شب طنین سوت قطاری از ایستگاه می گذرد دنباله ی قطار انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد انگار بیش از هزار پنجره دارد و در تمام پنجره هایش تنها تویی که دست تکان می دهی آنگاه در چارچوب پنجره ها شب شعله می کشد با دود گیسوان تو در باد در امتداد راه مه آلود در دود دود دود... قیصر امین پور ارسالی از کیانای...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 فروردین 1393 10:28
تا تب لبهای تو میگیرد ازمن ،اختیار میشوم تسلیمِ آشوبِ دلِ بی بندوبار خیره ات میمانم ازبس،پینه میبندد نگاه گاه هم میبویمت ، میبوسمت دیوانه وار شوق لمست ،بی امان، تکثیر دارد میشود وقتِ تکرارِ تو، درآئینه های بیقرار دستپاچه میشوم، ازشیوه ی چشمان تو میزنم بر خشت خشتِ عشق، مُهر اعتبار آرزوها در حریمِ باورم گل میکنند چشم...
-
از قاسم صرافان
شنبه 23 فروردین 1393 10:21
قطارِ خطّ لبت راهی سمرقند است بلیت یک سره از اصفهان بگو چند است؟ عجب گلــــی زدهای بـــاز گوشـــهی مـویت تو ای همیشه برنده ! شمارهات چند است؟ بــــه تــــوپ گـرد دلـــم بــاز دست رد نزنی مگر «نود» تو ندیدی عزیز من «هَند» است همین که میزنیاَش مثل بید میلرزم کلید کُنتر برق است یا که لبخند است؟ نگاه مست تــو تبلیغ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 فروردین 1393 10:18
پابند کفشهای سیاه سفر نشو یا دست کم بخاط من دیرتر برو دارم نگاه می کنم و حرص می خورم امشب قشنگ تر شده ای - بیشتر نشو کاری نکن که بشکنی امـ...ا شکسته ای حالا شکستنی ترم از شاخه های مو موضوع را عوض بکنیم از خودت بگو - به به مبارک است :دل خوش - لباس نو دارند سور وسات عروسی می آورند از کوچه های سرد به آغوش گرم تو ××× هی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 فروردین 1393 10:16
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 فروردین 1393 10:12
-
تو خودت جای من اگر باشی، ابتدا از کدام میچینی
سهشنبه 19 فروردین 1393 13:00
چشم، زیتون سبز در کاسه، سینهها، سیب سرخ در سینی لب میان سفیدی صورت، چون تمشکی نهاده بر چینی سرخ یا سبز؟ سبز یا قرمز؟ ترش یا تلخ؟ تلخ یا شیرین؟ تو خودت جای من اگر باشی، ابتدا از کدام میچینی؟ با نگاهی، تبسمی، حرفی، دربیاور مرا از این تردید ای نگاهت محصل شیطان! اخمهایت معلم دینی! هر لبت یک کبوتر سرخ است، روی سیمی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 فروردین 1393 12:51
روزی که برای اولین بار تو را خواهم بوسید یادت باشد کارِ ناتمامی نداشته باشی یادت باشد حرفهای آخرت را به خودت و همه گفته باشی فکرِ برگشتن به روزهای قبل از بوسیدنم را از سَرَت بیرون کن تو در جاده ای بی بازگشت قدم می گذاری که شباهتی به خیابان های شهر ندارد با تردید بی تردید کم می آوری ...
-
حسودم
سهشنبه 19 فروردین 1393 12:50
حسودم، به انگشتهایت وقتی موهایت را مرتب میکنند حسودم، به چشمهایت وقتی تو را در آینه میبینند و حسودم، به زنی که رد شدن از لنزهای رنگیاش رنگ پیراهنت را عوض میکند چه کار کنم؟ من زنِ روشنفکری نیستم انسانی غارنشینم، که قلبم هنوز در سرم میتپد؛ - که بادی که پنجرههای خانهام را به هم میکوبد، روزی اگر موهای دیگری را...
-
با هم که باشیم تبعیدگاه هم زیباست
سهشنبه 19 فروردین 1393 12:48
آی ای زنی که دل به تو سپردهام پا بر هر سنگی که بگذاری شعر مُنفجر میشود آی ای زنی که در رنگپریدگیات همهی غمِ درختها را داری آی ای زنی که خلاصه میکنی تاریخَم را و تاریخِ باران را باهم که باشیم تبعیدگاه هم زیباست .
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 18 فروردین 1393 10:09
کر میکردم در آغوشش بگیرم بهتر است بعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است گرم آغوشش شدم... دست و دلش لرزید و گفت: شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است از قفس، هرکس رهایت میکند، عاشقتر است اینکه من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است عشق من ! اینروزها آزادگان زندانیاند زندگی، بیعشق ، زندان است... گیرم بهتر است !! عشق...