-
احمد شاملو
شنبه 28 مرداد 1402 07:13
سخنی بگو با من زود اشنای دیر یافته تا ان ستاره اگر تویی سپیده دمان را من به دوری و دیری نفرین کنم با تو افتاب در واپسین لحظات روز یگانه به ابدیت لبخند می زند با تو یک علف و همه جنگل ها با تو یک گام و راهی به ابدیت ای افریده ی دستان واپسین با تو یک سکوت و هزاران فریاد دستان من از نگاه تو سرشار است
-
فروغی بسطامی
چهارشنبه 25 مرداد 1402 07:49
به شکر خنده دل بردی زهر زیبا نگارینی به نام ایزد چه زیبایی تعالی اله چه شیرینی چنان بر من گذر کردی که دارایی به درویشی چنان بر من نظر کردی که سلطانی به مسکینی هزاران فتنه برخیزد زهر مجلس که برخیزی هزازان شعله بنشیند به هر محفل که بنشینی تویی خورشید و ماه من به هر بزمی و هر بامی تویی آیین و کیش من به هر آیین و هر کیشی...
-
سارا یوسفی
سهشنبه 24 مرداد 1402 07:22
بی تو در آغوش سرد غصه ها خوابیده ام بی تعصب گشته ای ؟ پس غیرت نابت کجاست؟
-
نزار قبانی
دوشنبه 23 مرداد 1402 07:41
به وقت اولین دیدار به هیچ اهنگی گوش نده و هیچ عطری نزن و بر حذر باش که مکانش را زیاد دوست نداشته باشی و دلیلش را زیاد نپرس
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 22 مرداد 1402 08:03
خاطرش نیست ولی خوب به خاطر دارم که در آغوش خودم،قول نرفتن می داد... مدتی دست به اغوش و نگاهش به دلم باورت نیست که او امر به بستن می داد من همه دلهره ها محض گل روش به جان میبردم کجی ِ تیر ِنگاهش همه دم ، امر به رفتنمی داد عاشق روی مَهش، سبز نگاهش گشتم که دلم امربه فرمان قضا وقدرم تن می داد هوس گفتن شعری به سرم زد ز...
-
سعدی شیرازی
شنبه 21 مرداد 1402 07:27
ما به روی دوستان از بوستان اسوده ایم گر بهار آِید وگر باد خزان اسوده ایم سرو بالایی که مقصود است اگر حاصل شود سرواگر هرگز نباشد در جهان اسوده ایم گر به صحرا دیگران از بهر عشرت می روند ما به خلوت با تو ای ارام جان اسوده ایم هر چه در دنیا وعقبی راحت و اسایش است گر تو با ما خوش در ایی ما از ان اسوده ایم برق نوروزی گر اتش...
-
احمد شاملو
پنجشنبه 19 مرداد 1402 07:24
میان افتاب های همیشه زیبایی تو لنگریست نگاهت شکست ستم گری ست و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگریست
-
عباس معروفی
چهارشنبه 18 مرداد 1402 07:14
همراهت می ایم تا اخر راه و هیچ نمیپرسم هرگز با تو اول کجاست با تو اخر کجاست
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 16 مرداد 1402 07:55
هان چه حاصل از آشنایی ها گر پس از آن بود جدایی ها من و با تو چه مهربونی ها تو و با من چه بی وفایی ها منو از عشق راز پوشیدن تو و با عشوه خود نمایی ها در دل سنگ سرد تو نگرفت اتش این سخن سرایی ها ای غمت یار بی نوایی ها با من از دیرت اشنایی ها گفته بودم که دل به کس ندهم تو ربودی به دلربایی ها موی ما هر دو شد سپید و هنوز...
-
امید یاسین
یکشنبه 15 مرداد 1402 07:24
گفتم ای دل نروی خار شوی زار شوی بر سر ا ن دار شوی بی پرو بی بار شوی نکند دام نهد خام شوی رام شوی نپری جلد شوی بی پر و بی بال شوی نکند جام دهد کام دهد از لب خود وام دهد در برت ساز زند رقص کند کافر و بی عار شود نکند مست شوی فارع از این هست شوی بعد ان کور شوی کر شوی شاعر و بیمار شوی نکند دل نکنی دل بکند بهر تو دل دل نکند...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 14 مرداد 1402 07:38
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوس گفت که این سیاه کج گوش به من نمی کند تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او زن سفر دراز خود عزم وطن نمی کند پیش کمان ابرویش لابه همی کنم ولی گوش کشیده است از ان گوش به من نمی کند با همه عطر دامنت ایدم از صبا عجب مرگذر تو...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 مرداد 1402 08:08
خودت باش حتی اکر نظر کسی راجلب نکردی همین کافی است که از خودت راضی باشی زمانی که به خودت اعتماد داشته باشی زیباترینی
-
فریدون مشیری
دوشنبه 9 مرداد 1402 08:43
رک بگویم از همه رنجیده ام از غریب و اشنا ترسیده ام با مرام و معرفت بیگانه اند من به هر سازی که شد رقصیده ام در زمستان سکوتم بارها با نگاه سردتان لرزیده ام رد پای مهربانی نیست .. نیست من تمام کوچه را گردیده ام سال ها از بس که خوش بین بوده ام هر کلاغی را کبوتر دیده ام وزن احساس شما را بارها با ترازوی خودم سنجیده ام بی...
-
حافظ
یکشنبه 8 مرداد 1402 07:30
وز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد کامم از تلخی غم چون زهر گشت بانگ نوش شادخواران یاد باد گر چه یاران فارغند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد مبتلا گشتم در این بند و بلا کوشش آن حق گزاران یاد باد گر چه صد رود است در چشمم مدام زنده رود باغ کاران یاد باد راز حافظ بعد از این ناگفته ماند ای دریغا...
-
احمد شاملو
شنبه 7 مرداد 1402 07:41
توکجایی ؟ در گستره ی بی مرز این جهان تو کجایی؟ من در دوردستترین جای جهان ایستاده ام کنار تو تو کحایی درگستره ی ناپاک این جهان تو کجایی من در پاک ترین مقام جهان ایستاده ام بر سبز شود این رود بزرگ که می سراید برای تو
-
نیکی فیروز کوهی
شنبه 31 تیر 1402 10:06
جمعه ، درکی از زمان نیست جمعه زبان مردد فاصله ست برزخ از دیروز تا امروز وحشت فرداهای دور و هجوم هفته های پوچ اضطراب دلگیر یک خانه ی تا بی نهایت خالی و تشویش دست های تازه تنها شده تفکر عجیب اینه ها لحظه ی لرزان بلوغ یک بغض پنجره ای که رو به هیچ باز میشود کلاغی در انتظار غروب که نمی پرد سکون سکوت و حالتی مثل یک خواب...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 27 تیر 1402 07:41
دل طاقت حیرانی دیدار ندارد آیینه ما جوهراینکار ندارد گل می کند از رنج پریشانی خاطر حاجت به تنگ ظرفی اظهار ندارد تا چند به مویی دلم اویخته باشد واپس ده اگر زلف تو در کار ندارد واعظ چه شوم گرم لب بی نمک تو تبخاله ای از گرمی گفتار ندارد مشکل گره از رشته کارم بروی تو پیشانی این کار ندارد اغوش مرا محرم ان خرمن گل کن موی...
-
جواد الماسی
یکشنبه 25 تیر 1402 07:26
چشم تو شد غزلی قافیه ها ریخت به هم شد زمان عاشق تو ، ثانیه ها ریخت به هم جون که شد گوشه قلیم گذرگاه تو از صدای قدمت کوچه ما ریخت به هم خواستم بوسه بگیرم ز لبت گل خندید از صدای نفست ارض و سما ریخت به هم لحظه ای باد نوازش به ان زلفت داد بیم انست که قانونخدا ریخت به هم تو چه بودی که با دیدن تو یوسف هم افرین گفت به نقاش...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 تیر 1402 07:19
روزی که فکر کردی یه چیزی رو از ته دل دوست داری هیچ وقت ولش نکن! ممکنه دوباره تکرار نشه ادم فکر میکنه بازم پیش میاد باید ده پونزده سال بگذره که بفهمی همون یک بار بوده که حالت دیگه خوب نمیشه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 تیر 1402 13:12
گر که روزی ز قضا حاکم این شهر شوم سر هر کوچه دو میخانه بنا خواهم کرد خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم تانگویند که مستان ز خدا بی خبرند
-
احمد رضا احمدی
چهارشنبه 21 تیر 1402 07:51
مامردمان عادی گاهی دلمان می خواهد خوشبخت باشیم نان گرم بخوریم یا بندرهای دنیا را نه در کارت پستال ها بلکه به صورت زنده ببینیم ما مردمان عادی خیلی ارزوهای دیگر هم داریم که ما فرصت شمردنش را نداریم و شما حوصله ی شنیدنش را....
-
احمد رضا احمدی
چهارشنبه 21 تیر 1402 07:49
چه رنجی است خوابیدن زیر اسمانی که نه ابر دارد نه باران از هراس از کلمات هر شب خواب های اشفته می بینم به این جهان امده ایم که تماشا کنیم صندلی های فرسوده و رنگ باخته سهم ما شد انتخاب ما مرواریدهای رخشان بود
-
فیروزکوهی
سهشنبه 20 تیر 1402 07:19
به عیادت دلتنگی هایم بیا با کمی حوصله که من در تنهایی این اتاقک در بسته جز با رویاهایم هیچ فاصله ای تا فراموشی همیشه ندارم..
-
جمال ثریا
دوشنبه 19 تیر 1402 07:23
بیا و سرت رابر سینه ام بگذار تا این زندگی به رنجی که می کشیم بیارزد
-
امیر خسرو دهلوی
یکشنبه 18 تیر 1402 07:29
خشک سال است درین عهد وفا را ای اشک زان حوالی که تو می ایی باران چونست؟
-
امیر رضا وکیلی
شنبه 17 تیر 1402 07:08
میبوسمت یک روز در میدان آزادی می بوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد می بوسمت وقتی صدای تیرها خوابید می بوسمت وقتی سلاح از دست ها افتاد میبوسمت پای تمام چوبه های دار وقتی کبوتر روی انها اشیان دارد وقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیست وقتی که او هم بال و پر در اسمان دارد میبوسمت پشت در سلول ها وقتی بوی شکنجه از در زندان نمی...
-
سهرا ب سپهری
پنجشنبه 15 تیر 1402 08:06
گاه گاهی که دلم میگیرد به خودم می گویم در دیاری که پر از دیوار است به کجا باید رفت به که باید پیوست به که باید دل بست حس تنهای درونم می گوید بشکن دیواری که درونت داری چه سوالی داری تو خدا را داری و خدا اول و اخر با توست و خداوند عشق است
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 14 تیر 1402 12:36
من که اصرار ندارم ، تو خودت مختاری یا بمان یا که نرو یا نگهت میدارم مثل موسیقی جاری و ارامبخش
-
فاضل نظری
دوشنبه 12 تیر 1402 12:20
توان گفتن ان راز جاودانی نیست تصوری هم از باغ ارغوانی نیست پر از هراس و امیدم که هیچ حادثه ای شبیه امدن عشق ناگهانی نیست ز دست عشق به جز خیر برنمی آید وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست درخت ها به من اموختند ، فاصله ای میان عشق زمینی و آسمانی نیست به روی آینه ی پر غبار من بنویس بدون عشق جهان جای زندگانی نیست
-
حامد نیازی
یکشنبه 11 تیر 1402 10:09
حواسم پرت زیبایی ات شد من دست و پا چلفتی نصف بیشتر شعرم را ریختم زمین فقط ماند یک دوست دارم ساده