-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 دی 1398 08:52
محبوب منشما تنها خبر خوش این عالمید...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 1 دی 1398 08:06
ای لعل لبت به دلنوازی مشهوروی روی خوشت به ترکتازی مشهوربا زلف تو قصهایست ما را مشکلهمچون شب یلدا به درازی مشهور
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 آذر 1398 10:00
در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده امدر همان پس کوچه ها در انتظارت مانده امکوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوستکوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده اممثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته امدر بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده امدر همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشقفال آمد خسته ای از این که یارت مانده امفــــــــال تا آمد مرا...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 30 آذر 1398 09:59
شب یلدا همیشه جاودانی استزمستان را بهارزندگانی استشب یلدا شب فر و کیان استنشان ازسنت ایرانیان استشب یلد ا و وصف بی مثالشخداوندا مخواه ،هرگز زوالششب یلدا فراتر از همه شبنبینم هیچ کس افتاده در تبشب یلدا زحزن و غم مبراستبساط شادمانی ها مهیاستشب یلدا بیا روشن روان شوبه نزد شاعران همزبان شوشب یلدا شب سال است ای دلمرا در...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 29 آذر 1398 09:01
فدای دل تنگت بشمای یار جونی
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 28 آذر 1398 07:43
دل اگر تنها است .. دل اگر غمگین است ...تو چرا غمگینی ؟؟مگر این دل .. دل توست ؟؟من اگر شادانم .. من اگر خندانم .. همه از بودن توست ...تو که در قلب منی .. لحظه لحظه با منی ...بودنت بودن من .. رفتنت رفتن من ..من و تو گمشده در دشت غمیم ...در نگاه من و تو ‚ دشت غم . دریاییست !!با تو بودن زیباست .. همچو پرواز پرستو در باد...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 28 آذر 1398 07:42
در آغوشم بگیربگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنمو مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنمنگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوانقلبم به پایت افتاده است نرولرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کنتنها تو را می خواهمبگذار دوباره در نگاهت غرق شومو بگذار دوباره در آغوشت بخواب روم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 آذر 1398 11:45
.بوسهات را بایدبا قهوهام به هم بزنم بیدار شو من بدون دوست داشتنتصبحانه که هیچصبح هم از گلویم پایین نمیرود
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 آذر 1398 11:38
نه لیلا می شوی ...باور کنی حد جنونم رانه شیرین می شویبر هم بریزی قند خونم را ...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 آذر 1398 11:37
. من اهل دوست داشتنم تو اهل کجایی؟#مهدی_اخوان ثالث
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 آذر 1398 12:08
خم ابروی تو....سر مشق کدام استاد است....که خرابات دلم .. در پی او آباد است..خم ابروی تو را .. دیدم و رفتم به سجود..صید را زنده گرفتن . هنر صیاد است.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 آذر 1398 12:08
خیس بارانـم ببین چتـری نمی خواهد دلمبا تـوام، با خاطرت، چیزی نمی خواهد دلمسقف دل محکم شده امن است جای یاد توساکتـم با حسرتت ، حرفی نمی خواهد دلمسر به سر هرلحظه هرجا، جای پای خاطراتباز هـم تنهـا شـدم چیـزی نمی خواهد دلمهر قدم بن بست گویا راه من را بسته استزنـده ام گـویـا ولی چیزی نمی خواهد دلمبغض دارم در گلو حسرت بـه...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 آذر 1398 09:59
.گیرم که عشــق پیرهنی بود و کهنه شدمیپوشمش هنوز، تو بر تن چه میکنی؟من شعله شعله دیـــدهام ای آتش درونبا خوشه خوشه خوشهی خرمن چه میکنی!پرسیدهای که با تو چه کردم هـــزار باریک بار هم بپرس تـو با مـن چه میکنی؟!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 آذر 1398 09:59
یک شعر بخوان شعر سپهری و پری راترویج بده لهجهٔ زیبای دَری راسرگشته و عاشق که نه دیوانه نمایدتفسیر تماشای تو شیخ طبری رایک دور بزن تا که تماشای تو امشبآغاز کند ماه جدید قمری رالبخند تو در برزخ دربار و سلاطینشیرین بکند قهوهٔ تلخ قجری رابا خندهٔ خود لطف کن و نرم بگرداناین جسم به جا ماندهٔ عصر حجری را
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 آذر 1398 14:00
.قایق قسمت اگر دور کند از تو مرارود را سمت تو بر عکس شنا خواهم کرد
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 20 آذر 1398 13:59
زلف مشکین تو یک عمر تامل داردنتوان سرسری از معنی پیچیده گذشت...!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 آذر 1398 08:49
.اندر احوالاتِ عشقِ ما همین یک جمله بس:من تو را بسیار میخواهم، تو من را...بگذریم..
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 آذر 1398 08:48
هم نفس با خنده ات، حالی به حالی می شومعاشق ابروی یک ماهِ خیالی می شومطعم آغوش تو را در ابرها حس می کنمبی تو گاهی هم نفس با خشکسالی می شومتوی دستان تو هر شب، با ردیف تشنگیمست موج آرزوهای محالی می شوممن جنوب کشور چشمان تو هستم، ولیبا تو باشم، جنگل سبز شمالی می شوممن خودم حس می کنم یک روز هم باشد عزیز!بی تو قربانیِ دستِ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 16 آذر 1398 08:40
روزهای بارانی و برفی را دوست دارم. روزهای آفتابی را دوست دارمروزهای ابری را دوست دارمشب هایی که از آسمان صدای رعد میآید را دوست دارمشب هایی که طوفان میآید و باران را به پنجره میکوبد را دوست دارممیدانی چرا؟تو حتما میدانی!فقط باید کمی خاطراتت را مرور کنی!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 آذر 1398 10:57
تـن را بـه تنِ بستر خـوابت بزنمتا جرعه ای از کهنه شرابت بزنمحـالا کـه نمایان شده انگـور لبتباید که سری بـه شعر نابت بزنم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 آذر 1398 10:56
نایاب تــرین زمـــزمه در تار منی تودر تار و دف ونغمه ی گیتار منی تواز عطـر تنم مـردم شهرم همه دانندهمسایه ی دیـوار بـه دیوار منی توسر را بنهم از غم دل بر سر خاشاکوقتی کـه ندانی گل بیـخار منی تودودم به هوا میرود از شعله رویتسوزنـده تـر از آتـش سیگار منی توپلکم نـرود روی هم از بـرق نگاهتهـر ثانیه بـر دیده ی بیـدار منی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 آذر 1398 10:56
با خاطرات زیادى زندگى مىکنیم که اگر بـه خودشان بود، تا حالا هزار بار از خاطرمان رفته بودند. اما مـا نگهشان مىداریم. مدام مرورشان مىکنیم. همان یک لحظهى کوچک که روزى قلبمان رابه نفس نفس انداخته. همان خاطرههاى ناچیز دوست داشتنى که مسکن زخمهاى روزمرگى اند …
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 14 آذر 1398 10:55
مـن عاشق زمستانمعاشق این کـه ببینمت در زمستان آرام راه میروی کـه سُر نخوریکـه گونه هایت از سرما سرخ شده اسـتسر خودرا تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ایدست هایت در جیبت بـه هم مچاله شدهمعصومانه بـه زمین خیره ایچـه قدر دوست داشتنی شده ایحرفم را پس میگیرممـن عاشق زمستان نیستمعاشق توام
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:24
آفت زده باغ دلم در جستجوی نام تو تو هستی وتو نیستی، منم پی سلام تو نه آسمانی هستی و نه در زمین میبینمت در نا خدای من طنین ،دارد فقط کلام تو ای کهکشان آرزو شاید ستاره بگذرد از تیره گیهای دلم، در آسمان شام تو مرا به بند می کشی در کوچه های انزوا من وحشیانه می شوم ،بی تازیانه رام تو این خواهش صبور من با هرچه هست و نیستم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:20
این که در بازی دل، باخته ام حرفی نیست مهر تو بر دلم آویخته ام حرفی نیست مانده ام با تو چرا زخم زبانم میزنی این که افسرده ی دلسوخته ام حرفی نیست انتظارت می کشم شاید بیایی دیدنم من خودم چشم به در دوخته ام حرفی نیست عاقبت این عشق آتش می کشد جان مرا این که آتش را خود افروخته ام حرفی نیست می روی و من اسیرت می شوم در خویشتن...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:18
حرف هایی در دلم ماند و زمان از دست رفت تا جوانی در میان کوچه ی بن بست رفتچای میریزم ،کنار پنجره چشم انتظارقاصدک هم بی خبر دست نسیمی جست رفتیک نفر آمد میان کوچه ی دلتنگی امبی نشان از شادی و با غصه ها هم دست رفتبرف می بارید و آدم برفی تنها شدم شال خود را بی صدا برگردن من بست رفتدرخیالم با قدم هایش به راه افتادم و او به...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 آذر 1398 07:51
درحال طرب در دل تب می سوزم از دست فلک همچو رطب می سوزم می پیچم و در بیچش اندام تو من از تشنه گی حسرت لب می سوزم ای کاش که ما را شبی می بلعید با عطر تنت در دل شب می سوزم کس واژه عشق و کفر معناش نکرد این چیست که در دست طلب می سوزم از سرخی سیب لب حواست که من آدم شده از دوری رب می سوزم عمریست نو ید و سخن عشق زبانش از دست...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 آذر 1398 07:49
آفت زده باغ دلم در جستجوی نام تو تو هستی وتو نیستی، منم پی سلام تو نه آسمانی هستی و نه در زمین میبینمت در نا خدای من طنین ،دارد فقط کلام تو ای کهکشان آرزو شاید ستاره بگذرد از تیره گیهای دلم، در آسمان شام تو مرا به بند می کشی در کوچه های انزوا من وحشیانه می شوم ،بی تازیانه رام تو این خواهش صبور من با هرچه هست و نیستم...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 آذر 1398 07:48
این که در بازی دل، باخته ام حرفی نیست مهر تو بر دلم آویخته ام حرفی نیست مانده ام با تو چرا زخم زبانم میزنی این که افسرده ی دلسوخته ام حرفی نیست انتظارت می کشم شاید بیایی دیدنم من خودم چشم به در دوخته ام حرفی نیست عاقبت این عشق آتش می کشد جان مرا این که آتش را خود افروخته ام حرفی نیست می روی و من اسیرت می شوم در خویشتن...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 10 آذر 1398 08:33
ای جانک_من_چونی... یک بوسه به چند ای جان... یک_تنگ_شکر_خواهم... زان شکر قند ای جان...