-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 تیر 1398 11:21
همیشه باش که بی تو عذاب میکشم ، نمیتوانم سختی های دنیا را بی تو روی دوش بکشم! همیشه باش که بدجور نیاز دارم به تو ، باز هم محبتی به قلبم کن که زندگی ام را مدیونم به تو تو آمدی و عشق را دوباره پیدا کردم ، آن عشق بی معنا برایم بامعنا شد و همین شد که قلبم دوباره جان گرفت... بمان و یاری کن مرا ، تا پایان این راه همراهی کن...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 تیر 1398 11:21
تورادوست دارم برای تمام لحظه هایی ک از من خلوص ثانیه ها از بی کرانی دست ها وازروشنایی حضورپرکردی تورادوست دارم به وسعت عروج خصانه ی زمان که بربام دلتنگی اتراق می کند تورادوست دارم به بزرگی جای پای احساس بر سینه ی دریده وبی تاب تنهایی تورادوست دارم نه بخاطردیده ی اسمان رنگت بخاطر عظمت تابناک نگاهت که برتاریکی دهکده ی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 تیر 1398 07:44
فراهم میکنم پشت سکوتم خانه ای آرامِ آرام و پنهان میشوم در آن شبیه هرزه ای بدنامِ بدنام نشانی میگذارم سینه ام را در آن گم می شوم گمنامِ گمنام و اما چشمهایم را از این پس پر آبش میکنم، رسوایِ رسوا دلم را زیر باران می نشانم بزرگش میکنم، دریایِ دریا دو دستم را گره می سازم از خویش که خالی باشد و پیدایِ پیدا من اینجا در سکوت...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 تیر 1398 07:43
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هرکسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 تیر 1398 07:43
میانِ خواب وُ رؤیا طرحی از کابوس می گردم شبیه لحنِ بی پروایِ یک ناقوس می گردم تو تنها رفته ای بیرون وَ من در رختخوابی سرد اسیرِ اضطرابِ ساعتی منحوس می گردم تمامِ روز و شب کز می کنم در گوشه ی خانه ولی تا انتهایِ جاده یِ چالوس می گردم همان وقتی که سهمم از نبودت پختن و جاروست به همراهِ خیالت غرق ِاقیانوس می گردم بیا ای...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 تیر 1398 07:42
دوستت دارم و پنهان کردنِ آسمان پشتِ میلههای پنجره آسان نیست.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 تیر 1398 07:42
گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است با زور مسکن قوی خوابیدن با دلهره از خواب پریدن سخت است عاشق نشدی زندگی ات تلخ شود تا درک کنی که دل بریدن سخت است بعد از تو خدا شبیه تو خلق نکرد یعنی که شبیه ات آفریدن سخت است هر روز سر کوچه نشستن تا شب از فاصله های دور دیدن سخت است حقا که تو سهم من نبودی حالا...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 تیر 1398 07:42
نـه فـقـط از تـو اگـر دل بـکنـم می میرم سایـه ات نـیـز بـیـفـتـد به تنـم می میرم بین جـان من و پیراهن من فرقی نیـست هـر یکی را کـه بـرایـت بـکـنـم می میرم بـرق چـشمـان تـو از دور مـرا می گـیـرد مـن اگـر دسـت بـه زلفـت بزنم می میرم بـازی مـاهی و گـربـه است نظر بـازی مـا مثل یک تنگ شبی می شکنم می میرم روح ِ برخاسته از...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 تیر 1398 08:55
دوستش میدارم چراکه میشناسمش، به دوستی و یگانگی . - شهر همه بیگانگی و عداوت است .- هنگامی که دستان مهربانش را به دست میگیرم تنهایی غمانگیزش را درمییابم . اندوهش غروبی دلگیر است در غربت و تنهایی . همچنان که شادیاش طلوع همهی آفتابهاست و صبحانه و نان گرم، و پنجرهای که صبحگاهان به هوای پاک گشوده میشود، و...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 تیر 1398 08:54
زمانه قرعهی نو میزند به نام شما خوشا شما که جهان میرود به کام شما درین هوا چه نفسها پر آتش است و خوش است که بوی عود دل ماست در مشام شما تنور سینهی سوزان ما به یاد آرید کز آتش دل ما پخته گشت خام شما فروغ گوهری از گنج خانهی دل ماست چراغ صبح که برمیدمد ز بام شما ز صدق آینه کردار صبحخیزان بود که نقش طلعت خورشید...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 تیر 1398 08:53
یش از آنی که به یک شعله بسوزانمشان باز هم گوش سپردم به صدای غمشان هر غزل گر چه خود از دردی و داغی میسوخت دیدنی داشت ولی سوختن با همشان گفتی از خستهترین حنجرهها میآمد بغضشان، شیونشان، ضجهی زیر و بمشان نه شنیدی و مباد آنکه ببینی روزی ماتمی را که به جان داشتم از ماتمشان زخمها خیرهتر از چشم تو را میجستند تو...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 تیر 1398 07:48
دوستم داشته باش دوستم داشته باش بادها دلتنگند دستها بیهوده چشمها بی رنگند دوستم داشته باش شهر ها می لرزند برگها می سوزند یادها می گندند باز شو تا پرواز سبز باش از آواز آشتی کن با رنگ عشقبازی با ساز دوستم داشته باش سیبها خشکیده یاسها پوسیده شیر هم ترسیده دوستم داشته باش عطرها در راهند دوستت دارم ها آه چه کوتاهند دوستت...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 تیر 1398 08:57
بگذار تا بخوانم با گیتاری در دست بگذار تا بخوانم من یک ایتالیایی هستم روز بخیر ایتالیا با اسپاگتی های تردت و پارتیزانی مثل رئیس جمهور با رادیوی اتومبیلی همیشه در دست راست و قناری کوچکی بالای پنجره روز بخیر ایتالیا با هنرمندانت (همراه) با آمریکایهای زیادی روی پوسترها با ترانه هایی درباره عشق و قلب با زنانی که بیشتر...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 تیر 1398 07:48
مهم نیست که چهره تان چگونه است وزنتان چقدر است و چه اندازه آرایش میکنید کسی که لیاقتتان را داشته باشد شما را بخاطر درونتان دوست خواهد داشت . ♥️
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 تیر 1398 07:14
زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند دشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند هر که بدید از او نظر باخبرست و بیخبر او ملکست یا بشر بر در ما چه میکند زیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شده سنگ از او گهر شده بر در ما چه میکند ای بت شنگ پردهای گر تو نه فتنه کردهای هر نفسی چنین حشر بر در ما چه میکند گر نه که روز روشنی پیشه گرفته...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 تیر 1398 07:12
بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود جاه و جلال من تویی ملکت و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 تیر 1398 07:11
معشوق به سامان شد تا باد چنین باد کفرش همه ایمان شد تا باد چنین باد زان لب که همی زهر فشاندی به تکبر اکنون شکر افشان شد تا باد چنین باد آن غمزه که بد بودی با مدعی سست امروز بتر زان شد تا باد چنین باد آن رخ که شکر بود نهانش به لطافت اکنون شکرستان شد تا باد چنین باد حاسد که چو دامنش ببوسید همی پای بی سر چو گریبان شد تا...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 19 تیر 1398 07:10
راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلست کان نه راه صورت و پایست کان راه دلست بر بساط عاشقی از روی اخلاص و یقین چون ببازی جان و تن مقصود آنگه حاصلست زینهار از روی غفلت این سخن بازی مدان زان که سر در باختن در عشق اول منزلست فرق کن در راه معنی کار دل با کار گل کاین که تو مشغول آنی ای پسر کار گلست
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 تیر 1398 07:40
نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 تیر 1398 07:38
ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست جان اسیر عشق گشته دل به کیوان شرط نیست «رب ارنی» بر زبان راندن چو موسی روز شوق پس به دل گفتن «انا الا علی» چو هامان شرط نیست از پی عشق بتان مردانگی باید نمود گر چو زن بی همتی پس لاف مردان شرط نیست چون اناالله در بیابان هدی بشنیدهای پس هراسیدن ز چوبی همچو ثعبان شرط نیست از پی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 تیر 1398 07:35
اینکه قهوهام رو تلخ میخورم، یعنی هیچ دلیلی واسه خوشحالی الکی ندارم. واقعیت زندگی چیزی نیست که بشه با قند و شکر شیرینش کرد. وقتی کسی به زندگی آدم پا میذاره، تنها میاد. اما وقت رفتن، تورو هم با خودش میبره. امروز یه نفر رو دیدم که بُرده بودنش. این رو از قهوهی تلخی که سفارش داد فهمیدم. - پویا جمشیدی
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 تیر 1398 10:06
دل روشنی دارم ای عشق! صدایم کن از هر کجا می توانی.... صدا کن مرا از صدف های سرشار باران، صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن، صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو! بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازی است؟ بگو با کدامین نفس ، می توان تا کبوتر سفر کرد؟ بگو با کدامین افق ، می توان تا شقایق خطر کرد؟ مرا می شناسی تو ای عشق؟؟؟ من از...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 تیر 1398 07:26
گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست هست ور چنان دانی که جز تو خواستگارم نیست هست یا به جز عشق تو از تو یادگارم هست نیست یا قدم در عشق تو سخت استوارم نیست هست یا به جز بیدادی تو کارزارم هست نیست یا به بیداد تو با تو کارزارم نیست هست یا سپید و روشن از تو کار و بارم هست نیست یا سیاه و تیره بی تو روزگارم نیست هست یا بر...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 تیر 1398 07:20
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی نروم جز به همان ره که توام راه نمایی همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم همه توحید تو گویم که به توحید سزایی تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری احد بی زن و جفتی ملک کامروایی نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 9 تیر 1398 07:13
دوست داشتن که لباس تن نیست .،که هر وقت دلت نخواست عوض کنی ..... خدا نخواست ،قسمت نبود ، ادم یکی را دوست دارد یا هست ،و میشود عشق ابدیت یا نیست و میشود اغاز تنهایی حالا تو اسمش را هر چه میخواهی بزار .......
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 تیر 1398 07:11
من زخم های بی نظیری به تن دارم اما تو مهربان ترین شان بودی عمیق ترین شان عزیزترین شان بعد از تو آدمها تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند به قلبم نرسیدند بعد از تو آدم ها تنها خراش های کوچکی بودند که تو را از یادم ببرند، اما نبردند... #غاده_السّمان
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 4 تیر 1398 16:41
می خواهم بگویم دوستت دارم جمله ای که هیچ وقت کهنه نمی شود مانند زیبایی لبخندت، مانند رنگ چشمهایت که هیچ وقت از مد نمی افتد می خواهم بگویم دوستت دارم لحظه به لحظه حافظه ام یاری نمی کند نمیدانم چرا نمی دانم از کی اما خیلی وقت است این دوستت دارم ها روی ذهنم انباشته شده است
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 4 تیر 1398 16:36
مرا ببوس به رسم زیارت اتش هیچ خورشیدی چون جرقه لبهایت یخ قلب مرا اب نخواهد کرد معصومه قنبری
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 3 تیر 1398 07:18
دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره پس من چرا غرق بودم تهران که دریا نداره این گوشه از شهر امنه من سعی کردم نمیرم اینقد نمیرم که آخر این گوشه پهلو بگیرم تو سالها سرنشینه این گوشه از شهر بودی اما با من که همیشه همسایتم قهر بودی ♫♫♫ آرامشه قبل طوفان ابروی اون روی ماهه اخمت به من گفت هر شب طوفان سختی تو راهه چند روز چند...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 2 تیر 1398 11:36
چرا مرا به خود وانهاده ای؟ زخم دارم عمیق درد دارم بزرگ مگر می شود تو باشی و عشق چنین رنگ پریده و غمگین بر پیراهم من قوز کرده باشد فرنگیس شنتیا