-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 مرداد 1398 14:18
هرگاه خم ابروی تو در دستِ مداد است بازار پُـــر از صـورت نقـــاش کساد است از راه هــوا بــوی گـل آیــد بــه مشامــم آندم که سرِزلف تو در ورطه ی باد است ای بـاغ پــر از منظـــره ی روز نشاطـــم برجستگی گونه ات ازخنده ی شاداست منعم مکن ای غنچه کـه در حجم خیالم بوسیـدن لب های تو از عشقِ زیاد است از بغض قلم خرده مگیرید که...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 مرداد 1398 07:12
درگیر رویای توام منو دوباره خواب کن دنیا اگه تنهام گذاشت تو منو انتخاب کن دلت از آرزوی من انگار بی خبر نبود حتی تو تصمیمای من چشمات بی اثر نبود خواستم بهت چیزی نگم تا با چشام خواهش کنم درا رو بستم روت تا احساس آرامش کنم باور نمی کنم ولی انگار غرور من شکست اگه دلت میخواد بری اصرار من بی فایدست هر کاری میکنه دلم تا...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 5 مرداد 1398 07:11
در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم… دشوار بود مردن و روی تو ندیدن… بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم… بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ… در وحشت و انوده شب تار بمیرم… بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب…. دربستر اشک افتم و ناچار بمیرم… میمیرم از این درد که جان دگرم نیست… تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم… تا بوده ام ای دوست وفادار تو...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 مرداد 1398 17:39
چشمِ تو شعر چشمِ تو شاعر است من دزدِ شعرهای چشم تو هستم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 مرداد 1398 17:37
من تمامیِ مُردگان بودم: مُردهی پرندگانی که میخوانند و خاموشاند، مُردهی زیباترینِ جانوران بر خاک و در آب، مُردهی آدمیان از بد و خوب. من آنجا بودم در گذشته بیسرود. ــ با من رازی نبود نه تبسمی نه حسرتی. بهمهر مرا بیگاه در خواب دیدی و با تو بیدار شدم.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 مرداد 1398 07:44
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 مرداد 1398 07:21
یه جور درگیرت شدم من که یکم ازم دور میشی میگیره قلبم شک نکن هیشکی غیر تو نیستش تو دیدم من به این راحتی ها به کسی دل نمیدم تو نمیدونی وقتی پیشمی من پشتم بهت گرمه ناراحت باشی میارم رویِ لبات خنده خب عادت کردم به بودنه با تو تا صبح خودم گوش میدم همه حرفاتو ببین هرکاری کنی من باهاتم خودم دارم هواتم نفسم بنده به نفست همه...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 2 مرداد 1398 07:20
تویه تاریکی شب آه در جریان بود زل زدم به آسمون عینکم دودی شد با صدایه زنگه در یهو بارون بارید دستایه خونه پُر از گُل داوودی شد ماه از راه رسید روی راه پله نشست دکمه های قلبِ من دونه دونه ش گل شدن گفتم این یه معجزش خیره شد به آسمون همه ی ستاره ها دونه دونه گل شدن مهربونی ای عشق نازنینی ای عشق آخرین تیکه ی این جورچینی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 10:36
آن که دستور زبان عشق را بیگزاره در نهادِ ما نهاد خوب میدانست تیغِ تیز را در کفِ مستی نمیبایست داد #قیصر_امین_پور
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 10:35
تو هم عاشق شدی چون من تو هم بیمار این دردی بگو حتی اگر کذب است که فتوای من این باشد
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 08:34
کاش روزی که تو لبخند زدی بر دل من دل من لال نمی شد و زبانم پی گلواژه نام تو نمی گشت کاش روزی که صدای نفست هم نفسم بود روز من سال نمی شد نفسم همدم یک آه نمی شد و لبانم پی گل بوسه به لب های تو آواره نمی گشت کاش روزی که تو بر خاطر من چنگ زدی صفحه ی دفتر من کال نمی شد وخیالم پی آواز کلام تو نمی گشت کاش آنروز که در خاطره...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 08:34
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 08:32
امروز ٬ زمان بر ضربان ِ دل ِ من تنظیم است ... چون تورا می بینم دیروز ٬ جهان بر سر ِ احساس ِ دلم درگیر است ... چون تورا نشنیدم فردا ٬ آسمان به بودنمان خوش بین است ... چون تورا از باغ جهان می چینم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 08:31
آزاد آزادم ببین چون عشق درگیر من است دیگر گذشت آن دوره که تقدیر زنجیر من است شاید نمی دانی، ولی ، از خود خلاصم کرده ای آیینه ی خالی فقط ، امروز تصویر من است از عشق تو بر باد رفت ، آن آبروی مختصر من روح بارانم ، ببین ، چون عشق تقدیر من است !
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 08:29
به آن هایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید دوستت دارم بگویید در این دنیای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان کوتاه تر از عمر شکوفه هاست شما بگویید، حتی اگر نشنوند
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 08:06
تنهامو از همه دلسرد صدامو بشنو و برگرد فاصله دیوونه ترم کرد آخه تو خود بهاری بیا تا عشقو بیاری واسه تو که نداره کاری حالا بهترین وقته واسه این که دوباره برگردی هرگز یاد م نمیره لحظه ای رو که عاشقم کردی خسته نشو ا ز دست دلی که دل به تو و عشق تو بسته بازم با تو میسازم همه پلهایی که بینمون شکسته وقتی وسط سختی دستمو گرفتی...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 تیر 1398 11:19
دارم دیوانه میشوم از حلول از میل حلول در هر چه هست در هر چه نیست در هر چه که هر چه چه و هی فکر میکنم مخصوصا به تو فکر میکنم آنقدر فکر میکنم که یادم میرود به چه فکر میکنم به تو فکر میکنم مثل مومنی که به ایمانِ باد و به تکلیف بید به تو فکر میکنم مثل مسافر به راه مثل علف به ابر مثل شکوفه به صبح و مثل واژه به شعر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 تیر 1398 09:56
مثل نفس هایم دوستت دارم همان قدر بی اختیار همان قدر تا پای جان
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 تیر 1398 09:54
با هیَجان دوستت دارم مثل رد شدن از رودخانه وارد شدن به منطقهی شکار ممنوع یا بریدن ترمز در سراشیب جاده دوست داشتنَت زیباست اما خطرناک
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 تیر 1398 09:54
تو را باید مفصل بوسید جواب نمی دهد یکی دوتایش!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 تیر 1398 09:53
دوستت دارم را آهسته بگو، آرام بگو … نرم نرم میخواهم عشق به خورد جانم برود
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 تیر 1398 09:52
من با تو بود که فهمیدم آرامش یعنی بودن میان آغوش کسی که دوستش داری …
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 30 تیر 1398 07:39
مگر چند بار دیگر به دنیا می آیم که یکی را بدون تو بدون لبخندت برسانم به انتها ... وبارهای دیگر با دست هایی که خاک شده اند دوباره برویم به روی زمینی که رد می شوی ! وباد که می آید ، برساند به پیراهنت که این گرد وخاک ، چقــــــــدر عاشق ِ آغوش ِ تو بوده ست ... یک بار منصفانه نیست زندگی کم است برای من که گم ات...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 30 تیر 1398 07:38
میبوسمت یک روز در میدان آزادی میبوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد میبوسمت وقتی صدای تیرها خوابید میبوسمت وقتی سلاح از دستها افتاد میبوسمت پای تمام چوبههای دار وقتی کبوتر روی آنها آشیان دارد وقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیست وقتی که او هم بال و پر در آسمان دارد میبوسمت پشت در سلولها وقتی بوی شکنجه از در زندان...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 تیر 1398 15:54
من فراتر از مرزهای پیراهنت تو را جستجو میکنم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 تیر 1398 15:53
من فراتر از مرزهای پیراهنت تو را جستجو میکنم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 تیر 1398 07:39
عشق یعنی یک سلام و یک درود عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن بدست عشق یعنی آب بر آذر زدن عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 تیر 1398 07:38
عشق یعنی سالهای سخت عمر عشق یعنی زهر شیرین بخت تلخ عشق یعنی خواستن له له زدن عشق یعنی سوختن پر پر زدن عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی یعنی سراب عشق یعنی لحظه های بی قرار عشق یعنی صبر یعنی انتظار عشق یعنی از سپیده تا سحر عشق یعنی پا نهادن در خطر عشق یعنی لحظه ی دیدار یار عشق یعنی دست در دست نگار عشق یعنی آرزو...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 تیر 1398 15:00
مرا از این که میبینی پریشان تر چه میخواهی؟؟ از این اتش به جز یک مشت خاکسترچه می خواهی؟ من از اوج نگاه تو به زیر پای افتادم!! بیا این اوج،این پرواز،این هم پر،چه میخواهی؟؟ مرا بی خودبه باران می بری با مستی چشمت!! بیا این چشمها،این گونه های تر، چه میخواهی؟ برای ادعای عشق این سینه کافی نیست؟؟ بیا این تیغ،این شمشیر،این هم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 تیر 1398 14:59
تو مالک تمام احساسم هستی تمام عشقم تمام احساس ناب دست نخورده ام که حاضر نیستم، حتی ذره ای از آن را با هیچکس تقسیم کنم با هیچکس جز تو . نه ، احساسم را با تو تقسیم نمیکنم بلکه آن را به تو تقدیم میکنم تمام احساسم را تمام عشقم را