-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 اردیبهشت 1397 08:29
صد خزان افسردگی بودم ، بهارم کرده ای تا به دیدارت چنین امّیدوارم کرده ای پای تا سر می تپد دل کز صفای جان چو اشک در حریم شوق ها آیینه دارم کرده ای در شب نومیدی و غم همچو لبخند سحر روشنایی بخشِ چشمِ انتظارم کرده ای در شهادتگاه شوق از جلوه ای آیینه دار پیش روی انتظارت شرمسارم کرده ای می تپد دل چون جرس با کاروان صبر و شوق...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 اردیبهشت 1397 08:27
عشقِ تو مثل هوای دَم صبح است تازه اَم می کند کافیست کمی تو را نفس بکشم کافیست ریه اَم را از دوست داشتنت پُرکنم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 اردیبهشت 1397 07:57
همیشه خواستم برم اما نمیشد کجای دنیا برم که بی تو باشم تو ازم قلبمو دزدیدی دیگه چجوی میخواستم از قلبم جداشم اولین دیدارمون که زیر بارون آخرین بارم توی بارون اشکام بعد تو هر کی تو این شهر منو دیده توی بارونا بدون چتر تنها موند از هرچی بارونه بیزارم وقتی بارون میبینم دیوونه میشم اولین آدمی ام که زیر بارون یجوری میسوزم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 اردیبهشت 1397 07:54
نمیتونم ازت دور شم نمیدونی برای من چقدر سخته چقدر خوبه که اینجایی چه خوبه عطر تو همیشه رو تخته دلم گرمه به لبخندت دلم میگیره وقتی که نمیخندی فقط محو تماشاتم توروزایی که موهاتو نمیبندی یه احساسی هر لحظه بهم میگه که خوشبختی به من نزدیکه نزدیکه تو آغوش و دردامو نمیفهمم همیشه تن تو گرم و رمانتیکه یه احساسی هر لحظه بهم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 08:09
همه با یار خوش و من به غم یار خوشم سخت کاری است ولی من به همین کار خوشم بلبلی همچو مرا باغ جنون باید باز که در آن آب و هوا با گل و با خار خوشم تلخ و شیرین جهانِ گذران می گذرد با می تلخ و خیال لب دلدار خوشم روزم ار تیره شد و بختم اگر خفت چه غم با شب هجـر تو و دیده بیدار خوشم نرگس مست تو آموخت به من درس فسون که سیه مستم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 08:08
من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟ نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟ چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟ من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟ جرمم این دان که ز جان دوستترت میدارم از پی دوستی تو به بلا افتادم حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟ پایمردی کن و از روی کرم دستم گیر که بشد کار من...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 08:02
ای کاش تو می دانستی چقدر دلتنگ توام ای کاش تو می دانستی چقدر شبها تو را بیدارم ای کاش تو می دانستی چقدر شبنم از چشمانم جاری است ای کاش تو می دانستی چقدر نسیم مژه های مرا چقدر باد جای پای ترا چقدر ترنم نامت لبان مرا در گلدان دلم می کارد ای کاش تو می دانستی که چقدر دلتنگ توام چقدر خورشید نگاه گرم ترا در دلم جاودانه می...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 08:01
من خسته چون ندارم ، نفسی قرار بیتو به کدام دل صبوری ، کنم ای نگار بیتو ره صبر چون گزینم ، من دل به باد داده که به هیچ وجه جانم ، نکند قرار بیتو صنما به خاک پایت ، که به کنج بیت احزان به ضرورتم نشیند ، نه به اختیار بیتو اگرم به سوی دوزخ ، ببرند باز خوش خوش بروم ولی به جنت ، نکنم گذار بیتو سر باغ و بوستانم ، به چه...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 08:29
دوستت دارم برای خودت برای چشم هایت برای دستهایی که نامهربانی را بلد نیست برای باور یک احساس برای خالی نماندن یک عشق برای جای جای پای تو بروی برف ها که زمستانم را بهاری میکند برای امیدی که با تو همیشه پابرجاست برای تمام فرداهایی که بی تو سپری نمیشود دوستت دارم برای خودم برای درکنار تو نشستن و با تو به آرامش رسیدن برای...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 08:27
بیهوده آزاد می کنم هوس های کولی ام را از حضور سلطه گر نامحسوست بیهوده با تبر حمله ور می شوم به سایه ات که بر دیوار زندگی ام افتاده است دیوار ویران می شود و سایه ات همچنان می ماند از آن زنانی نیستم که عشق را به پنکه ای زنگ زده تبدیل می کنند که جز چرخیدن در سقف انتظار هنر دیگری ندارد حال آنکه عشق تو مرا رها می سازد حتی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 08:27
از وقتی دوستت دارم حس می کنم همه آسمان ها از آن من است همه جاده ها از وقتی دوستت دارم حس می کنم شعرها همه ی شعرها عاشقانه تر شدند از وقتی دوستت دارم حس می کنم خدا دارد با من راه می رود سر می گذارد روی شانه های من از وقتی دوستت دارم لعنتی می دانستم که دوستت دارم ولی نمی دانستم این قدر دوستت دارم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 اردیبهشت 1397 09:44
تو میدانی شبها از خواب پریدن و دنبال تو گشتن یعنی چی ؟ نه ، نمیدانی بی قراری روز را هم نمیدانی من اما این بلا را دوست دارم که آوار خیالت بر سرم باشد دوست دارم خودم را در این خرابی آوارهات ببینم نبودنت را ولی دوست ندارم این دیگر خارج از توان من است رنجهای دنیا را به یک لبخندت میخرم این تسخیر فناناپذیر را دوست...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 اردیبهشت 1397 09:42
لبت نه گوید و پیداست می گوید دلت آری که اینسان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری دلت می آید آیا از زبانی این همه شیرین تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری نمی رنجم اگر باور نداری عشق نابم را که عاشق ازعیار افتاده در این عصرعیاری چه می پرسی ضمیر شعرهایم کیست ؟ آن من مبادا لحظه ای حتی مرا این گونه پنداری تو را چون...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 اردیبهشت 1397 09:40
در آخرین نامه ات از من پرسیده بودی که چه سان تو را دوست دارم؟ عزیزکم ، همچون بهار که آسمان کبود را دوست دارد همچون پروانه ای در دل کویر یا زنبوری کوچک در عمق جنگل که به گل سرخی دل داده است و به آن شهد شیرین اش آری ، من اینگونه تو را دوست دارم همچون برفی بر بلندای کوه یا چشمه ای روان در دل جنگل که تراوش ماهتاب را دوست...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 اردیبهشت 1397 09:39
یک پیاده رو وسط عصر اردبیهشت می خواهم که شانه به شانه ات تمام خیابانها را پرسه بزنم تو بگویی دوستت دارم و من قدم به قدم شهر را به جنون بکشم بی گمان مرزهای دیوانگی از اردبیهشت می گذرد
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 اردیبهشت 1397 09:39
از من نپرس چه خبر ؟ جز تو چیزی مهم نیست چون تو شیرین ترین خبرم هستی و گنجینه های دنیا بعد از تو ذرات غبارند از وقتی تو را شناختم رؤیای سپیده دم و سیمای گل و رنگ درختان را به یاد ندارم صدای دریا و نوای موج و آوای باران را به یاد ندارم ای تقدیری که در روحِ روح خانه کرده ای و شکل زمان را ترسیم می کنی و روزم را با تار و...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 اردیبهشت 1397 09:38
نبودن هایت آنقدر زیاد شده که دلتنگی هایم در دلم جا نمی شود از چشم هایم چکه می کند روی کا غذهای کاهی احساسم ... اینجا برای مردن بهانه زیاد است اگر زنده ام فقط به خاطر توست … 2) آسمان که چشم های تو باشد پرنده شدن عاشقانه ترین آرزوی دنیاست و پرواز سبزترین حس دست هایم برای نوشتن اردیبهشتی ترین شعر سال... 3) واژه هایی که...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 07:27
شب رسیده است و ستارگان سلامی دوباره می کنند و من در جستجوی صدایی از تو کهکشان را ورق می زنم ! تو صدای بی تشبیه جهان این زنی آن جا که هیچ کس شبیه تو نبود ! آن زمان که در قلبش، در گمنامی مطلق به سر می بردی ! صدای تو بوسیدنی است صدای تو در آغوش گرفتنی است ! صدای تو، برخورد موج ها بر صخره هاست
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 07:27
عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست وصل لب تو در خور هر بی خبری نیست هر چند نگه میکنم از روی حقیقت یک لحظه ترا سوی دل ما نظری نیست.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 07:26
به ساعت نگاه می کنم : حدود سه نصف شب است چشم می بندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم و طبق عادت کنار پنجره می روم سوسوی چند چراغ مهربان و سایه های کشدار شبگردان خمیده و خاکستری گسترده بر حاشیه ها و صدای هیجان انگیز چند سگ و بانگ آسمانی چند خروس از شوق به هوا می پرم چون کودکیم و خوشحال که هنوز معمای سبزی رودخانه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 11:34
چه کیفی دارد کسی باشد که وقتی نام کوچکت را از ته دل صدا می زند لبخندی رویِ لبانت نقش ببندد و تو آرام بگویی جانم به گمانم اینطور که باشد تو حتی عاشق نامت می شوی که از طرز صدا کردنش بفهمی اسمت که هیچ حتی وجودت مالکیتش به اشتراک گذاشته شده بینِ تو و اوی زندگی ات چه لذتی دارد صدایی مدام نامت را تکرار کند و تا تو جانم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 11:33
هرگز نگو خداحافظ خداحافظی با تو سلام گفتن به در به دری هاست و در آغوش کشیدن تمام تنهایی ها ترس ها سرگشتگی ها
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 11:33
از من نپرس چه خبر ؟ جز تو چیزی مهم نیست چون تو شیرین ترین خبرم هستی و گنجینه های دنیا بعد از تو ذرات غبارند از وقتی تو را شناختم رؤیای سپیده دم و سیمای گل و رنگ درختان را به یاد ندارم صدای دریا و نوای موج و آوای باران را به یاد ندارم ای تقدیری که در روحِ روح خانه کرده ای و شکل زمان را ترسیم می کنی و روزم را با تار و...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 اردیبهشت 1397 07:22
ماه دوست داشتنی من! در این سرزمین هیچ کس مثل تو تکرار نخواهد شد هیچ کس، هیچ کس به ترکیب خوش رنگی تو تکرار نخواهد شد تنهایی این روزهایم آسمانی می خواهد به خوش رنگی آغوش تو ... *** ماه دوست داشتنی من! مرزهایی که بین من و تو فاصله انداخته با مهر سکوت تو پرتر می شود بیا مهرش را بشکن شاید سبک شد پاقدم این فاصله و همه چیز...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 اردیبهشت 1397 07:22
ماه دوست داشتنی من! این سرزمین فقط به عطر تو آشناست ریشه هایش به طراوت دستان تو و زلالی احساس تو گره خورده است بگذار صادقانه بگویم ریشه جان من هم تا اعماق چشمان تو فقط جان دارد. ماه من این روزها اعجاز چشمانت کجاست؟ که ببیند جانم به لب رسیده است
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 اردیبهشت 1397 07:21
عطرِ تو تراود مگر از بسترم امشب کاین گونه گریزان شده خواب از سرم امشب چون تشنه پس از وصلتِ دریا و چه کوتاه از هر شبِ دیگر تک و تنهاترم امشب بیدار نشستم که غمت را چو چراغی از شب بِسِتانم، به سحر بِسپُرم امشب این گونه مضاعف شده ظلمت که من ای دوست از دولتِ یادِ تو شبی دیگرم امشب ای کاش پَری وار فرود آیی از آفاق یا آن که...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 10:19
ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻧﺸﺪﯼ ﺗﺎ ﺑﺸﻮﻡ ﻟﯿﻼ ﻣﻦ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻏﺮﻕ ﺳﺨﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﮕﺎﻥ، ﺍﻻ ﻣﻦ ! ﺣﺘﻤﺎً ﺍﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ :ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺸﻮﯾﻢ ﻭﺭ ﻧﻪ ﮐﻮ ﻓﺎﺻﻠﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺳﺮﺧﺖ ﺗﺎ ﻣﻦ؟ ﻋﻄﺮ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪﯼ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺗﻮ ﮐﺸﺖ ﻣﺮﺍ ﻟﺮﺯﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺳﺮﺍﭘﺎﻡ ﻭ ﺷﺪﻡ ﺭﺳﻮﺍ ﻣﻦ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﺸﺮﯼ ﺑﯿﺶﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭﻗﺖ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺳﺖ ﺩﮔﺮ، ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ... ﮐﻢ ﮐﻦ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺭﺍ، ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺍﻋﺎﺕ ﻧﮑﻦ ! ﺗﺮﺱ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 10:17
ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻫﯽ؟ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺗﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮ ﺗﻦ ﺗﻮ ﻋﯿﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ، ﺟﻬﻨﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 07:35
آنچنان جای گرفتی تو به چشم و دل من که به خوبان دو عالم نظری نیست مرا
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 07:34
مثل باران بهاری که نمی گوید کی، بی خبر در بزن و سرزده از راه برس...