-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 07:33
اگر بدانی وقتی نیستی چقدر بیهوده ام تلخم، خرابم و هیچ اگر بدانی فقط ... هیچوقت نمی روی بانوی زیبای من حتی به خواب
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 07:33
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو شب از فراق تو مینالم ای پری رخسار چو روز گردد گویی در آتشم بی تو دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا دو پایم از دو جهان نیز در کشم بی تو پیام دادم و گفتم بیا خوشم میدار جواب دادی و گفتی که من...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 07:30
ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی شد آه منت بدرقه راه و خطا شد کز بعد مسافر نفرستند سیاهی آهسته که تا کوکبه اشک دل افروز سازم به قطار از عقب قافله راهی آن لحظه که ریزم چو فلک از مژه کوکب بیدار کسی نیست که گیرم به گواهی چشمی به رهت دوخته ام باز که شاید بازآئی و برهانیم از چشم به راهی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 07:30
دلتنگ شده ام! به من بیاموز که ریشه ی عشقت را از ته بزنم. به من بیاموز که اشک چطور جان می دهد در خانه چشم. به من بیاموز که قلب چگونه می میرد و دلتنگی خود را می کشد.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 07:30
من از دوست داشتن، تنها یک لیوان آب خنک در گرمای تابستان میخواستم. من برای گریستن نبود که خواندم، من آواز را برای پر کردن لحظههای سکوت میخواستم. من هرگز نمیخواستم از عشق برجی بیافرینم، مهآلود و غمناک با پنجرههای مسدود و تاریک. دوست داشتن را چون سادهترین جامهی کامل عید کودکان میشناختم. تو زیستن در لحظهها را...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 اردیبهشت 1397 07:55
سودای تو را بهانه ای بس باشد مستان تو را... ترانه ای بس باشد! در کشتن ما چه می زنی تیغِ جفا؟ ما را سر تازیانه ای ... بس باشد!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 اردیبهشت 1397 07:55
ماه دوست داشتنی من! در این سرزمین هیچ کس مثل تو تکرار نخواهد شد هیچ کس، هیچ کس به ترکیب خوش رنگی تو تکرار نخواهد شد تنهایی این روزهایم آسمانی می خواهد به خوش رنگی آغوش تو ... *** ماه دوست داشتنی من! مرزهایی که بین من و تو فاصله انداخته با مهر سکوت تو پرتر می شود بیا مهرش را بشکن شاید سبک شد پاقدم این فاصله و همه چیز...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 اردیبهشت 1397 07:55
ماه دوست داشتنی من! بعضی دوست داشتن ها عمیق است و به همان اندازه دردناک قد می کشد فقط خدا می داند که ریشه اش تا کجای روحم رفته است ... ماه من! ای کاش از دوست داشتن ها هم رأی گیری می شد و از صندوق دل تو هم من بیرون می آمدم ای کاش صندوق دلتنگی هایم برای همیشه مهرش با بوسه لب های تو باز می شد
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 30 فروردین 1397 08:00
وعشق آنقدرها هم که فکر می کردیم عادلانه نبود زن همسایه عاشق شد پیراهن بلندتری دوخت من عاشق شدم گریه های بلند تری سر دادم در عصر ما همه همیشه دیر می رسند یکی به اتوبوس یکی به قطار یکی به یکی... .
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 30 فروردین 1397 07:59
چند سال باید بگویَم که دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم تا یکلحظه کنارِ تو به خواب رَوَم نه به خوابِ تو خواب بگو! بگو که چند سال باید نبودنت را هق هقِ شبانههایِ گریه کُنم چند سال ندیدَنت را بغضِ ترانههایِ سایه چند بار حسرتِ روزهایِ نداشتنت را خیمه بگو، چیزی بگو هر آنچه که باشد، علاقهیِ عزیز علاقه جانِ من انگار...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 30 فروردین 1397 07:59
بیا بیدار نشویم علاقه! دارد صبح میشود! بیا بیدار نشویم علاقه من در خوابِ تو بمانم وُ تو در خوابوخیال وُ خیالِ خوابِ من دارد صبح میشود هوا بیابرویم ساحل، درراه نان میخریم. وَ نان تازه و داغ از خانه چای میآوریم/ آفتاب نیامده بساطِ استکانِ داغ و بخار چای و بویِ نانِ تازه و طعمِ سفره خواب را میچینیم. نیا آفتاب جان...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 28 فروردین 1397 07:51
اگر قرار باشد کسی به هر دلیلی یک روز شرح حال مرا بنویسد تو در هر سطری از درد و شادیش حضور خواهی داشت چراکه بهترین اتفاقی هستی که برایم افتاده است
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 28 فروردین 1397 07:50
تو چه دانی که چه ها کرد فراقت با من؟ غم هجران تو، ای دوست، چنان کرد مرا که ببینی نشناسی که منم یا دگری؟
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 28 فروردین 1397 07:49
برایت از امید می نویسم، از کلمات گم شده، از سال هایی که تحویلِ گذشته می دهم و روزهایی که به انتظارت می نشینم. برایت از روزهای نیامده می نویسم، از رویاهای مشترک دور دست، روزهایی پر از شعر، پر از عشق، خالی از درد... دستت را می گیرم و به خلوت دلم می برم، خانه مان را نشانت می دهم، حتی آینه ها را هم غبار روبی کرده ام، دیگر...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 فروردین 1397 08:20
صد خزان افسردگی بودم ، بهارم کرده ای تا به دیدارت چنین امّیدوارم کرده ای پای تا سر می تپد دل کز صفای جان چو اشک در حریم شوق ها آیینه دارم کرده ای در شب نومیدی و غم همچو لبخند سحر روشنایی بخشِ چشمِ انتظارم کرده ای در شهادتگاه شوق از جلوه ای آیینه دار پیش روی انتظارت شرمسارم کرده ای می تپد دل چون جرس با کاروان صبر و شوق...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 فروردین 1397 08:19
حواست به حالِ بهار هست ؟ نه باران میخواهد نه موسیقی و شعر ذاتش انگیزهی دلدادن است حواست به ساعتِ روی دیوار هست ؟ این روزها برای حرفهای عاشقانه زود هم که بجنبی باز دیر میشود
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 فروردین 1397 08:19
عشقِ تو مثل هوای دَم صبح است تازه اَم می کند کافیست کمی تو را نفس بکشم کافیست ریه اَم را از دوست داشتنت پُرکنم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 27 فروردین 1397 08:18
اگر قرار باشد کسی به هر دلیلی یک روز شرح حال مرا بنویسد تو در هر سطری از درد و شادیش حضور خواهی داشت چراکه بهترین اتفاقی هستی که برایم افتاده است
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 فروردین 1397 08:10
چه زیباست اندیشیدن به تو در میان اخبار مرگ و پیروزی در زندان زمانی که از مرز چهل سالگی میگذرم چه زیباست اندیشیدن به تو به دستانت روی پارچه آبی به موهایت نرم و ابریشم گون چون خاک دلدادهام استانبول... شوق دوست داشتنت چون من دیگری در درونم... عطر برگهای شمعدانی بر سرانگشتانم آرامشی آفتابی و نیاز تن چون تاریکی ژرف و گرم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 فروردین 1397 08:05
تو را دوست دارم چون نان و نمک چون لبان گر گرفته از تب که نیمه شبان در التهاب قطره ای آب بر شیر آبی بچسبد! تو را دوست دارم چون دقایق شک ّ انتظار و دل واپسی هنگام گشودن بسته ای بزرگ که از درون آن بی خبری! تو را دوست دارم چون اولین سفر با هواپیما بر فراز اقیانوس چون هیاهوی درونم لرزش دل و دستم در آستانه دیداری در...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 فروردین 1397 08:05
در هوایی نامعلوم، دنج می شود احساسم ! ... شروع می شوی، از کتابی ناخوانده، با سر فصلی تازه !! میخوانمت، هزار بار!! و دوره میکنم تو را ... که تو را می برد میان من در روزنه هیاهو قرار میگردم تو را... بی قرار نام تو ، نام کتابم می شود کتابی به نام تو...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 فروردین 1397 08:04
من بودم تو و یک عالمه حرف ... و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد !!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 22 فروردین 1397 09:13
دنیای این روزای من همقد تنپوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا میکنیم، دنیا عجب جایی شده هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم آیندهی این خونه رو با شمع روشن میکنم در حسرت فردای تو تقویممو پر میکنم هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم همسنگ این روزای من...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 22 فروردین 1397 09:09
خط رو پیشونیم، چشمای بارونیم دستای لرزونم، پاهای بیجونم روح سرگردونم، گلای ایوونم حتا چوب سیگارم، فندک تبدارم دوست دارن برگردی خندهی غمگینم، پلکای سنگینم الکل تو خونم، خونهی زندونم خونهی متروکم، گلای گلدونم بار روی دوشم، شونهی داغونم دوست دارن برگردی تو آن عهدی که با من بسته بودی مگر بهر شکستن بسته بودی تو...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 22 فروردین 1397 09:07
من حالم که خوب باشد به سبزه ، سبزی اش را می دهم و به آسمان سپید آبی اش را و طلا را وقف خورشید می کنم با این وجود در زمستانی ترین حالت ها باز هم می توانم رنگ را تحریم کنم و گل را منع کنم از بودن من می دانم روزی خواهی آمد شانه به شانه ی من ، پرشور و زنده و می گویی که رویا نیستی و ادعا می کنی گرمای عشق ، تن را ثابت می...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 22 فروردین 1397 09:07
حرامم باشد اگر با داشتن عشقی چون تو اگر بعد از دل بستن به تو چشمانم جای دیگر چرخیده باشد دلم حوالی دلی دیگر دل دل کرده باشد قلبم تپش هایش برای غیر تو بوده باشد ذهنم کسی غیر تو را مرور کرده باشد حرامم باشد یادت نرود من از سر عشق با توام آخر تو نمیدانی آدم یکی مانند تو را داشته باشد دیگر حواسش جای دیگری نمیرود
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 فروردین 1397 07:57
در چشمانم نگاه کن خواهی دید که برایم چه معنایی داری در آن به دنبال قلبت بگرد به دنبال روحت باش و وقتی من را آن جا یافتی دیگر به دنبال چیزی نخواهی گشت به من نگو که این کار ارزشی ندارد نمی توانی به من بگویی که حتی فایده ای ندارد که برایت بمیرم می دانی که حقیقت دارد هر کاری که می کنم فقط به خاطر توست به درون قلبت بنگر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 فروردین 1397 07:56
مگذار که فرزانهی فرزانه بمیرم بگذار که دیوانهی دیوانه بمیرم میخانه دگر جای منِ بیسروپا نیست بگذار که پشتِ درِ میخانه بمیرم من بومِ هوس بودم و ویرانهی من ، دل بگذار که در گوشهی ویرانه بمیرم از خویش گسستم چو تو با غیر نشستی بگذار که در پای تو بیگانه بمیرم افسانه نما نام مرا خنده به لب ریز بگذار که ای شمع چو پروانه...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 فروردین 1397 07:55
تو می توانی تلخی های چای قهوه و شراب را بنوشی می دانی برای چه ؟ چرا که دختری چون من قند روی میز زندگی توست
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 فروردین 1397 07:43
دیروز وقتی کنارت بودم احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها امنیتی وصف ناپذیر داشت ! احساس گلی را که چیده نشد و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین حس می کردم درختی خوشبختم که جاده، دیگر از او عبور نخواهد کرد و گاه خودم را رودی آزاد می دیدم بی هیچ سد و معبری ... دیروز وقتی کنارت بودم چون جشنِ روزهایِ استقلال،...