-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 فروردین 1397 07:46
دستی شو مرا بگیر لبی شو مرا ببوس دلی شو مرا بخواه بگذار عشق نام دیگر تو باشد.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 فروردین 1397 07:45
چه رویایی ست صبح بخیر هایت طعمی دارد مانند زندگی فقط برای من تکرار کن.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 فروردین 1397 07:43
تنهابهانه ی زنده بودن من تویی... ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﺩﻟﻢ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﺬﺭﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮﺳﺖ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﺝﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻫﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ... ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﺎﺱﻫﺎﯼ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯽﺷﮑﻔﻨﺪ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻬﺎﺭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﯽﺭﻗﺼﻨﺪ ﺷﻤﻌﺪﺍﻧﯽﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻋﻄﺮﺁﮔﯿﻦ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 فروردین 1397 07:38
لذتی بالاتر از این نیست که کسی را بیابی که جهان را مثل تو ببیند اینگونه می فهمیم که دیوانه نبوده ایم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 فروردین 1397 07:46
انگار میخواهی از خاطرم بروی با سایه خیالت پشت سرم واژه هایی را که چون نامه ردوبدل کردیم نگاه ندار اما نور غروب را که در چشمانت پناه گرفته بود را به خاطر بسپار گاهی به یادت خواهم بود وقتی سربرگردانم و تو هنوز بی هیچ لبخندی در انتظار به من بگویی : زمان همه چیز را حل میکند صدایت را نمی شنوم و آنگاه که گام برمیدارم به سوی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 فروردین 1397 07:45
من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی رقیبان را به قتلم شادمان کردی ، نکو کردی به کنج کلبه ویران غم نومیدم افکندی مرا با جغد محنت همزبان کردی ، نکو کردی ز کوی خویشتن راندی مرا از سنگ محرومی ز دستت آنچه میآمد چنان کردی ، نکو کردی شدی از مهربانی دوست با اغیار و بد با من مرا آخر به کام دشمنان کردی ، نکو کردی چو وحشی...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 19 فروردین 1397 07:45
هر کس لحظه هایی دارد گاه بارانی و گاه طوفانی عشق کمی خیس شدن است با خود ببر مرا در میان آن بارانهای دور هر کسی شعری دارد و ترانه ای عشق کمی ریتم گرفتن است با خود ببر مرا به ریتم آن شعرهای دور هر کسی شبی دارد و قصه ای عشق کمی در رنج بودن است با خود ببر مرا به آن شبهای دور
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 18 فروردین 1397 07:45
چگونه دوست دارمت؟ بگذار روشهایم را بشمرم دوستت دارم به ژرفا و پهنا و بلندایی که روحم را توان رسیدن به آن هست آنگاه که سرشار از حسی ناپیدا به نهایت بودن و کمال زیبایی هستم دوستت دارم به اندازه خاموشترین نیاز هر روز به آفتاب و نور شمع دوستت دارم رها چنان مردمانی که برای حقیقت می جنگند دوستت دارم ناب چنان مردمانی که به...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 18 فروردین 1397 07:43
به من نگو چطور فراموشت کنم کنار بیابا دلی که می خواهد درد پنهانش باشی می توانم سالهابرایت رج به رج شعر ببافم ترانه بخوانم ودر دوردست ها فقط با لبخندهایت روزگار بگذرانم چشم هایت را به روی رفتن به روی هرجاده ای که جدایمان می کند به روی هرکسی جزمن که تو را به نام کوچکت صدا می کند ، ببند وکنار بیا با دلی که حتی فراموش...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 18 فروردین 1397 07:42
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را در شهر به بدنامی افسانه کند ما را بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری ترسم که غمت از جان بیگانه کند ما را در هجر چنان گشتم ناچیز که گر خواهد زلفت به سر یک مو در شانه کند ما را زان سلسله گیسو منشور نجاتم ده زان پیش که زنجیرت دیوانه کند ما را زینگونه ضعیف ار من در زلف تو آویزم مشاطه به...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 فروردین 1397 12:14
عشق تنها ارثیه ایست که از من به تو می رسد مرا ببخش اگر با دست های خالی دوستت داشتمت
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 فروردین 1397 12:14
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید از یار آشنا سخن آشنا شنید ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنید خوش میکنم به باده مشکین مشام جان کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید سر خدا که عارف سالک به کس نگفت در حیرتم که باده فروش از کجا شنید یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان دل شرح آن دهد که چه گفت و چهها شنید...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 16 فروردین 1397 12:10
می خواهم بگویم من عاشقم اما احساس شرم می کنم خودم را احمق نشان دهم پس می گویم متنفرم می خواهم بگویم نفرت دارم اما دشمنی ندارم پس می گویم بسلامتی می خواهم بگویم سلام اما شاید صدایم خیلی بلند باشد پس تظاهر می کنم هیچکس را نمی بینم می خواهم بگویم خداحافظ اما می ترسم دوباره برگردم پس چیزی نمی گویم اما این طوری سکوت سنگین...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 فروردین 1397 07:22
دلتنگی آدمی را به خیال می کشاند دلتنگم و کسی نمی فهمد این سکوت از گریه کردن غم انگیزتر است دلتنگم تو را می خواهم مرا به خاطر بیاور نیمه شبی که ندارمت را به خاطر بیاور روزهای تنهایی بی رحم اند مثل زن های بی عشق مثل روزهای تنهایی من گاهی نامت را به خاطر ندارم ولی هنوز هم "دوستت دارم" مرا به خاطر بیاور نیمه شبی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 فروردین 1397 07:21
تو چه دانی که چه ها کرد فراقت با من؟ غم هجران تو، ای دوست، چنان کرد مرا که ببینی نشناسی که منم یا دگری؟
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 فروردین 1397 07:19
تاوان تو را می دهم تو زیباترین گناه من بودی هر بار که حلقه را تنگ تر می کنی مرگ شیرین تر می شود این برزخ از لحظه های دلواپسی لبریز است آخرین تیر ترکش تویی از کمان رها شو می خواهم زیبا بمیرم.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 14 فروردین 1397 07:36
در من هزار بوسه ی مُعطر میل دارند به عاشقی های مکرر ات و آغوش هایی که رها کردن در مرام و مسلکشان نیست در من یک نفر جوری به داشتنت مشغول است که انگار چیزی جز این، از دست و دلاش برنمیآید بگذار آغوش به آغوش بوسه به بوسه شعر به شعر مسلط باشم به عشق به دوست داشتنت.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 14 فروردین 1397 07:35
در من هزار بوسه ی مُعطر میل دارند به عاشقی های مکرر ات و آغوش هایی که رها کردن در مرام و مسلکشان نیست در من یک نفر جوری به داشتنت مشغول است که انگار چیزی جز این، از دست و دلاش برنمیآید بگذار آغوش به آغوش بوسه به بوسه شعر به شعر مسلط باشم به عشق به دوست داشتنت.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 14 فروردین 1397 07:35
در من هزار بوسه ی مُعطر میل دارند به عاشقی های مکرر ات و آغوش هایی که رها کردن در مرام و مسلکشان نیست در من یک نفر جوری به داشتنت مشغول است که انگار چیزی جز این، از دست و دلاش برنمیآید بگذار آغوش به آغوش بوسه به بوسه شعر به شعر مسلط باشم به عشق به دوست داشتنت.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 14 فروردین 1397 07:35
دیروز وقتی کنارت بودم احساس پرنده ای را داشتم که در کنار آدم ها امنیتی وصف ناپذیر داشت ! احساس گلی را که چیده نشد و جاماند از گلفروشی ها و گلدان های بلورین حس می کردم درختی خوشبختم که جاده، دیگر از او عبور نخواهد کرد و گاه خودم را رودی آزاد می دیدم بی هیچ سد و معبری ... دیروز وقتی کنارت بودم چون جشنِ روزهایِ استقلال،...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 14 فروردین 1397 07:28
برایم آفتابگردانی پست کن در پاکتی مهر و موم تا روشنی در میان راه هدر نرود ! آدرس همان همیشگی ست و " من النور الی الظلمات..." را تمام پستچی ها بلدند ! بیش از آنچه فکر کنی تاریکم و هر چه به پاهایم نگاه می کنم چیزی نمی بینم ... دست هایم را نمی بینم خودم را نمی بینم و چشم هام گذرگاهی مرزی ست تا محموله ی نور به...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 14 فروردین 1397 07:27
دوباره سنگ زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره باد زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره موج زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره آتش زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت دوباره مرد زاده خواهم شد و باز تو را ای زن دوست خواهم داشت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 اسفند 1396 09:04
تمامی شب را با تو سر کردهام کنار دریا ، در جزیره وحشی و گوارا بودی میان خلسه و خواب میان آتش و آب شاید بسیار دیرهنگام خوابهایمان به هم آمیخت بر فراز و یا در اعماق بر فراز چون شاخههائی که به یک باد میجنبند و در اعماق چون ریشههای سرخی که به هم میپیوندند شاید خوابهای تو از خواب من برخاستند و از میان دریای تاریک به...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 اسفند 1396 09:03
کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم چو بر آنجا گذرت می افتاد به سرا پای تو لب می سودم کاش چون نای شبان می خواندم به نوای دل دیوانه تو خفته بر هودج مواج نسیم میگذشتم ز در خانه تو کاش چون پرتو خورشید بهار سحر از پنجره می تابیدم از پس پرده لرزان حریر رنگ چشمان ترا میدیدم کاش در بزم فروزنده تو خنده جام شرابی بودم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 26 اسفند 1396 09:03
آنها قطره های باران بودند که از نور به جانب تاریکی بال می زدند و ما از قضا در روزی بارانی برای نخستین بار همدیگر را دیدیم و تنها رنگین کمان های اطراف فانوسهای بی رمق در مه از عشق آینده من و تو خبر دادند که تابستان گریخته است که زندگی پریشان است و نورانی که دیگر مهم نیست چگونه زیستی تو خیلی کم ، خیلی کم بر روی زمین...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 اسفند 1396 07:44
عاشقِ یکی که خیلی خوبه، شدن خیلی سخته! تو فک کن بخوای با مهربونترین آدمِ دنیا مهربون باشی، بخوای برای شاعر شعر بنویسی، بخوای دلِ یه عاشقو با عشقت بلرزونی! سخته دیگه... تو هر راهی بخوای بری اون قبلِ تو، خیلی قبلِ تو، تا ته رفته! تو هرجور بخوای غافلگیرش کنی، میبینی تهش اونه که داره با خوبیای بیحدومرزش، غافلگیرت میکنه!...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 اسفند 1396 07:44
نبودن تو ... فقط نبودن تو نیست ، نبودن خیلی چیزهاست ... کلاه روی سرمان نمیایستد شعر نمیچسبد ... پول در جیبمان دوام نمیآورد ... نمک از نان رفته ، خنکی از آب ما بی تو فقیر شدهایم ...!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 23 اسفند 1396 07:43
احساس سنگ خارا نیست که همین طور بماند و بماند و بماند... احساس مثل شاپرک مثل عطر می پرد! درست توی همان روزهایی که دوستت دارم دوستم داشته باش!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 22 اسفند 1396 07:27
در آغاز عاشق شدم به برق نگاهت به خنده ات به اشتیاقت به زندگی اکنون نیز دوست می دارم گریه ات را و بیم ات را و نگرانی ات را از فردا و درماندگی نهفته در چشمانت را
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 22 اسفند 1396 07:25
عشق من به تو مانند رود کوهستانی است پیوسته و پایدار عشق من به تو شبیه تابش ابدی خورشید است یا مانند دریا که هرگز نمی آساید امواج قوی و نجیبش که از آغوش بازش پیوسته می گذرد عشق من به تو مانند درختی است که در قلب ریشه کرده است عشقی بی قید و شرط حقیقی و ابدی و خاموش نشدنی