خانه عناوین مطالب تماس با من

شعر عاشقانه

شعر عاشقانه

ابر برجسب

مجذوب تبریزی، یرزا محمدجعفر شعله نیریزی

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • هوشنگ ابتهاج
  • [ بدون عنوان ]
  • سعدی
  • عارف اخوان
  • باران مقدم
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • حامد نیازی
  • عرفان یزدانی
  • [ بدون عنوان ]

بایگانی

  • بهمن 1404 2
  • دی 1404 20
  • آذر 1404 39
  • آبان 1404 35
  • مهر 1404 36
  • شهریور 1404 40
  • مرداد 1404 64
  • تیر 1404 23
  • خرداد 1404 23
  • اردیبهشت 1404 25
  • فروردین 1404 32
  • اسفند 1403 48
  • بهمن 1403 48
  • دی 1403 13
  • آذر 1403 14
  • آبان 1403 21
  • مهر 1403 19
  • شهریور 1403 21
  • مرداد 1403 23
  • تیر 1403 10
  • خرداد 1403 15
  • اردیبهشت 1403 12
  • فروردین 1403 11
  • اسفند 1402 11
  • بهمن 1402 15
  • دی 1402 11
  • آذر 1402 16
  • آبان 1402 14
  • مهر 1402 17
  • شهریور 1402 11
  • مرداد 1402 17
  • تیر 1402 19
  • خرداد 1402 19
  • اردیبهشت 1402 11
  • فروردین 1402 11
  • اسفند 1401 14
  • بهمن 1401 18
  • دی 1401 13
  • آذر 1401 13
  • آبان 1401 14
  • مهر 1401 7
  • شهریور 1401 5
  • مرداد 1401 5
  • تیر 1401 4
  • خرداد 1401 14
  • اردیبهشت 1401 15
  • فروردین 1401 10
  • اسفند 1400 9
  • بهمن 1400 9
  • دی 1400 10
  • آذر 1400 14
  • آبان 1400 15
  • مهر 1400 6
  • شهریور 1400 15
  • مرداد 1400 14
  • تیر 1400 13
  • خرداد 1400 9
  • اردیبهشت 1400 10
  • فروردین 1400 14
  • اسفند 1399 17
  • بهمن 1399 16
  • دی 1399 17
  • آذر 1399 15
  • آبان 1399 14
  • مهر 1399 29
  • شهریور 1399 52
  • مرداد 1399 24
  • تیر 1399 8
  • خرداد 1399 12
  • اردیبهشت 1399 21
  • فروردین 1399 22
  • اسفند 1398 17
  • دی 1398 23
  • آذر 1398 51
  • آبان 1398 54
  • مهر 1398 65
  • شهریور 1398 29
  • مرداد 1398 85
  • تیر 1398 46
  • خرداد 1398 18
  • اردیبهشت 1398 7
  • فروردین 1398 25
  • اسفند 1397 40
  • بهمن 1397 16
  • آذر 1397 2
  • آبان 1397 10
  • مهر 1397 32
  • شهریور 1397 29
  • مرداد 1397 26
  • تیر 1397 63
  • خرداد 1397 78
  • اردیبهشت 1397 49
  • فروردین 1397 44
  • اسفند 1396 64
  • بهمن 1396 68
  • دی 1396 57
  • آذر 1396 73
  • آبان 1396 76
  • مهر 1396 63
  • شهریور 1396 65
  • مرداد 1396 76
  • تیر 1396 94
  • خرداد 1396 88
  • اردیبهشت 1396 63
  • فروردین 1396 61
  • اسفند 1395 63
  • بهمن 1395 82
  • دی 1395 56
  • آذر 1395 86
  • آبان 1395 94
  • مهر 1395 44
  • شهریور 1395 50
  • مرداد 1395 70
  • تیر 1395 62
  • خرداد 1395 90
  • اردیبهشت 1395 57
  • فروردین 1395 77
  • اسفند 1394 105
  • بهمن 1394 99
  • دی 1394 120
  • آذر 1394 171
  • آبان 1394 237
  • مهر 1394 188
  • شهریور 1394 242
  • مرداد 1394 196
  • تیر 1394 120
  • خرداد 1394 176
  • اردیبهشت 1394 148
  • فروردین 1394 88
  • اسفند 1393 156
  • بهمن 1393 83
  • دی 1393 110
  • آذر 1393 98
  • آبان 1393 112
  • مهر 1393 115
  • شهریور 1393 105
  • مرداد 1393 54
  • تیر 1393 106
  • خرداد 1393 154
  • اردیبهشت 1393 116
  • فروردین 1393 54
  • اسفند 1392 108

جستجو


آمار : 67245 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 6 اسفند 1393 03:36
    پابه پای هوس دوست پریشانم و مست وای اگر دل نکنی از دل بیگانه پرست عهد من بود پریشان نگاهت نشوم به فدای سرت ای دوست دلم توبه شکست بنشین یک نفسی مست که در این دنیا می شود زندگی و مرگ فقط دست به دست جان من، خاطر من ،عطر تن و پیرهنم تا به کی نیمه شب از فکر تو بیدار نشست من به چشمان تو بد مست ترین روی زمین تو ولی این همه...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 5 اسفند 1393 08:09
    گر چه با یادش، همه شب، تا سحر گاهان نیلی فام، بیدارم؛ گاهگاهی نیز، وقتی چشم بر هم می گذارم، خواب های روشنی دارم، عین هشیاری ! آنچنان روشن که من در خواب، دم به دم با خویش می گویم که : بیداری ست ، بیداری ست، بیداری ! *** اینک، اما در سحر گاهی، چنین از روشنی سرشار، پیش چشم این همه بیدار، آیا خواب می بینم ؟ این منم، همراه...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 5 اسفند 1393 08:07
    به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته ، آهسته تر از صدای بال پروانه ها به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند ، بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی، چون فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد فریاد دوستت دارم را میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند پس بگذار بدون هیچ...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 5 اسفند 1393 08:06
    می رم تنها می رم اونور دنیا می رم پیدا کنم رویای رویا می رم اونجایی که راهی نداره می رم تا بشکنم سد رو دوباره می رم من با همه غرور و مستی می رم که منتظر هنوز نشستی می رم تا پاک کنم اشکای گونه می رم تا خواب تو تا آشیونه می رم تا جمع کنم ستاره ها رو می رم تا پر کنم پیاله ها رو می رم پیدا کنم ندای مستی می رم تا پر بشم از...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 5 اسفند 1393 08:05
    تو این فکر بودم که با هر بهونه یه بار آسمون‌و بیارم تو خونه حواسم نبود که به تو فکر کردن خود آسمونه خود آسمونه تو دنیای سردم به تو فکر کردم که عطرت بیاد و بپیچه تو باغچه بیای و بخندی تا باز خنده‌هات‌و مث شمعدونی بذارم رو طاقچه به تو فکر کردم به تو آره آره به تو فکر کردم که بارون بباره به تو فکر کردم دوباره دوباره به...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 5 اسفند 1393 08:04
    این تست در دانشگاه نورس ایسترن بوستون تهیه شده است چگونه از این تست استفاده کنیم؟ عبارات زیر را بخوانید. معشوق‌تان را تصور کنید و نام معشوق‌تان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد ۷، اگر نسبتا موافق بودید، عدد ۶، اگر کمی‌ موافق بودید عدد ۵، اگر عبارت را هم درست می‌دانستید و هم...
  • [ بدون عنوان ] سه‌شنبه 5 اسفند 1393 07:52
    چقـدر دوست دارم دوست داشتنت را ... !! دوست داشتـن تـــویی کـه ممنـوع ترینی برای مــــن چقـدر دلم هوایت را دارد ... !! هوای تــــــویی که حق نفس کشیـدن در هوایت را نـدارم چقـدر آرامش میدهی به مـن !! تـــــویی کـه حق آرامش گرفتـن از وجودت را ندارم چقـدر زیبا نوازش میکنی روحـم را !! تـویی کـه حق نوازش روحت را ندارم چقـدر...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 4 اسفند 1393 13:25
    در بازوان بهار احساس من از شاخسار کاج گذشت در ساحل چشمانت به گل نشست چکیدم بر ابر ابروهایت و باریدم تا سر انجام مژگانت . گونه هایت پر بار میشوند که آبی میشوی تا ثریا چشم می اندازم و ساز رفتن را کوک میکنم مضراب میرقصد و سیمهای رابطه می رقصاند دختر قاصدک چگونه در باد خاطراتش را به مستی بر آفتاب حک میکند در بازوان بهار...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 4 اسفند 1393 13:20
    آه ای کسی که شرح تو بیتابی من است! چشمان تو بهانه ی بی خوابی من است در باغ صورتت که بهاریست هر نفس لبهای تو شکوفه ی عنابی من است از تیرگی زلف تو تا ماه چهره ات قلبم گواه هر شب مهتابی من است از حسن مهر توست که اینگونه آفتاب در آسمان پنجره ی آبی من است امید لمس دست تو تا روز دیدنت تنها دلیل محکم پایابی من است
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 4 اسفند 1393 13:18
    خانم! همیشه ابر شما روی چتر ماست هرچند استعاره در این حال هم خطاست اندام ارتجاعی چترم که سفت بود در زیر بار ابر شما لنگ در هواست گاهی که دست بی نمکم شور میشود شک میکنم،نکند آشپز دوتاست؟؟؟!!! مفعول تو منم تو مرا سیر کرده ای فعلی که تک گواه بر آن هم فقط خداست اثبات میشود که دروغ است لطف تو شاهد کم است و الاالله،لا...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 4 اسفند 1393 13:14
    ه من فرصت بده تا مرز خوبی را به حد قلب تاریکی ِ فردایم بیاموزم.... به من فرصت بده تا لحظه های با تو ماندن را به وقت ِ قلب ِ تنگ و شام کوتاهم بیاموزم. دلم تنگ شب و صبح و غروب و صبحگاهی هاست... برای لحظۀ آرامش رویا و امید و خیال ناب آینده دلم تنگ نسیم عشق پرباریست که گهگاه از خیال مست چشمانت چو خورشیدی به چشمان ترم...
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 4 اسفند 1393 13:12
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 4 اسفند 1393 13:10
    چاه نفت ندارم که به آن بنازم، یا معشوقه هایم در آن شنا کنند .. ثروت آقاخان ندارم یا جزیره ی اوناسیس که به پهنای یک دریاست ؛ من شاعرم و تنها ثروتم دفتر شعرم و چشمهای قشنگ توست ..
  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 4 اسفند 1393 13:06
    گیسو به دست می کشد از رخ نقاب را تا شرم در نقــاب کشد آفتـــــاب را با غمزه ای کشیده به جریان جزرو مد دریــا و رودخانـــه و جــــوی وسراب را پلک از حریر بسته حصاری به دور چشم مو از هوس به دور تنش پیــــچ و تـاب را کافیست تا که از سر این کوچه بگذرد تا شط خون کند جگر شیخ و شاب را با هر قدم به دفتــر شعرم می آورد عطر...
  • دوستت دارم یکشنبه 3 اسفند 1393 13:22
    بردار دیگر از سرت ان شال رنگی را از روی چشمت عینک اصل فرنگی را آماده ای یک جفت دیگر شو غزال من ا زتن بکن پیراهن تنگ پلنگی را من تشته فتح توام پش بی از این نگذار در انتظار شهر خود این اسب جنگی را با من بگو شیرینی این خنده ها از چیست؟ یا از کجا اورده ای این شوخ و شنگی را از خواب دهها ساله ای با بوسه ی خود بیدارکن! جانی...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 3 اسفند 1393 13:13
    نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست بی گمان در دل من جای کسی هست که نیست غرق رویای خودش پشت همین پنچره ها شاعری محو تماشای کسی هست که نیست در خیالم وس شعر کسی هست که هست شعر آبستن رویای کسی هست که نیست کوچه در کوچه به دستان تو عادت میکرد شهری از خاطره منهای کسی هست که نیست مثل هر روز نشستم سر میزی که فقط خستگی های منو چای...
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 3 اسفند 1393 13:10
    کلبه ام پنجره ای باز به دریا دارد خوب من! منظره ی خوب تماشا دارد ساختم آیینه ای را به بلندای خیال تا خودت را به تماشای خودت وا دارد راز گیسوی تو دنیای شگفت انگیزی ست که به اندازه صد فلسفه معنا دارد گوش کن خواسته ام خواهش بیجایی نیست اگر آیینه ی دستت بشوم جا دارد چشم یک دهکده افتاده به زیبایی تو یعنی این دهکده یک دهکده...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 2 اسفند 1393 17:56
    روزی که به مردی برخوردی که یاخته های تنت را به شعر بدل کند و با پیچش موهایت شعر بسازد روزی که به مردی برخوردی که قادرت کند - مثل من - با شعر حمام کنی سرمه بکشی و موهایت را شانه کنی آن روز می گویم: تردید نکن با او برو مهم نیست مال من باشی یا او مهم این است مال شعر باشی
  • [ بدون عنوان ] شنبه 2 اسفند 1393 08:02
    بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست سوگند می خورم به مرام پرندگان در عرف ما، سزای پریدن تفنگ نیست با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست در کارگاهِ رنگرزانِ دیار ما رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست از بردگی مقام بلالی گرفته اند در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست دارد...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 2 اسفند 1393 08:01
    عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر است بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قرآن خوانده ام... یعقوب یادم داده است : دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتر است نامه هایم چشمهایت را اذیت می کند درد دل کردن برای تو حضوری بهتر است چای دم کن... خسته ام از تلخی نسکافه ها چای با عطر هل و گلهای قوری بهتر است من سرم بر شانه ات ؟...یا...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 2 اسفند 1393 07:59
    کاش می دانستی، من سکوتم حرف است، حرف هایم حرف است، خنده هایم، خنده هایم حرف است. کاش می دانستی، می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم. کاش می دانستی، کاش می فهمیدی، کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند، یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند. من کمی زودتر از خیلی دیر، مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 2 اسفند 1393 07:57
    آمدی طبعم شکوفا شد، بهارانی مگر؟ صورتم شد خیس خیس ازشوق، بارانی مگر؟ آمدی با دیدنت برخاست در من مرده ای روح رستاخیزی من! در تنم جانی مگر؟ آمدی و هر خیال دیگری غیر از تو را پیش پایت سر بریدم عید قربانی مگر؟ تا ابد دیوانه ی زنجیری موی تواَم نیست امّید رهایی از تو، زندانی مگر؟ خواستی عشق زلالم را بسنجی با قسم ای تو تنها...
  • [ بدون عنوان ] شنبه 2 اسفند 1393 07:57
    خـدا کـنـد کـه جـواب سـوال مـن بـاشــد فـرشـتـه ‌ای که قرار است مال من باشد شبیه شعـر که در دوستـی وفادار است رفیـق روز و شب و ماه و سال من باشد برایم از گـل و نـسـریـن و یاس بنویسـد! بــهـــار خـــرم بــاغ خــیــال مــن بــاشــد به دست هیـچ کـلاغـی بهـانه ‌ای نـدهـد کبوتری که خودش خواست بال من باشد نظیـر مـعجـزه نـان...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 1 اسفند 1393 15:22
    گاهی یکی ... هر قدر هم دور.. همین که هست.. دنیایت بی وچون و چرا... ب حضورش زیباترین است گاهی یکی... وقتی که دیگر نیست.. تو در دنیایی.... تنهاترینی
  • [ بدون عنوان ] جمعه 1 اسفند 1393 15:17
    تما شایی ترین تصویر دنیا میشوی گاهی دلم میپاشد از هم . بس که زیبا می شوی گاهی حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است که پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی به ما تا میرسی کج میکنی یکباره راهت را ز ناچاریست گر همصحبت ما میشوی گاهی دلت پاک است اما با تمام سادگی هایت به قصد عاشق ازاری معما میشوی گاهی تو ار از سرخی سیب...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 1 اسفند 1393 15:13
    کلبه ای می سازم .... پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیبایی دل تنهای تو باشد پنجره هایش از عشق سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم همه دلخوشی ام بودن توست و چراغ شب تنهایی من نور چشمان تو است کاشکی در سبد احساسم شاخه ای مریم بود...
  • [ بدون عنوان ] جمعه 1 اسفند 1393 14:58
    دلم باران دلم دریا دلم لبخند ماهی ها دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور دلم بوی خوش بابونه می خواهد دلم ارامش ترد و لطیف صبح شالیزار دلم صبحی بوسه ای عشقی نسیمی عطر لبخندی نوای دلکش تا رو کمانچه از مسیری دورتر حتی دلم شعری پر از اویشن و گل پونه می خواهد دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند دلم اوازهای سر خوش مستان...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 30 بهمن 1393 10:13
    دل که بهر دیدنت دیگر به جایش بند نیست عقل هم با دیدن چشم تو قدرتمند نیست ساده مثل عامل تاراج بانک صادرات قلب من را برده ای دستم به جایی بند نیست می شود پایان تلخ عاشقی را حدس زد پاسخ عاشق ولی چیزی به جز لبخند نیست اسم خود را حذف کردم از صف اهدای عضو قلب عاشق ها که دیگر قابل پیوند نیست من فقط با وصف زیبایی تو شاعر شدم...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 30 بهمن 1393 09:48
    هوا سرد است من از عشق لبریزم چنان گرمم چنان با یاد تو در خویش سرگرمم که رفت روزها و لحظه ها از خاطرم رفته است هوا سرد است اما من به شور و شوق دلگرمم چه فرقی می کند فصل بهاران یا زمستان است؟ تو را هر شب درون خواب میبینم تمام دسته های نرگس دی ماه را در راه می چینم و وقتی از میان کوچه میایی و وقتی قامتت را در زلال اشک...
  • [ بدون عنوان ] پنج‌شنبه 30 بهمن 1393 09:44
    نیمه های شب بود... باز باران بارید عقربه روی زمان میرقصید باد اهسته و خندان امد با لبش پنجره را هل میداد پرده از شرم و حیا سرخ شد و میلرزید باد ارام امد پرده را در اغوش خویش گرفت پرده و باران میان باران از عشق هم میخندیدند باز هم باران زد خیس شد گونه ی باد پرده را میبوسید پرده هم دل میداد باز باران بارید ... باد را...
  • 7032
  • 1
  • ...
  • 192
  • 193
  • صفحه 194
  • 195
  • 196
  • ...
  • 235